جلسه نهم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر عباس ، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر رسول با دستور جلسه «دانایی،دانایی موثر» در روز سهشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۰ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
خوب در ابتدا جا دارد از خداوند سپاسگزاری کنم و در ادامه از خدمتگزاران کنگره ۶۰ که امروز باعث شدند من در این جایگاه قرار بگیرم و از شماها آموزش بگیرم سپاسگزاری نمایم. امروز بعد از لژیون سردار متوجه شدم و دیدم، افرادی هستند که در ساعتهایی که من اصلاً فکری به کنگره ندارم، اینجا هستند و کارهای مختلفی را انجام میدهند. آنها هستند با تمام وجود تلاش میکنند تا خدمت کنند و با این کار، حال خودشان هم خوب میشود. وقتی میآیم اینجا و میبینم چراغها برای من روشن است، واقعاً از این بابت ممنون و سپاسگزارم.
بیشتر به این فکر میکنم که کسانی که در این جلسات حضور پیدا میکنند، برگزیدگان خداوند
هستند؛ انتخابشده از سوی خدا. او تکتک ما را — حالا میتوان گفت — به اینجا دعوت کرده است. در اصل وقتی به عمق قضیه فکر میکنیم، میبینیم که برای رسیدن به اینجا از چیزهای زیادی گذشتیم؛ از زمان، از وقت و برای بسیاری، از خانواده یا کار. رسیدن به اینجا، سختیهای خودش را دارد.
در اینجا لازم میدانم از مهندس دژاکام و خانوادهاش تشکر کنم. او بستر بسیار خوبی را برای آموزش ما فراهم کرده است. من میتوانم اینجا روش بهتر زندگی کردن را یاد بگیرم و به خودم این امید را بدهم که بتوانم فردی سازنده و مسئول در اجتماع باشم و برای خانوادهام هم بهترین باشم؛ و راستش زندگی از من چیزی غیر از این نمیخواهد.
اما در رابطه با دستور جلسه که درباره «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است؛ در جلسه قبلی که مربوط به لژیون سردار بود، صحبتهای بچهها را شنیدم و از خیلی از مطالب که بلد نبودم، آموزش گرفتم. انگار وقتی صحبت میکردند، مطالب در مغزم حک میشد و مسائل برایم جا میافتاد.
میدانید، مثلاً در مورد سواد؛ اینطور نیست که صرفاً داشتن مدرک لیسانس یا مدارک دیگر دال بر دانا بودن باشد. سواد چیزی است که میتوان یاد گرفت و حفظ کرد تا به جایگاهی برسیم که منبع درآمدی برای خانواده باشیم یا جایگاهی در اجتماع باز کنیم؛ اما دانایی با سواد بسیار متفاوت است. من میتوانم از سواد به عنوان ابزاری برای رسیدن به دانایی استفاده کنم؛ هرچه سواد بیشتر باشد، دسترسی به دانایی راحتتر است.
در مورد دانایی هم همانطور که مهندس توضیح داد، مثلث دانایی شامل سه ضلع «تجربه، تفکر و آموزش/دانش» است که اینجا به دست میآید. این سه ضلع، انسان را آباد میکند. اگر این سه ضلع با هم و به یک اندازه رشد نکنند — مثلاً حضور من زیاد باشد اما تجربه یا آموزش کافی نداشته باشم — آن «دانایی مؤثر» اتفاق نمیافتد.
دانایی مؤثر یعنی بفهمم که وقتی به لژیون سردار میآیم، باید در سطح اجتماع فردی بخشنده باشم. بخشندگی فقط در پول نیست؛ میتواند در هر چیزی باشد. حتی یک لبخند در لحظه درست، یا کمک به یک نفر برای عبور از خیابان، نوعی بخشندگی است.
من وقتی اینجا مینشینم، واقعاً خجالت میکشم؛ چون در مقابل اساتید و شما عزیزان، من هم دارم درس میگیرم. استاد راهنمای من، آقای اورعی همیشه به من میگفت: «عباس! وقتی روی این صندلی مینشینی، قدرش را بدان. شاید پایههای این صندلی روی زمین باشد، اما بالای آن در آسمانهاست.» اول با خودم گفتم نکند دارد حرفهای عجیب میزند! اما بعد فهمیدم منظور او چقدر بزرگ است؛ میخواست بگوید یاد بگیر و خودت را به بالا وصل کن.
این هستی بسیار گسترده است. درست است که پیچیده است، اما ما را جوری آفریدهاند که میتوانیم اطلاعات کافی از هستی به دست بیاوریم تا بهتر زندگی کنیم. هدف من از آمدن به اینجا این است که با یادگیری از هر نشست، از هر حرف و از هر موضوع، زندگی بهتری داشته باشم.
گاهی ممکن است موضوعی که استاد یا یک تازهوارد مطرح میکند، مثل گره بزرگی در زندگی من را باز کند؛ بارها این اتفاق برای من افتاده است. من که در گذشته در تاریکی بودم، برایم بسیار مهم است که امروز کسی صحبت کند و موضوعی را ورق بزند تا ذهن من تازه شود.
اینجاست که میگویند: هرچه از آن چشمه بیشتر برداری، چشمه جوشانتر و زلالتر میشود. برای من، این آب باید همیشه زلال باشد. اگر این آب گلآلود یا تیره شود، زندگی برایم سخت میشود و مثل اسیری در این دنیا گیر میکنم که نمیداند باید چه کند. من باید در نور و زلال بودن باشم تا بتوانم با شوق و امید به زندگی ادامه دهم.
با توجه به شرایط اقتصادی و روحی-روانی جامعه، من یاد گرفتهام که وقتی به اینجا میآیم، میتوانم بر خودم مسلط شوم و زندگی را راحتتر سپری کنم.
از اینکه به حرفهای من گوش دادید بسیار ممنونم

نویسنده: مسافر عباس لژیون سوم آقای طاهر
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
70