هفتمین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان، با استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد » سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که امروز توانستم در جمع شما دوستان محبت باشم به رسم ادب از بنیانگذار کنگره ۶۰ آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم که همچین بستری فراهم کرد که من علیرضا به درمان برسم و امروز بتوانم این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم از راهنمای خوبم حسن آقا فرحبخش تشکر می کنم و از آقا احسان دژاکام راهنمای درمان سیگارم تشکر می کنم از ایجنت محترم آقارضا و خدمتگزاران اوتی و آقا مسلم.

من وقتی سفر اول بودم دقیقا این روبرو نشسته بودم و همیشه می گفتم یعنی می شود من هم به رهایی برسم بیام استاد جلسه بشوم خدا رو شکر من علیرضا هم توانستم این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه دانایی، دانایی موثر و سواد. قبل از اینکه من با کنگره آشنا بشوم همیشه دانایی را به سواد، مدرک تحصیلی، شخصیت خانوادگی، لباس پوشیدن میدانستم ولی در کنگره متوجه شدم این نیست واقعا دانایی چیز دیگری است دانایی یعنی انسانی زیستن، دانایی یعنی انسانی اندیشیدن آقای مهندس در جزوه جهانبینی می گویند که اصل دانایی مثلثی است با سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش. من آموزش مقداری داشتم ولی هیچ موقع این اضلاع با هم مساوی نبودند الانم نمی گویم برابر شدند، خیلی با همدیگر تفاوت داشتند. آقای مهندس می گوید اگر دانایی بخواهد موثر باشد باید اضلاع این مثلث با هم برابر باشند تفکر نمی تواند بیشتر از تجربه وآموزش باشد یا بالعکس. اگر بخواهیم دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنیم باید این سه ضلع با هم برابر باشند دانایی بخواهم مثال بزنم دکتری که از تمام مضرات مواد مخدر اطلاع دارد می داند مواد مخدر چیکار با بدن می کند چه تخریب هایی به وجود می آورد ولی وقتی خودش مصرف کننده است نمی تواند نه مواد بگوید.
علت اصلی توقف انسان در مرحله دانایی و نرسیدن به عمل، بودن مثلث جهالت است. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد مثلث جهالت اولین ضلع و مهمترین آن منیت است زمانی که من منیت دارم نمی توانم آموزش بگیرم قبل از اینکه من کنگره بیام دایی ام به من معرفی کرده بود کنگره ۶۰ را ولی می گفتم چیکار می خواهند برای من بکنند من از لحاظ علمی مدرک دارم من همه راه های ترک را انجام دادم همه کار کردم نشده است خدا که نیستند چجوری می خواهند من را نجات بدهند ولی این مهمترین معضلی بود که جلوی من بود که من نمی توانستم آموزش بگیرم حتی روزهای اول که سر لژیون می نشستم حسن آقا صحبت می کردند همیشه سوال های خاصی می کردم حسن آقا می گفت صبر کنید، آموزش بگیرید حل می شود من همیشه دنبال این بودم که به چالش بکشم این از منیت من بود ولی کم کم توانستم از منیتم کم کنم و خودم را تسلیم راهنما کنم ضلع بعدی مثلث جهالت ترس است که مانع تجربه می شود وقتی ترس دارید نمی توانید خوب تجربه کنید و ضلع بعدی مثلث جهالت ناامیدی است زمانی که ناامید هستید نمی توانید تفکر کنید من در مقابل مثلث دانایی این ضلع را داشتم و خیلی هم زیاد یعنی کاملا ناامید بودم از اینکه آیا من هم می توانم به درمان برسم، روزهای خوبی را تجربه کنم خدا رو شاکرم من هم از جهالت بیرون آمدم توانستم به درمان برسم.
در مورد نداشتن همسفر، من از این موضوع ضربات زیادی خوردم، حسن آقا خیلی در مورد این موضوع به من تذکر دادند ولی نشد خیلی سعی کردم همسفرم را بیاورم کنگره، نتوانستم حالا یا به واسطه جهالتی که داشتم یا به واسطه مسائلی که داشتم نتوانستم راضی اش کنم همسفرم بیاد و در یک زمانی خیلی به من ضربه زد این موضوع و باعث شد که من آرامشم را از دست بدهم مقصر آن خودم بودم حسن آقا می گوید شما هر موقع که خانه رفتید یا خمار بودید یا نعشه. هر موقع هم که وارد خانه شدید یک نارنجک انداختید حالا چه با عصبانیت چه با مسائل دیگر، و خانواده را اذیت کرده اید. وقتی به کنگره می آیید حالتان خوب می شود و آموزش می گیرید ولی همسفرت نه، باید همسان باشیم باید هم پایه باشیم و این یک تجربه ای بود که برای خودم پیش آمده بود. از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبت های من گوش کردید از همه شما بسیار سپاسگزارم

تایپ:مسافر علیرضا لژیون یازدهم
عکس: راهنما مسافر علی
ویرایش و بارگزاری:مرزبان خبری مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
219