جلسهی سیزدهم از دورهی سیزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر موسی با دستور جلسهی « دانایی، دانایی مؤثر و سواد » روز سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر توفیق حضور در جمع شما عزیزان نصیب من شد تا از انرژی این جلسه بهرهمند شوم. همچنین از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر میکنم که امروز بنده را بعنوان استاد جلسه انتخاب نمودند تا خدمت کنم و آموزش ببینم. دستور جلسهی امروز در مورد موضوع دانایی، دانایی مؤثر و سواد میباشد.

قبل از این که در مورد دستور جلسه صحبت کنم یک سخنی از استاد امین رو مطرح میکنم که ایشان میفرمایند: کسانی که اعتیاد خودشان را درمان میکنند مانند فرماندهانی هستند که در نبردی پیروز شدند که هر کسی قادر نیست از این نبرد، زنده خارج شود. یعنی درمان اعتیاد مانند یک جنگ تمام عیار میباشد و شخصی که اعتیادش درمان میشود باید به خودش افتخار کند و در همه جا این موضوع را بیان کند، نه این که فرد دچار فخر فروشی شود بلکه باید در همه جا این پیام را به دیگران برساند و بگوید که من در کنگره ۶۰ درمان شدم و این اتفاق بزرگ برای افتاده است.
تک تک ما که اینجا حضور داریم یک رسالتی بر عهدهی ما میباشد، اولا باید خوب سفر کنیم و به درمان برسیم، ثانیا این پیام را به افرادی که به دنبال راهی برای درمان خودشان هستند برسانیم و بگوییم که من درمان شدهی کنگره ۶۰ میباشم و در این بستر اعتیاد و سیگار خودم را درمان کرده و اکنون در حال خدمت در کنگره ۶۰ میباشم. در مورد دستور جلسهی دانایی، دانایی مؤثر و سواد، ما در کنگره ۶۰ یاد گرفتیم که دانایی عبارت است از قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی. دانایی یعنی قدرت تشخیص داشتن، یعنی من بتوانم خوب را از بد تشخیص بدهم.
در ادامهی مبحث دانایی به مسئلهی دانایی مؤثر میرسیم، دانایی که به عمل تبدیل نشود هیچ فایده و سودی برای ما ندارد. اگر من فقط بتوانم تشخیص بدهم که چه چیزی خوب است و یا چه چیزی بد میباشد و اصلا در کارهای خودم از این قدرت تشخیص استفاده نکنم و یا به عبارتی دانایی خودم را به دانایی مؤثر تبدیل نکنم این دانایی برای من هیچ فایده و تاثیری ندارد. مؤثر یعنی چیزی که تاثیرگزار است و موجب تاثیر میشود. آقای مهندس همیشه میفرمایند؛ برای باورها هیچ ارزشی نیست. من اگر آموزش دیدم و میدانم که باید سر ساعت در کنگره ۶۰ حضور داشته باشم ولی اگر به این باور خود عمل نکنم این یاد گرفتن به هیچ دردی نمیخورد.
کسی که یک چیزی را میداند ولی به آن عمل نمیکند در زندگی آن شخص اتفاقات خاصی رخ نخواهد داد. علت این که ما دانایی خودمان را باید به دانایی مؤثر تبدیل کنیم برای این است که انسان اگر یک چیزی را بداند و بتواند یک چیزی را تغییر بدهد میتواند با آرامش بیشتری به حیات خود ادامه دهد و کمتر دچار رنج و عذاب میشود. مثلث دانایی شامل سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر میباشد. برای این که آموزش بگیریم باید از منیت عبور کنیم و برای این که تفکر نماییم باید از ترس بگذریم و در نهایت برای این که انسان بتواند تجربه کند باید از ناامیدی عبور نماید.
انسان موجودی است که با کسب دانایی و آگاهی میتواند در وجود خودش تغییرات عمدهای بوجود بیاورد ولی حیوانات فاقد این ویژگی میباشند. انسان قادر است هر چیزی که بوده و یا در هر وضعیتی که قرار دارد از طریق آموزشهای صحیح و درست، اوضاع و احوال خودش را تغییر دهد و کاملا میتواند تبدیل به یک انسان دیگری شود. شخصی که وارد کنگره ۶۰ میشود و در پایان سفر اول به درمان میرسد مانند همان دَلوی است که آرام آرام و کاملا بیصدا به ته چاه میرود،بدون این که کوچکترین ارتعاشی بوجود بیاورد. منظور از ارتعاش همان گریز زدن و یا انجام یکسری کارهای ناپسند میباشد.
وقتی که این دَلو به نزدیکی ته چاه میرسد در تاریکترین نقطه که چند سانتیمتر با آب فاصله دارد ممکن است در این لحظه ناامیدی به سراغ انسان بیاید و شخص ناامید بشود چون جای خیلی تاریکی میباشد. ولی باید ادامه داد چون بعد چند سانتیمتر به آب خواهد رسید. شخص پلهاش عوض میشود ولی میگوید حالم خوب نیست و یا حالم درست نشد. اگر یک ذره دوام بیاورد مطمئنا درست خواهد شد. نهایتش دو الی سه روز صبر و تحمل کند حالش رو به راه خواهد شد. ما اینجا جمع شدیم که اعتیاد خودمان را درمان کنیم و اولین اولویت ما درمان اعتیاد میباشد.
کنگره ۶۰ هدف نیست، بلکه وسیلهای است که انسان را به هدفش برساند. ما باید سوار این وسیله بشویم و حرکتی انجام دهیم تا به مقصد برسیم. فقط با حرف زدن هیچ مسئلهای به نتیجه نخواهد رسید، فقط اگر بنشینم و راجع به یک موضوع و یا مشکلی فقط صحبت کنم آن مشکل و موضوع حل نخواهد شد. استاد امین میفرمایند: دو نفر اعتیاد پیدا میکنند و مثلا شروع به مصرف تریاک میکنند، یکی از اینها همه چیزش را از دست میدهد ولی دیگری هنوز یکسری چیزها را دارد. تنها تفاوت این دو شخص در دانایی و قدرت تشخیص آنها میباشد.
چون یکی از آنها ترجیح میدهد که یکسری چیزها را فعلا نگه دارد و وقتی خواستهای مطرح میشود از طریق دانایی خودش تشخیص میدهد که این خواسته، خواستهی درستی نمیباشد و از انجام آن صرفنظر میکند. پس تفاوت انسانها دقیقا در همین موضوع دانایی میباشد. اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی. در وهلهی اول باید قبول کنی که نمیدانی و ظرفت خالی است. هرچیزی که در مورد اعتیاد بیرون از کنگره ۶۰ یاد گرفتی باید همان پشت در بگذاری و وارد این بستر شوی.

چون گاهی اوقات انسان دست به تجربیات زیادی میزند و فکر میکند که فقط تجربه کافی میباشد. این تجارب به هیچ دردی نمیخورند چون هیچ نتیجهای برای تو نداشته است. پس این تجارب را باید پشت در بگذاری و وارد کنگره ۶۰ بشوی تا این ظرف خالی را از آموزش، تجارب، و تفکر صحیح پر نمایی. در پایان امیدوارم خود من یک خدمتگزار واقعی برای کنگره ۶۰ باشم و آرامش را در زندگی خودم تجربه کنم و آرامش هم به هیچ وجه به دست نمیآید مگر با خدمت کردن به سایر انسانها. از این که سکوت کردید و به صحبتهای من توجه نمودید از همهی شما ممنونم.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
189