English Version
This Site Is Available In English

دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها

دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها

 در کنگره‌۶۰، برای رسیدن به خود کتاب عشق اثر مهندس دژاکام را در اختیار داریم. در وادی‌های اول تا چهارم ما با مفهوم تفکر و نقش آن در زندگی آشنا می‌شویم و در وادی پنجم درمی‌یابیم که تفکر به‌تنهایی قدرت مطلق حل مسائل نیست، بلکه با رفتن و رسیدن کامل می‌شود. در این وادی می‌آموزیم که باید حرکت کنیم و افکار خود را به عمل تبدیل نماییم. همچنین درمی‌یابیم که میزان دانایی انسان به میزان سواد او نیست.

علم و دانایی صرفاً داشتن اطلاعات درباره یک موضوع خاص است؛ اطلاعاتی که می‌توان آن را به کلیدی تشبیه کرد. اما دانایی مؤثر یعنی بدانیم این کلید را چه زمانی و چگونه به کار ببریم. دانایی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌هاست. زمانی‌که به این مرحله از دانایی برسیم می‌توانیم درست یا نادرست بودن خواسته‌های خود را تشخیص دهیم و انتخاب مناسبی داشته باشیم.

دانایی از سه ضلع تشکیل شده است: تفکر، آموزش و تجربه. برای رسیدن به دانایی مؤثر لازم است این سه ضلع در کنار یکدیگر رشد کنند و از تعادل برخوردار باشند. زمانی‌که میان این اضلاع هماهنگی وجود داشته باشد انسان می‌تواند ماهیت کارها و خواسته‌های خود را بهتر تشخیص دهد و از بسیاری از آسیب‌ها جلوگیری کند.

ما اغلب راه‌های مختلفی را برای رسیدن به موفقیت امتحان می‌کنیم، اما گاهی به نتیجه مطلوب نمی‌رسیم؛ زیرا ممکن است نقطه‌ضعف هر انسان تلاش او برای پنهان کردن همان نقطه‌ضعف باشد. در اینجاست که جهان‌بینی به کمک ما می‌آید و به ما می‌آموزد که دانایی، یعنی رشد متعادل و هماهنگ نیروهای مختلف در وجود انسان.

اگر یک بخش از وجود ما ضعیف و بخش دیگری قوی باشد توانایی کلی ما بر اساس همان بخش ضعیف سنجیده می‌شود. این موضوع را می‌توان به پرنده‌ای تشبیه کرد که یکی از بال‌هایش بسیار بزرگ‌تر از بال دیگر است. چنین پرنده‌ای نمی‌تواند تعادل لازم را حفظ کند و به‌درستی پرواز نماید. در مثلث دانایی نیز همین‌گونه است و هر سه ضلع باید در کنار یکدیگر رشد کنند.

در بخش تجربه، لازم است با انسان‌ها ارتباط برقرار کنیم و برای داشتن روابط سالم صفاتی مانند حسادت، بخل و دیگر صفاتی را که به روابط آسیب می‌رسانند از خود دور نماییم. در بخش تفکر نیز باید تعادل داشته باشیم؛ نه آن‌قدر تفکر کنیم که از عمل بازبمانیم و نه آن‌قدر بدون تفکر عمل کنیم که رفتارها و تصمیم‌هایمان نسنجیده باشد.

در بخش آموزش نیز باید منیت و غرور را کنار بگذاریم تا بتوانیم بپذیریم که چیزهایی را نمی‌دانیم و نیاز به آموختن داریم. برای رشد بخش ضعیف وجودمان ابتدا باید آن را بپذیریم. سپس تلاش کنیم آموزش ببینیم و آموخته‌های خود را در زندگی تجربه کنیم. روبه‌رو شدن با نقاط ضعف شهامت زیادی می‌خواهد؛ زیرا یادگیری هنر زندگی کردن مسیر آسانی نیست.

بااین‌حال اگر در جهت متعادل کردن مثلث دانایی حرکت کنیم، به دانایی مؤثر دست خواهیم یافت و طعم زندگی همراه با صلح و آرامش را خواهیم چشید. دانایی به انسان قدرت می‌دهد. برای مثال، اگر در زمینه ثروت به دانایی برسیم می‌توانیم از قدرت ثروت در مسیر درست استفاده کنیم. همچنین اگر در زمینه تحصیل آموزش ببینیم می‌توانیم از آموخته‌های خود برای رشد و موفقیت بهره بگیریم.

در هر زمینه‌ای لازم است آنچه را می‌دانیم به مرحله عمل برسانیم؛ در غیر این صورت دانسته‌های ما تنها بخشی از اطلاعات ذهنی‌مان خواهند بود. در پایان باید به ندای درون خود توجه کنیم و بیاموزیم که با حرکت در مسیر آموزش، تفکر و تجربه، مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیریم. در این مسیر به‌تدریج از فرمان‌برداری از خواسته‌های نادرست به جایگاه فرماندهی و انتخاب آگاهانه خواهیم رسید.

نویسنده: همسفر نورا راهنما همسفر منیژه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر سیمین، راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)

همسفران نمایندگی گیلان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .