به نام قدرت مطلق الله
برداشت از سیدی «گردباد عظیم» آقای مهندس دژآکام مورخ یازدهم شهریور ۱۴۰۵
در این سیدی، یکی از نکات مهمی که مطرح میشود، نقش اضداد در زندگی و تکامل انسان است. انسان همواره در مسیر زندگی با نیروهای مختلفی روبهروست؛ نیروهایی که میتوانند او را به سمت روشنایی و تکامل هدایت کنند یا برعکس، او را از مسیر مستقیم دور کرده و به سمت تاریکی و تخریب ببرند.
در ابتدا به این موضوع اشاره میشود که یکی از نیرومندترین دشمنان انسان، جهل و نادانی خودش است. زمانی که انسان از عقل و آگاهی فاصله میگیرد، ممکن است تصور کند که در حال حرکت به سوی خواستههایش است، اما در حقیقت وارد مسیری شود که نتیجه آن تخریب خودش و دیگران باشد. جهل باعث میشود انسان علت مشکلات خود را بهدرستی نبیند و به جای اصلاح خویش، دیگران یا شرایط را مقصر بداند.
اضداد در خلقت وجود دارند و وظیفه آنها ایجاد تضاد، تخریب و آزمایش انسان است. اما همین اضداد میتوانند زمینهای برای بیداری و تکامل انسان باشند. وقتی انسان در برابر مشکلات و نیروهای مخالف قرار میگیرد، اگر بتواند با تفکر و آگاهی حرکت کند، به تدریج از نیروهای منفی فاصله گرفته و به نیروهای الهی نزدیک میشود. در واقع، بسیاری از آزمایشها میتوانند فرصتی باشند تا انسان تواناییها و ضعفهای خود را بهتر بشناسد.
نزدیک شدن به نیروهای الهی، فقط با حرف و ادعا اتفاق نمیافتد؛ بلکه باید در عمل خودش را نشان دهد. فرمان الهی چیز پیچیدهای نیست. دروغ نگفتن، کمفروشی نکردن، تقلب نکردن، احتکار نکردن، حق دیگران را ضایع نکردن و در مسیر عدالت حرکت کردن، نمونههایی از عمل به فرمان هستند. انسان زمانی میتواند ادعا کند که در مسیر درست قرار دارد که رفتار او در زندگی روزمره، نشاندهنده صداقت، مسئولیتپذیری و احترام به حقوق دیگران باشد.
راه رسیدن به این مرحله ممکن است سخت باشد، اما امکانپذیر است. انسان باید خودش بخواهد که تغییر کند و برای این تغییر حرکت کند. هیچ دارو، هیچ انسان و هیچ عامل بیرونی نمیتواند به تنهایی انسان را از ناامیدی، افسردگی یا بحرانهای زندگی بیرون بیاورد؛ کمکها میتوانند مؤثر باشند، اما حرکت اصلی باید توسط خود انسان انجام شود. تغییر واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و قدمبهقدم برای اصلاح افکار و رفتارهایش تلاش کند.
در ادامه، درباره امواج و ارتباط میان نیروها صحبت میشود. همانطور که رادیو و تلویزیون امواج را دریافت میکنند، انسان نیز میتواند دریافتکننده امواجی مانند الهام و القا باشد. بنابراین نوع ساختار و اندیشه انسان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا انسانها و نیروهایی که دارای ساختار و اندیشه مشابه هستند، یکدیگر را جذب میکنند. به همین دلیل، افکار منفی میتوانند انسان را به سمت افراد و شرایط منفی ببرند و افکار سازنده نیز زمینه ارتباط با انسانهای سالم و مثبت را فراهم کنند.
در اینجا مفهوم عشق و محبت نیز جایگاه مهمی پیدا میکند. عشق و محبت مانند نیروی جاذبه عمل میکنند و باعث میشوند انسانهایی که دارای اندیشه و تفکر مشترک هستند، یکدیگر را پیدا کنند و در کنار هم قرار بگیرند. محبت واقعی فقط احساس یا سخن نیست، بلکه در رفتار، گذشت، کمک کردن و احترام گذاشتن به دیگران نمایان میشود.
نمونه روشن این موضوع را میتوان در کنگره ۶۰ مشاهده کرد. انسانهایی که با مشکلات مختلف وارد کنگره میشوند، وقتی در مسیر درمان و آموزش قرار میگیرند، به تدریج تغییر میکنند. انسان مصرفکنندهای که در گذشته ممکن است در مسیر تخریب قرار داشته باشد، با آموزش و حرکت در مسیر درست میتواند به انسانی سالم و مفید تبدیل شود. در اینجا از نیروهای شیطانی کاسته و بر نیروهای مثبت افزوده میشود. این افراد علاوه بر نجات خود، میتوانند در آینده به دیگران نیز کمک کنند و تجربههایشان را در اختیار کسانی بگذارند که در ابتدای مسیر هستند.
