English Version
This Site Is Available In English

سواد و دانایی یکی نیستند

سواد و دانایی یکی نیستند

دستور جلسه این هفته، «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. وقتی برای اولین بار با مفهوم دانایی در کنگره آشنا شدم، شاید تصورم این بود که هرچقدر اطلاعات بیشتری داشته باشم یا بیشتر درس خوانده باشم، پس انسان داناتری هستم؛ اما آموزش‌های کنگره به من نشان داد که سواد و دانایی یکی نیستند.

در جهان‌بینی، دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است. یعنی من باید بتوانم فکر کنم، از تجربه‌های خودم و دیگران استفاده کنم و آموزش بگیرم. اما به نظرم قسمت مهم‌تر اینجاست که دانایی زمانی ارزش پیدا می‌کند که بتوانم آن را در زندگی‌ام به اجرا دربیاورم؛ اینجاست که دانایی من تبدیل به دانایی مؤثر می‌شود.

ممکن است من بدانم ورزش برای جسمم مفید است، بدانم تحرک باعث شادابی و انرژی بیشتر می‌شود و حتی درباره فواید ورزش کلی اطلاعات داشته باشم؛ اما اگر فقط این‌ها را بدانم و هیچ حرکتی نکنم، این دانستن چه تغییری در زندگی من ایجاد کرده است؟ دانایی مؤثر یعنی همین دانسته‌ها را از ذهنم بیرون بیاورم و وارد عمل کنم.

برای خود من، ورزش در پارک روزهای جمعه نمونه خیلی خوبی از همین موضوع است. شاید قبل از اینکه وارد این مسیر شوم، می‌دانستم ورزش خوب است، اما دانستن به تنهایی باعث نمی‌شد هر هفته از جایم بلند شوم و برای ورزش حرکت کنم. وقتی جمعه‌ها به پارک می‌روم، در کنار دوستانم ورزش می‌کنم و استمرار پیدا می‌کنم، در واقع دارم آموزش، تفکر و تجربه را به عمل تبدیل می‌کنم.

حتی خودِ آمدن به پارک برای من یک آموزش است. اینکه برای خودم برنامه داشته باشم، به قولی که به خودم داده‌ام عمل کنم، تنبلی و بی‌حوصلگی را کنار بگذارم و حرکت کنم، همه این‌ها بخشی از دانایی مؤثر است. چون دانایی فقط این نیست که بدانم چه کاری درست است؛ مهم این است که وقتی سر یک دوراهی قرار می‌گیرم، بتوانم راه درست را انتخاب کنم و آن را انجام بدهم.

گاهی ممکن است یک نفر سواد دانشگاهی بالایی داشته باشد، اطلاعات زیادی داشته باشد و حتی درباره ورزش و سلامتی هم خیلی بداند، اما خودش هیچ‌وقت آن دانسته‌ها را به عمل تبدیل نکند. در مقابل، ممکن است شخصی تحصیلات زیادی نداشته باشد، اما آنچه را یاد گرفته در زندگی‌اش اجرا کند و از رفتار و عمل او نتیجه و آرامش به وجود بیاید. به همین دلیل است که در کنگره، سواد را با دانایی یکی نمی‌دانیم. سواد می‌تواند ابزار خوبی برای افزایش دانایی باشد، اما به‌تنهایی نشانه دانا بودن نیست.

در کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر، جمله‌ای وجود دارد که برای من معنای خیلی عمیقی دارد: «میزان دانائی؛ سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی؛ انسانی اندیشید.»

به نظر من ادامه این جمله در زندگی روزمره ما خودش را در رفتار و عمل نشان می‌دهد. اگر می‌دانم ورزش برای من خوب است، باید حرکت کنم. اگر می‌دانم تفکر درست می‌تواند جلوی یک تصمیم اشتباه را بگیرد، باید قبل از عمل فکر کنم. اگر می‌دانم آموزش می‌تواند نگاه من را تغییر دهد، باید آموزش بگیرم و در مقابل آن منیت نداشته باشم.

پس شاید بتوانم بگویم پارک روز جمعه فقط جایی برای ورزش کردن نیست؛ یک محیط آموزشی هم هست. جایی است که من می‌توانم در کنار ورزش، صبر، نظم، مشارکت، احترام، مسئولیت‌پذیری و استمرار را تجربه کنم. و هر بار که چیزی را یاد می‌گیرم و در زندگی‌ام اجرا می‌کنم، یک قدم از دانستن به سمت دانایی مؤثر برمی‌دارم.

در نهایت از خداوند شکرگزارم که در کنگره یاد گرفتم بین «می‌دانم» و «عمل می‌کنم» فاصله زیادی وجود دارد و هدف من این است که این فاصله را هر روز کمتر کنم.

رابط خبری: همسفر شهناز مرزبان خبری پارک غدیر میبد
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نمایندگی یحیی زارع میبد رشته ورزشی والیبال
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رشته ورزشی بدمینتون نمایندگی دنا شهرضا دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .