در کنگره۶۰ آموختیم که درمان مسافر سرآغاز راهی نو برای همسفر است؛ چرا که پیوند عمیق میان آنها باعث میشود اندوه و شادیشان در هم تنیده شود. به همین دلیل احیای همزمان مسافر و همسفر کلید اصلی رهایی از تاریکیهاست. اما برای موفقیت تفکر به تنهایی کافی نیست؛ باید آموزش دید، تجربه کسب کرد و از همنشینی با دیگران آموخت.
ریشه شکستهای ما اغلب در عدم تشخیص است. تشخیص مهمترین مرحله است؛ حتی اگر نتوانیم مشکلی را فورا حل کنیم با تشخیص صحیح از تخریب بیشتر جلوگیری میکنیم. متأسفانه بسیاری از ما به جای شناخت و رفع نقاط ضعف خوذ مدام در پی پنهان کردن آنها هستیم.
تعادل از رشد متقابل نیروها به دست میآید و جالب اینجاست که در زندگی، نه بالاترین قدرت ما، بلکه ضعیفترین بخش وجودمان تعیینکننده مسیر حرکت ماست. پس باید روی رفع همان نقاط ضعف تمرکز کنیم. باید بدانیم دانایی با سواد متفاوت است. داشتن مدرک و تخصص سواد به معنای علم زندگی کردن نیست.
دانایی یعنی اشراف داشتن بر وجوه مختلف یک مسئله؛ یعنی بدانیم در چه زمان و مکانی از علم خود استفاده کنیم. در نهایت تکامل عقل چیزی جز قدرت حل مسئله نیست. زمانیکه از دانستن به توانستن میرسیم دانایی به مرحله موثر میرسد.
هر تجربهای که با آگاهی کسب میکنیم احساسات ما را صیقل میدهد و ما را به تعادل و آرامش پایدار نزدیکتر میکند. رسیدن به این مرحله همان هدفی است که در مسیر آموزشهای کنگره۶۰ برای احیای خود و خانوادهمان دنبال میکنیم.
نویسنده: همسفر زرین، راهنما همسفر منیژه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر سیمین، راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
61