به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان مریم هستم همسفر
از صحبتهای استاد درباره مفاهیم دانایی، دانایی مؤثر و سواد، چنین برداشت میکنم که دانایی صرفاً به معنای داشتن اطلاعات نیست؛ بلکه حقیقتِ دانایی در توانایی تشخیص درست، انتخاب صحیح و بهکارگیری دانستهها در جریان زندگی نهفته است. ممکن است آموزشهای بسیاری دیده باشم یا در کاری مهارت داشته باشم، اما اگر نتوانم تشخیص دهم که چه زمانی و در کجا باید از آن مهارت استفاده کنم، دانایی من کامل نخواهد بود. دانایی زمانی خود را بهوضوح نشان میدهد که در شرایط مختلف، بتوانم تصمیم درستی بگیرم. بحث پیرامون سه ضلع «تفکر، آموزش و تجربه» برایم بسیار تأملبرانگیز بود؛ چرا که اگر این سه ضلع در کنار هم رشد نکنند، انسان به تعادل نمیرسد. ممکن است فرد بسیار فکر کند یا آموزشهای زیادی ببیند، اما اگر تجربه و عمل در میان نباشد، آن دانایی مؤثر شکل نخواهد گرفت.
من این موضوع را در حرفه خود، یعنی خیاطی، بهخوبی مشاهده میکنم. برای مثال، ممکن است مدل و الگو را بهخوبی بلد باشم، اما زمانی که خسته یا بیحوصله هستم، توانایی انجام دقیق کار را ندارم. در چنین لحظاتی، وظیفه من این است که تشخیص دهم آیا واقعاً به استراحت نیاز دارم یا صرفاً میخواهم از سختی کار فرار کنم. اگر واقعاً خسته باشم، استراحت کردن یک تصمیم درست است؛ اما اگر تنها بیحوصله باشم، باید یاد بگیرم که حتی شده با برداشتن قدمهای کوچک، کارم را رها نکنم. همچنین، صحبت استاد درباره «دو بال» برایم بسیار جالب بود؛ اینکه ممکن است یک بخش از وجود ما بسیار رشد کرده باشد و بخش دیگر ضعیف مانده باشد. من فکر میکنم باید شجاعت داشته باشم تا ضعفهایم را نیز ببینم و صرفاً بر تواناییهایم تمرکز نکنم، زیرا رشد واقعی زمانی رخ میدهد که هر دو بال در کنار هم قوی شوند.
در زندگی خانوادگی و روابط با دیگران نیز، دانایی یعنی تشخیص اینکه چه زمانی سخن بگویم، چه زمانی سکوت کنم، چه زمانی کوتاه بیایم و چه زمانی فاصله بگیرم. حتی اگر حق با من باشد، اگر زمان و شیوه درستِ رفتار کردن را ندانم، دانستههایم کمکی به من نخواهند کرد. در همین راستا، تفاوت میان سواد و دانایی نیز برایم اهمیت دارد؛ سواد میتواند دانش و اطلاعات را به ما منتقل کند، اما دانایی به ما میآموزد که با این اطلاعات، چگونه و کجا رفتار کنیم. در خیاطی نیز تنها مهارت دوخت کافی نیست؛ بلکه باید هزینه پارچه، زمان، انرژی، قیمت کار و تواناییهای شخصی خود را بشناسم تا بدانم چه سفارشی را بپذیرم و چه زمانی نیاز به استراحت دارم. فهمیدم که برای حل مشکلات زندگی، باید سطح دانایی خود را ارتقا دهم؛ یعنی آموزش ببینم، فکر کنم، تجربه کنم و از تجربیاتم بیاموزم.
اگر تنها آموزش ببینم اما عمل نکنم، تغییر چندانی در زندگی من رخ نخواهد داد. در نهایت، دانایی برای من به معنای یافتن «قدرت تشخیص» است؛ یعنی بفهمم چه چیزی به من کمک میکند و چه چیزی آسیب میرساند، کجا باشم و کجا نباشم، چه سخنی بگویم و چه سخنی را ناگفته بگذارم، و چه کاری را انجام دهم یا از انجامش خودداری کنم. من هنوز در آغاز مسیر یادگیری هستم و گاهی اشتباه میکنم، کم میآورم یا دچار بیحوصلگی میشوم؛ اما همین که بهجای توجیه کردن رفتارهایم، بتوانم علت اصلی آنها را ببینم و درست تشخیص دهم، یعنی یک قدم استوار به سوی دانایی برداشتهام. برای من، خیاطی میتواند بخشی از این مسیر معنوی و یادگیری باشد؛ به این معنا که در کنار دوختن، صبر، نظم، تجربه، مسئولیتپذیری و غلبه بر بیحوصلگی را نیز تمرین کنم. به باور من، دانایی مؤثر یعنی آنچه میآموزم، از ذهنم وارد رفتار من شود و نتایج آن را در زندگیام مشاهده کنم. ممنونم که به مشارکت و برداشت من توجه کردید.
نویسنده:همسفر مریم رهجوی همسفر زهرا(لژیون چهارم)
رابط خبری:همسفر مریم رهجوی همسفر زهرا(لژیون چهارم)
ارسال:همسفر زهرا رهجوی همسفر سمانه (لژیون اول)دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
37