در زندگی دو مدل فضا داریم؛ فضا یا قابل تغییر است یا غیرقابل تغییر. در فضای قابل تغییر هم باید شرایطی باشد تا تغییرات انجام شود؛ هم باید علم تغییر دادن آن فضا را داشته باشیم و هم اجازه تغییر داشته باشیم. در فضای غیرقابل تغییر، انرژی و وقت خودمان را مصرف کنیم؛ در کنارش علم و دانش تغییر را هم داشته باشیم، باز هم قادر به تغییر آن فضا نیستیم؛ مثلاً یک فضای آلوده که افراد در این فضا بیمار میشوند؛ باید علم و دانش برای درمان بیماری را بلد باشیم یا مثلاً در فضایی افراد رابطه خوبی با هم ندارند؛ باید علم این را داشته باشیم تا بتوانیم ارتباط بین افراد را اصلاح کنیم.
در کتاب آسمانی در آیهای از قرآن میفرماید: هیچ مکان یا هیچ موجودی از خود نوری ندارد، مگر اینکه خدا به آن نور داده باشد؛ یعنی همان اجازه لازم برای تغییر فضا، یعنی مکانها یا انسانهایی که خداوند مقرر نکرده است به آنها نوری برسد؛ حتی اگر ما به زور بخواهیم نور داشته باشند سهم نوری ندارند و ما باید از نور و انرژی خودمان خرج کنیم و به آنها نور بدهیم. آنهم البته تا وقتی خودمان باشیم و نظارت داشته باشیم انجام میشود؛ به محض اینکه ما او را رها کنیم، دوباره فرد یا مکان به تاریکی برمیگردد؛ اگر روی این کار اصرار بورزیم باعث میشود دیگر آن انرژی و نیروی لازم برای انجام کارهای خودمان را هم نداشته باشیم.
فضای قابل تغییر را به سهم خودمان میتوانیم در زمان معین تغییر دهیم؛ زمانش دست ما نیست، مثل زمان بچهدار شدن یا رشد گندم که در هر انسان یا مکانی متفاوت است. تفاوت انسانها در فلز وجودی آنها است. مثلاً دو نفر مصرفکننده مواد هستند؛ اما اعمال ضدارزشی که در دوران مصرف انجام میدهند با هم فرق میکند. در نظر بگیرید فردی که استاد دانشگاه است با یک آدم بیسواد کارتنخواب هر دو با هم در یک مکان مواد مصرف میکنند؛ چون سطح انرژی هر دو یکی است، سطح انرژی استاد دانشگاه با آن کارتنخواب یکی میشود، حتی اگر فلز وجودی آنها با هم فرق کند.
ما با افرادی نشستوبرخاست میکنیم که در یک سطح انرژی باشیم. در پی ارتباط ما با دیگران، فلز وجودی ترکیب میشود؛ شاید یکی فلز وجودیاش مرغوبتر باشد و یکی فلز وجودیاش پستتر باشد. فلز بهتر با فلز پایینتر ترکیب میشود؛ فلز بهتر خورده میشود و عیار آن پایینتر میآید. در درمان اعتیاد باید ناخالصیها جدا شود و جنس فلز وجودی عوض شود؛ یعنی تزکیه و پالایش، یعنی پاک کردن، یعنی اضافهها را جدا کردن تا سطح انرژی بالاتر برود. بعد در مداری قرار میگیریم که همسطح انرژی ما هستند و دیگر آن آدمهای قبلی که در زندگی ما بودند را کمتر یا اصلاً نمیبینیم.
این اتفاق برعکس هم میتواند اتفاق بیفتد. وقتی وارد تاریکی میشویم، از مدار انرژی سطح بالا به مدار پایینتر، با سطح انرژی پایینتر، سقوط میکنیم و با افراد جدید هممدار خودمان نشستوبرخاست میکنیم. حال مسئله مهم این است که چهطور سطح انرژی جابهجا میشود؟ با برخورد با افرادی که تفکر و احساس ما را عوض میکنند؛ مثل شراکت یا ازدواج یا هر مورد دیگری که ما با افراد وارد رابطه میشویم. هرچه برخورد شدیدتر باشد، جابهجایی احساس و تفکر بیشتر میشود و گاهی اوقات مسیر زندگی شخص را کلاً عوض میکند.
برای جابهجایی مدار به سطح انرژی بالاتر و مثبت، نور لازم است و همان اجازهای که اول مبحث گفته شد، برای قابل تغییر شدن فضاها و انسانها لازم است. گاهی اوقات میخواهیم کاری را انجام دهیم، تغییر کنیم، پیشرفت کنیم؛ ولی احساس میکنیم نمیشود؛ به خاطر این است که آن سطح انرژی لازم برای تغییرات هنوز به ما داده نشده است. ما آن نور را هنوز جذب نکردهایم؛ به خاطر همین است که میگویند ایمان، تجلی نور خدا در انسان است. این همان اجازه برای تغییر است؛ البته در این مورد برعکس هم میشود. در انجام اعمال ضدارزشی، نور یا همان اجازه از انسان گرفته میشود و انسان برمیگردد به همان نقطه قبل یا حتی گاهی پایینتر از سطح قبل.
حال چه کنیم این نور به ما برسد؟ بندهایی داریم که مثل فنر عمل میکنند و حتی بعد از حرکت به مدارهای بالا و درجه عالیتر، دوباره انسان را به نقطه اول برمیگردانند. این بندها را باید بشناسیم، از ریشه حل کرده و از خود جدا کنیم. این بندها شامل افکار منفی، قضاوتهای ما نسبت به دیگران و کلیه اعمال ضدارزشی است. وقتی در مسیر درست تزکیه و پالایش قرار میگیریم، این ارتقاء باعث بهوجود آمدن حس خوب و انرژی زیادی در انسان میشود. وقتی حس اطلاعات درست به عقل برساند، عقل هم درست تصمیم میگیرد و ما در زندگی کمتر به مشکل برمیخوریم.
یکی از حقههای نفس این است که حس ما را خراب میکند؛ مثلاً فرصتی برای من ایجاد شده برای کسب علم یا یک کار مفید دائماً در گوش تو زمزمهای هست که تو را توجیه میکند که مثلاً بعداً یک ساعت دیرتر انجام شود، مشکلی پیش نمیآید یا هنوز وقت برای این کار هست. یک حسی به انسان میدهد که عقل میگوید: «این کار در توان تو نیست؛ این کار را انجام نده.» شاید یک فرصت مناسب را در زندگی خودت از دست بدهی؛ باید کمکم به این حقههای نفس و وسوسههای نفس جواب منفی بدهیم و قدمبهقدم، ذرهذره، در مسیر درست قدم برداریم که البته با کسب دانایی و انجام کار درست میتوانیم در این مسیر موفق شویم.
منبع: سیدی فلز وجودی و انرژی
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی همسفر منصوره (لژیون سوم)
رابط خبری: راهنما همسفر منصوره (لژیون سوم)
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر فتانه رهجوی همسفر زهرا (لژیون اول) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
81