هفتمین جلسه از دور پنجم از سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی مسافر جلالالدین، نگهبانی مسافر سیگار ارسلان و دبیری مسافر کیانوش با دستور جلسه « دانایی، دانایی موثر، سواد » در روز سه شنبه مورخه ۱۴۰۵٫۶٫۱۰ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه متشکرم که استادی جلسه را به من سپردند. دستور جلسه امروز ( دانایی ،دانایی موثر، سواد ) هست. دانایی چی هست؟ دانایی سه ضلع دارد که این سه ضلع به ما میگوید که باید تجربه، تفکر و آموزش داشته باشیم تا به دانایی برسیم. این سه ضلع باید با هم برابر باشند یعنی تفکرمان به اندازه تجربه و آموزشمان باشد تا به دانایی موثر برسیم. یعنی وقتی دانایی ما موثر است که ابتدا دانش و آگاهییمان را بالا ببریم و بتوانیم در زندگی این دانش و آگاهی را کاربری کنیم تا در زندگی ما تغییراتی حاصل بشود.
اگر ما دانش و آگاهی داشته باشیم و از آن استفادهای نبریم، در این مورد آقای مهندس این مثال را میزنند؛ کسی که دانش و آگاهی دارد اما از آن استفاده نمیکند، مثل یک خر که صدها کتاب بارش کردیم و همیشه این کتابها را حمل میکند و هیچ استفادهای از این کتابها نمیکند. بنابراین دانش و آگاهی باید مورد استفاده قرار بگیرد و فقط آموختن نیست و به کار گیری دانایی مهم است.
سال ۷۶ من محصل بودم در هنرستان و رشته برق میخواندم، تابلو برق که میبستیم روی تخته، فاز و نول از ورودی میآمد و بعد وارد تقسیم میشد و بعد وارد مدار میشد و باید جوری طراحی میکردیم که فاز و نول به هم برخورد نکند، یکی از همکلاسیها همیشه اشتباه تابلو را میبست و وقتی معلم فیوز را میزد درجا تابلوش آتش میگرفت!! حالا آن همکلاسی مدرک برق را گرفت از هنرستان ولی هنوز در عمل مهارت ندارد.
دانش و آگاهی باید به درد انسان بخورد یعنی بشود آن دانایی را کاربردی کرد و نتیجه مطلوب را هم گرفت. قبل از هر کاری یا هر سخنی انسان باید خوب فکر کند بعضی حرفها هست که مثل جرقه به انبار باروت میماند یک حرفی میزنیم یک نفر واقعا ناراحت میشود.
ناسزا و زشت گفتن نیست کار عاقلان از برای نرم گفتن شد زبان بی استخوان..!!
پیش از آن که دل برنجانی کلامت را بسنج تیر رفته برنمیگردد به آغوش کمان..!!
انسانها باید خوب آموزش بگیرند اینجوری نیست که من بخواهم تنهایی آموزش بگیرم، آموزش باید در جمع صورت بگیرد همینجوری که من سر لژیون نشستم و تا حدودی از آموزشها بهرهمند شدم. دوستان من تا دوسه ماه پیش نمیدانستم با خشم چطور برخورد کنم یا ترس را چگونه از بین ببرم و یا مدیریت کنم.
استاد امین میفرمایند خشم مثل یه موج هست که میآید و سرعتش خیلی زیاد است در صورتی که زمانش کم است و شاید پنج ثانیه الی ده ثانیه زمان داشته باشد ولی خیلی تخریبش بالاست و نباید به خشم وارد بشویم!! اما ترس را باید وارد بشویم ترس مثل یه غول است که باید روبرویش بایستیم و بعد از این که ایستادیم آن ترس قدرت خودش را به ما میدهد و خودش مهو میشود در اینجا قدرت و توانایی ما بالا میرود.
این ترس را گفتم چون در مقابل مثلث دانایی؛ یک مثلث داریم بنام مثلث جهالت که شامل ترس، منیت و ناامیدی هست. برای رسیدن به دانایی باید از جهالت عبور کرد به این صورت که منیت از آموزش جلوگیری میکند، کسی که فکر میکند بیشتر از معلمش میداند چیزی یاد نمیگیرد. ترس تفکر را میخورد و نا امیدی اجازه تجربه کردن را به ما نمیدهد. من هیچ وقت نباید تصور کنم که دانا هستیم، دوستان علم و آگاهی هیچ وقت تمام نمیشود.
سواد بالا داشتن نشان دهنده دانایی نیست؛ خیلیها لیسانس، فوق لیسانس دارند ولی در زندگی موفق نیستند، این نیست که بگوییم انسان باسواد دانا و آگاه است و سواد باعث پیشرفت انسان سواد است؛ سواد لازمه دانایی است و یا بهتر است بگوییم سواد در سطح دانایی تأثیر دارد ولی همه انسانهای باسواد دانا نیستند.
ممنونم که با سکوتتان من را همراهی کردید.
خلاصه و تایپ: مسافر جهانگیر ( لژیون سوم )
ویرایش: مسافر احمد ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
63