به نام قدرت مطلق الله
در مورد دستورجلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»، وقتی به این موضوع فکر میکنم، میبینم که این کلمات شاید در ظاهر ساده باشند، اما وقتی وارد زندگی انسان میشوند، معنی بسیار عمیقتری پیدا میکنند.
من قبل از ورود به کنگره تصور میکردم دانایی یعنی اینکه انسان اطلاعات زیادی داشته باشد، کتاب بخواند، چیزهای زیادی بداند و بتواند درباره موضوعات مختلف صحبت کند. اما با آموزشهایی که در کنگره گرفتم، متوجه شدم که دانایی فقط داشتن اطلاعات نیست. ممکن است من خیلی چیزها را بدانم، اما زمانی که در شرایط سخت قرار میگیرم، نتوانم از دانستههایم استفاده کنم. اینجا است که متوجه میشوم دانایی من هنوز به دانایی مؤثر تبدیل نشده است.
به نظر من دانایی مؤثر یعنی چیزی که من یاد میگیرم، در رفتار و زندگی من خودش را نشان بدهد. من به عنوان یک همسفر، قبل از ورود به کنگره شاید خیلی وقتها فکر میکردم مشکل فقط مربوط به مسافر است و اگر او تغییر کند، همه چیز درست میشود. شاید خیلی از رفتارهای خودم را نمیدیدم و بیشتر به دنبال تغییر دادن طرف مقابلم بودم. اما کنگره به من یاد داد که من مسئول زندگی و رفتار خودم هستم. اگر قرار است شرایط زندگی من تغییر کند، ابتدا باید خودم تغییر کنم.
یکی از مهمترین چیزهایی که در کنگره یاد گرفتم این بود که قبل از اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم، باید روی خودم کار کنم. این موضوع برای من خیلی مهم بود، چون فهمیدم گاهی اوقات چیزی که تصور میکردم دانایی است، در واقع فقط اطلاعاتی بود که در ذهنم جمع کرده بودم. مثلاً ممکن بود بدانم عصبانیت نتیجه خوبی ندارد، اما وقتی شرایط مطابق میل من پیش نمیرفت، عصبانی میشدم. میدانستم باید صبر داشته باشم، اما در شرایط سخت صبرم کم میشد. میدانستم باید به دیگران فرصت بدهم، اما گاهی انتظار داشتم همه چیز سریع و طبق خواسته من اتفاق بیفتد.
اینجا بود که فهمیدم دانستن با توانستن فرق دارد. در کنگره یاد گرفتم که دانایی از تفکر، تجربه و آموزش تشکیل میشود. آموزش به من کمک میکند مسیر را بشناسم، تفکر کمک میکند مطالب را درست درک کنم و تجربه باعث میشود آن آموزشها را در زندگی خودم امتحان کنم. اما باز هم یک مرحله مهم وجود دارد و آن، کاربردی کردن دانایی است.
به نظر من دانایی مؤثر زمانی اتفاق میافتد که آموزشهای کنگره از داخل جلسه بیرون بیاید و وارد زندگی روزمره من شود. اگر در جلسه، درباره صبر صحبت کنم ولی در خانه صبر نداشته باشم، هنوز آن آموزش در من اثر کافی نگذاشته است. اگر درباره محبت صحبت کنم ولی در رفتارم محبت نباشد، فقط درباره محبت اطلاعات جمع ِآوری کرده ام. به همین دلیل، فکر میکنم یکی از سختترین کارها، تبدیل دانایی به دانایی مؤثر است.
سواد هم برای من فقط مدرک و تحصیلات دانشگاهی نیست. سواد میتواند سواد زندگی باشد؛ اینکه من یاد بگیرم چگونه با همسرم رفتار کنم، چگونه با فرزندم صحبت کنم، چگونه در شرایط سخت تصمیم بگیرم، چگونه خشم خودم را مدیریت کنم و چگونه مسئولیت اشتباهات خودم را بپذیرم.
ممکن است انسان تحصیلات زیادی داشته باشد، اما اگر نتواند با اطرافیان خودش درست رفتار کند، شاید هنوز در بعضی قسمتهای زندگی نیاز به آموزش داشته باشد. من امروز متوجه شدهام که انسان هرچقدر هم آموزش بگیرد، باز هم نیاز دارد که روی خودش کار کند.
یکی از چیزهایی که کنگره به من یاد داد، این بود که همسفر بودن فقط کنار مسافر بودن نیست. همسفر باید خودش هم حرکت کند، آموزش بگیرد و به دانایی برسد. من نمیتوانم انتظار داشته باشم مسافرم تغییر کند ولی خودم همان آدم گذشته باقی بمانم. وقتی مسافر وارد مسیر درمان شد، من هم باید مسیر خودم را پیدا میکردم. باید یاد میگرفتم چگونه درست رفتار کنم، چگونه حمایت کنم، کجا سکوت کنم، کجا صحبت کنم و مهمتر از همه، چگونه خودم را بشناسم.
امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم خیلی از چیزهایی که آن زمان فکر میکردم درست است، با آموزشهای کنگره برایم تغییر کرده است. کنگره به من یاد داد که همیشه حق با من نیست. یاد داد که قبل از قضاوت کردن، باید فکر کنم. یاد داد که هر مسئلهای زمان خودش را میخواهد و نمیتوان همه چیز را با عجله حل کرد. همچنین یاد گرفتم که دانایی واقعی باعث فروتنی انسان میشود. هرچه بیشتر یاد میگیرم، بیشتر متوجه میشوم که هنوز خیلی چیزها را نمیدانم.
به نظر من کسی که فکر میکند همه چیز را میداند، جلوی رشد خودش را میگیرد؛ اما کسی که میگوید «من هنوز میتوانم یاد بگیرم»، همیشه جای رشد دارد. امروز برای من دانایی یعنی شناختن خودم، شناختن تواناییها و ضعفهایم و تلاش برای بهتر شدن آنها است.
دانایی مؤثر یعنی وقتی مشکلی پیش میآید، بتوانم از آموزشهایی که گرفتهام استفاده کنم و و سواد یعنی اینکه بتوانم این آموزشها را در زندگی و در خانواده و در ارتباط با دیگران به کار ببرم. من از کنگره۶۰ یاد گرفتم که تغییر واقعی یک شبه اتفاق نمیافتد و باید آرام آرام حرکت کرد، آموزش گرفت، تجربه کرد، اشتباه کرد و دوباره بلند شد و ادامه داد.
امروز شکرگزار خداوند هستم که در مسیر کنگره قرار گرفتم و فرصت پیدا کردم که خودم را بهتر بشناسم و یاد بگیرم. از راهنمای عزیزم همسفر زهرا کمال تشکر و قدردانی را دارم. به امید جهانی شدن این بهشت سبز!
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
40