English Version
This Site Is Available In English

کنگره ساختارش صیقل دادن است

کنگره ساختارش صیقل دادن است

مسافر مهدی با بیش از ۵ سال تخریب مصرف ۴ گرم تریاک خوراکی وارد کنگره شدند. به مدت ۱۸ ماه به روش DST و داروی درمان اپیوم به راهنمایی مسافر محمد سفر کردند. رشته ورزشی ایشان در کنگره شنا است. در حال حاضر ۱۰ سال و ۱۱ ماه است که آزاد و رها هستند. ایشان در جایگاه راهنمایی و ایجنتی خدمت کرده‌اند و در حال حاضر در جایگاه دیده‌بانی در حال خدمت کردن هستند. به مناسبت هفته دیده‌بان فرصتی پیدا شد تا بتوانیم از صحبت‌های دل‌نشین و آموزنده ایشان بهره‌مند شویم.

مهمترین ویژگی یک راهنمای موفق از نظر شما چیست؟

این‌که یادش باشد همیشه امانت‌دار کنگره است و دارد خدمت می‌کند و برای یک راهنما چون بیشتر بحثِ راهنما را کردید، اگر نگاه کند و بگوید که من صاحب یک لژیون هستم و ۲۰ نفر و ۳۰ نفر دور من هستند، به من احترام می‌گذارند و به حرف من هم توجه دارند و برای خود شخصیت و جایگاهی بسازد، قطعاً هیچ‌وقت موفق نمی‌شود؛ اما اگر به این نگاه کند که من چه ۱ نفر، چه ۱۰ نفر، فقط وظیفه‌ام این است که دست این افراد را بگیرم و از تاریکی به روشنایی ببرم همین برایش کفایت می‌کند و ما همین‌طور که خداوند فرمودند: «اگر نفسی را نجات بدهیم، انگار همه انسان‌ها را نجات داده‌ایم؛» برای منِ راهنما اولین نفری را که به سر منزل مقصد برسانم، حجت تمام است؛ بقیه شیرینی کار است؛ در نتیجه اگر در مسیر خدمت بند عدد و ارقام نباشیم کار راحتی هست.

بزرگترین دستاورد درونی شما از سال‌ها خدمت در کنگره چیست؟

کنگره ساختارش فقط صیقل دادن است و چیز دیگری نیست و تازه به این نکته رسیدم که شاید روزی که من سفر اولم تمام شد و وارد سفر دوم شدم فکر کردم حالم خیلی خوب است؛ اما هر چه جلوتر رفتم دیدم نه! هر چه صیقل بیشتر می‌خورد، ناخالصی‌های بیشتری عملاً از وجود من بیرون می‌آید و تصفیه بیشتری انجام می‌شود. شوق خدمت، حس خدمت و خواست خدمت صرفاً برای من نوعی بر این مبناست که هر روز این مرحله‌ تصفیه برای من بیشتر تکرار شود و آن صیقل بیشتر تکرار شود و زیبایی‌اش هم همین است که توانستم خودم را در جایگاه‌های مختلف پیدا کنم و به خودم نزدیک‌تر شوم، همین کفایت می‌کند.

توصیه شما به همسفرانی که از درمان مسافرشان ناامیدند چیست؟

همسفر برای خودش می‌آید؛ این را بارها گفته‌ام و همه جا می‌گویم. درست است مسافر بخش عمده‌ای از وجود یک همسفر در کنگره۶۰ است، منتها مسافر فقط دلیل آمدن است؛ دلیل ورود و دلیل ادامه اصلاً نیست. یک مسافر می‌آید به درمان می‌رسد و از یک طریق به همسفرش کمک می‌کند که ادامه مسیر بدهد؛ یک مسافر می‌آید به درمان نمی‌رسد و از آن طریق کمک به همسفرش می‌کند که در مسیر باشد؛ به هر طریق مسافر دلیل ادامه راه برای همسفر خوب باشد؛ دلیل ادامه راه بد باشد، در هر صورت دلیل ادامه راه است. راه مشخص است راه، راه کنگره است.

عامل تداوم حضور و اشتیاق شما به کنگره بعد از سال‌ها چیست؟

آدمیزاد همیشه جذب خودش می‌شود؛ کنگره جزئی از ماست، جزئی از زندگی و از وجود ماست. جدایی از کنگره وجود ندارد، خداوند توفیق بدهد که به این حرفمان تا آخر عمل کنیم.

در طول سال‌های خدمت با چالش‌های ریز و درشت چگونه برخورد کردید که باعث دلسردی یا ترک خدمت نشد؟

من دارم خدمت می‌کنم و همیشه گفته‌ام که خدمت را برای آموزش خودم انجام می‌دهم تا بتوانم فرد بهتری برای اطرافیانم باشم؛ بنابراین منتی بابت این خدمت ندارم. شاید در ابتدای سفر این موضوع وجود داشت؛ اما این مسئله دردی را از همسفر من یا کسی که کنار من بوده است درمان نمی‌کند. آن صبوری که در اطرافیان و همسفر من وجود داشته، لطفی از جانب خداوند بوده است؛ از لحاظ کاری نیز این فرصت را داشته‌ام که بتوانم در کنگره حضور داشته باشم، به‌ویژه این‌که زمان کارم دست خودم بوده و این موضوع بسیار کمک کرده است. من همیشه راجع به همسفرم و دو همسفر کوچکم می‌گویم که به‌ هر حال شرایط همیشه خوب نبوده است؛ اما آن صبوری و شوق درونی که بابت خدمت کردن من داشتند، قابل‌ تحسین است و برای من نیز انگیزه‌بخش است؛ زیرا آن‌ها آثار این خدمت را در حال خوب من جستجو می‌کنند که بر آن‌ها نیز تأثیر می‌گذارد. اگر من خدمتم را درست انجام ندهم، آموزش نگیرم و حالم خوب نشود قطعاً برای آن‌ها نیز فایده‌ای نخواهد داشت.

به عنوان کلام آخر چه پیامی برای تمامی عزیزانی که در مسیر کنگره۶۰ گام برمی‌دارند دارید؟

من همیشه می‌گویم اگر واقعاً به کنگره۶۰ شناخت پیدا کردید، هرگز از آن جدا نشوید. خداوند به ما دو دست عطا کرده است و تعبیر من برای این‌که این موضوع ملموس باشد این است که یک دست ما باید همیشه به کنگره متصل باشد. دست دیگر ممکن است گاهی خطا کند، ممکن است در خارج از کنگره مشغول خیر باشد یا شر این تفاوتی نمی‌کند؛ اما اگر یک دست ما به کنگره باشد، نجات خواهیم یافت. به نظر من این بزرگ‌ترین وظیفه یا بزرگ‌ترین لطفی است که یک فرد کنگره‌ای می‌تواند در حق خودش انجام دهد؛ این‌که همیشه یک دستش به کنگره بند باشد.

مصاحبه‌کننده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنایی نیشابور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .