English Version
This Site Is Available In English

دانایی که میدانم اگر به می‌توانم تبدیل شود آن موقع تأثیرگذار می‌شود.

دانایی که میدانم اگر به می‌توانم تبدیل شود آن موقع تأثیرگذار می‌شود.

جلسه سیزدهم از دور بیست و ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی پاکدشت با استادی راهنمای محترم مسافر محمد نگهبانی مسافر پهلوان علیرضا و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ( دانایی، دانایی موثر و سواد  ) چهارشنبه 11 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
دستور جلسه : «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»
این سه کلمه بار معنایی تقریباً مرتبطی دارند، اما متفاوت‌اند و به هم نیازمندند هر کدامشان اگر تنها باشند نمی‌توانیم در موردشان صحبت کنیم ما همیشه در جلساتمان نگهبان داریم که از بزرگترین دشمن خودمان صحبت می‌کند؛ ریشه تمام مشکلاتمان از همین جهل و نادانی است و برای اینکه بخواهیم از این بیرون بیاییم، ناگزیریم دانایی را در اختیار بگیریم.
دانایی کی به درد من می‌خورد؟ زمانی که بتواند تأثیری در حل مشکلاتم داشته باشد اگر دانایی دارم اما مشکلاتم سر جای خودشان باقی‌مانده‌اند این فقط میدانم است به قول کنگره نمی‌توانم آن دانایی که میدانم اگر به می‌توانم تبدیل شود آن موقع تأثیرگذار می‌شود یعنی دانایی مؤثر، به هیچ شکلی این دانایی نمی‌تواند به دانایی مؤثر تبدیل شود مگر اینکه اضلاع دانایی باهم برابر باشند و اضلاع دانایی عبارت‌اند از: تفکر، تجربه و آموزش. فرقی نمی‌کند کدام اول باشد؛ وقتی مجموع این‌ها در کنار هم قرار بگیرند، دانایی شکل می‌گیرد.
برای اینکه آموزش بگیرم، نیاز به نقشه دارم مثلاً می‌خواهی خانه‌ای بسازی نقشه‌ای روی کاغذ می‌کشی اینجا یک اتاق باشد خوشحال می‌شوی یا یک پنجره اما واقعیت این است که آن هنوز خانه نیست و با حقیقت خیلی فاصله دارد ما در کنگره تقریباً نقشه راه داریم من خودم مثلاً در کنگره شکلی دارم که به نمایش می‌گذارم شاید بیرون از کنگره اینطور نباشم با آن نمایش دارم یاد می‌گیرم که واقعاً اگر این کار را بکنم جواب می‌گیرم یا نه همان مثالی که آقای مهندس در داستان عروس و مادرشوهر تعریف می‌کرد؛ عروس می‌خواست مادرشوهرش را با سم بکشد گفتند بیا نقش آدمی که مادرشوهرش را دوست دارد بازی کن سپس سم را بهش بده اما آن نمایش تبدیل به محبت شد طوری که اصلاً فکرش را هم نمی‌کرد ما آن نمایش را لازم داریم به‌شرط اینکه بتوانیم تبدیلش کنیم به حقیقت متأسفانه بعضی‌ها در نمایش می‌مانند و فقط نقشی می‌شود که یواش یواش مانند یک ماسک جلوی صورت است که جلوی دانایی را می‌گیرد، بعضی‌ها می‌گویند سم در کنگره وجود دارد ولی نباید استفاده شود بعضی‌ها می‌بینند فلانی دارد نقش بازی می‌کند خب باید بازی کند تا بفهمی درست است یا نه ولی زمان دارد که از آن عبور کند و این نقش تبدیل به حقیقت شود و این حقیقت هی پررنگتر شود تا مشکل را حل کند.
سواد چیکاره است این وسط؟ من به آن می‌گویم ابزاری است که می‌تواند کار را راحت کند اگر بخواهم یک مهره ای را بازکنم اگر ابزار مخصوصش را داشته باشم راحت‌تر این کار را انجام می‌دهم، دلیل نمی‌شود کسی که سواد داشته باشد دانا باشد البته در بعضی از مقاطع می‌شود و کنگره این کار را انجام می‌دهد می‌آید دانایی را تبدیل به دانایی مؤثر می‌کند و سواد هم چاشنی آن می‌شود.
ممنون از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید.

دبیر سایت: مسافر امیرحسین لژیون 15.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .