لیست دستور جلسات هفتگی کنگره ۶۰ ، بر مبنای نیاز های یک مسافر در طول یک سال سفر و طول درمان اعتیاد و همچنین سایر مسایلی که در کنگره ۶۰ نیاز به آموزش آن ها می باشد ، تنظیم می شود .
بخشی از این دستور جلسات ، مستقیماً به موضوع جهانبینی مربوط می شود . مانند جهانبینی و فرق نگاه مسافر و معتاد ، جهانبینی ۱ و ۲ و دستور جلسه این هفته یعنی دانایی ، دانایی موثر ، سواد .
میزان دانائی؛ سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی ؛ انسانی اندیشید.
از این مطلب ، چنین استنباط می شود که علامت و نشانه دانایی ، سواد نیست ، متمدن و امروزی بودن نیست ؛ لباس های شیک و همگام با فشن روز دنیا بودن نیست . علامت و نشانه دانایی ، اندیشه و تفکر ماست و بعد از تفکر ، اینکه ما در آزمایشات روزانه ، و دوراهی و چند راهی هایی که در طول روز و در تمامی لحظات زندگی و حتی در خواب با آن ها مواجه می شویم، چه راهی را انتخاب می کنیم.
انتخاب های ما نشانه دانایی ماست.
مقوله دانایی تفسیر دیگری نیز دارد که در جزوه جهان بینی به آن اشاره می شود. بر این اساس ، میزان دانایی ما در سطحی مثلث گونه قرار می گیرد که اگر اضلاع آن برابر باشد، می شود دانایی مؤثر یا دانایی که می توانیم به آن عمل کنیم، در غیر این صورت ، یعنی اگر اضلاع مثلث دانایی ما برابر نباشند و یا کوچک و بزرگ باشند، آن دانایی، دانایی مؤثر نیست.
اضلاع مثلث دانایی عبارتند از تفکر، تجربه و آموزش. یعنی اگر ما در مقوله ای به اندازه کافی تفکر، تجربه و آموزش داشته باشیم ، می توانیم ادعا کنیم که در آن مقوله به دانایی رسیده ایم. اما اگر اضلاع برابر نباشند مثلأ تجربه زیاد باشد اما تفکر کم باشد یا تفکر باشد اما آموزش کافی نباشد، آن وقت ، آن دانایی فقط در حد دانستن است، دانستنی که توان عمل به آن را نداریم.
اکثر انسان ها دارای مثلث بزرگی از دانایی هستند، بسیاری از مسائل را می دانند ، اما مثلث دانایی مؤثر آن ها که در درون مثلث دانایی قرار می گیرد ، معمولأ خیلی کوچک است. یعنی میزان دانایی مؤثر به مراتب کمتر از میزان دانایی است.
باید بدانیم برای دانسته های ما و یا علم و دانش ما که توان عمل به آنها را نداریم، ارزشی وجود ندارد. باز هم به قول سردار " برای باورها ارزشی نیست "، باور، اعتقاد یا علم و دانشی که ما به آن عمل نمی کنیم ، ارزشی ندارد.
به دیگر سخن ، این نوع از دانستن فرقی با ندانستن ندارد.
البته مسیر رسیدن به دانایی مؤثر از دانایی غیر مؤثر می گذرد و ما ابتدا به دانایی می رسیم و سپس در ادامه آرام آرام دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل می شود و اگر از این منظر به دانایی نگاه کنیم دیگر نمی توانیم بگوئیم که مطلقأ هیچگونه ارزشی ندارد. به هر حال منظور این است که دانسته ها و یا دانایی ما زمانی ارزش پیدا می کند که به آنها عمل کنیم.
در دنیای ما بعضأ اینگونه تصور می شود که انسان های با سواد و یا با درجه علم و دانش بالا، قطعأ انسان های دانایی هستند ، اما گاهی اوقات با انسان هایی روبرو می شویم که از علم و دانش و سواد بالایی برخوردار هستند اما در مجموع انسان های دانایی نیستند و ما شاهد رفتارهایی از آن ها هستیم که اوج بی تعادلی و حال خرابی است، پس سواد و یا علم و دانش نمی تواند به مفهوم دانایی هم باشد و یا بالعکس ممکن است با انسان هایی روبرو شویم که حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته باشند ، اما در رفتارهای آن ها و تفکرات آن ها ممکن است چنان نشانه هایی از تعادل و دانایی ببینیم که متعجب شویم، پس بی سواد بودن به معنی نادان بودن نیست.
سواد ، چیزی است که به صورت پتانسیل همه انسان ها آن را دارا می باشند، اما بایستی از حالت پتانسیل به بالفعل تبدیل می شود و این نیاز به آموزش دارد.
اما موجوداتی هستند که نرم افزار یا قابلیت سواد در خلقت آنها گنجانده نشده است. مثلأ یک الاغ هرقدر هم آموزش ببیند با سواد نمی شود، چون چنین چیزی در خلقت و طراحی او تعریف و تعبیه نشده است ،
مورد دیگر، وضعیت ظاهری و یا لباس و تیپ ماست. وضعیت ظاهری و لباس و تیپ و قیافه ما ضمن اینکه بسیار مهم است ، اما باید بدانیم که نشانه دانایی نیست.
نشانه دانایی در نهایت به تفکرات و اعمال ما منتهی می شود، اینکه انسانی بیاندیشیم و به رفتارها، عمل و سخن، آزمایش الهی بدهیم.
در جایی دیگر از کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و باز هم از قول سردار نقل می شود، اگر بوی گل و یا چمنی حقیقی باشد، نیاز به بیان نیست ، زیرا از فاصله دورتر هم می شود با حس آن را دریافت کرد، یعنی اگر یک گل دارای عطر خوش و خوبی باشد ، نیاز نیست که داد و فریاد بزند که من گل هستم و عطر و بوی خوبی دارم، هر کس در کنار او باشد این عطر را حس می کند و نیازی نیست که گل این را بگوید.
انسانی هم که داناست، دانایی او خیلی خوب قابل تشخیص است، هیچ نیازی نیست که فریاد بزند که من دانا هستم، این نشانه بارزی است از نادانی.
یادمان باشد، ابراز دانایی و گفتن این مطلب نشانه نادانی است و یک انسان دانا هیچ وقت نمی گوید که من دانا هستم.
ما برای اینکه بتوانیم حریف قدرتمندی چون اعتیاد که در پشت آن ، قدرت شیطان نهفته است، پیروز شویم، تنها سلاحمان دانایی است.
مسیر کنگره ۶۰ و آموزش های کنگره ۶۰ چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این دانایی در نهایت خود را در رفتارهای ما و انتخاب های ما نشان خواهد داد. ما در کنگره ۶۰ بعد از درمان اعتیاد به دنبال تعادل هستیم و تعادل نتیجه دانایی است، بدون رسیدن به دانایی نه تنها به تعادل نمی رسیم حتی به درمان هم نمی رسیم.
دانایی است که در هر لحظه به ما می گوید که چه درست است و چه نادرست و این دو راهی ها پایانی ندارد، امید که همه ما بتوانیم در مسیر دانایی حرکت نمائیم.
تهیه و تایپ: راهنما مسافر عباس حاتمی
ویرایش متن: مسافر محمود( نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
41