این تغییر یکباره اتفاق نمیافتد؛ بلکه نتیجه تکرار و تداوم است. همانطور که رودها و چشمهها به مرور به دریا میرسند، حرکت انسانها در مسیر درست نیز با تکرار و تداوم، به یک نیروی عظیم تبدیل میشود. هیچ پیشرفت پایداری بدون استمرار به وجود نمیآید و حتی قدمهای کوچک، اگر بهطور مداوم برداشته شوند، در نهایت نتیجه بزرگی ایجاد میکنند.
وقتی نیروهای مثبت در کنار یکدیگر قرار میگیرند، قدرت بیشتری پیدا میکنند و در سطح جهان گسترش مییابند. در چنین شرایطی، معنای واقعی محبت نیز آشکارتر میشود؛ زیرا انسانهایی که دارای اندیشه الهی هستند، به سمت خوبی، عدالت، دوستی و خدمت حرکت میکنند. این نیرو میتواند در خانواده، جامعه و حتی در روابط میان ملتها اثرگذار باشد.
اگر در جامعهای همهچیز با انصاف و عدالت میان انسانها تقسیم شود، بسیاری از اختلافات و مشکلات اساساً به وجود نخواهد آمد. بسیاری از دردهایی که انسان امروز به دنبال درمان آنهاست، نتیجه رفتارهای نادرست خود انسانهاست؛ مانند سرقت، گرانفروشی، احتکار، دروغ و تضییع حق دیگران. بنابراین اگر از ابتدا از ایجاد این مشکلات جلوگیری شود، دیگر نیازی به درمان بسیاری از آنها نخواهد بود. پیشگیری از آسیبها، همیشه بهتر و کمهزینهتر از درمان پیامدهای آنهاست.
البته داشتن امکانات و قدرت به خودی خود باعث سقوط انسان نمیشود. اگر انسانی دارای تفکر سالم و ظرفیت مناسب باشد، افزایش مقام، ثروت و امکانات نمیتواند او را از مسیر درست خارج کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که انسان از عقل و آگاهی فاصله گرفته باشد و خواستههای نفس خود را بر همه چیز مقدم بداند. در این حالت، امکانات به جای اینکه وسیله خدمت باشند، ممکن است به ابزاری برای ظلم، خودخواهی و تخریب تبدیل شوند.
در بخش دیگری از این صحبت، داستانی درباره فردی که به دلیل آسیب و مرگ برادرش از مارها متنفر شده بود، مطرح میشود. این داستان نشان میدهد که گاهی انسان میتواند خوبی را با بدی پاسخ دهد؛ زیرا هنوز به درک و تکامل لازم نرسیده است. انسان ممکن است به دلیل رنجها و تجربههای تلخ گذشته، نسبت به همه موجودات یا افراد مشابه بدبین شود و بدون شناخت، قضاوت کند.
در مقابل، رفتار حضرت نشان میدهد که نباید در برابر نیروهای مخالف، بدون تفکر و شناخت جبهه گرفت. باید دید علت رفتار چیست و نتیجه آن را بررسی کرد. برای همین در داستان، از آب و درخت نیز درباره «خوبی و بدی» سؤال میشود و مشخص میشود که حتی آب و درخت نیز با وجود اینکه مورد استفاده انسان قرار میگیرند، ممکن است در مقابل خوبیهایی که انجام میدهند، با رفتار نادرست انسان مواجه شوند. این موضوع نشان میدهد که انسان باید پیش از قضاوت، شرایط و ریشه اتفاقات را بررسی کند و از واکنشهای عجولانه دوری نماید.
جمعبندی؛
برداشت من از این سیدی این است که گردباد عظیم میتواند نمادی از نیروها و شرایطی باشد که انسان را در مسیر زندگی با خود درگیر میکنند؛ اما اینکه انسان در این گردباد به کدام سمت حرکت کند، به تفکر، آگاهی و انتخابهای خودش بستگی دارد.
اگر انسان تسلیم جهل و خواستههای منفی شود، اضداد میتوانند او را از مسیر مستقیم دور کنند؛ اما اگر آموزش بگیرد، فرمان را اجرا کند، دروغ و ظلم و تخریب را کنار بگذارد و با تکرار و تداوم در مسیر درست حرکت کند، به تدریج از نیروهای منفی فاصله گرفته و به سمت نیروهای الهی نزدیک میشود. در این مسیر، صبر، نظم، مسئولیتپذیری و استفاده از تجربه دیگران اهمیت زیادی دارد.
در نهایت، انسانهای دارای اندیشه سالم یکدیگر را پیدا میکنند، در کنار هم قرار میگیرند و مانند رودهایی که به دریا میپیوندند، نیرویی بزرگتر به وجود میآورند. آنجاست که محبت، عدالت، خدمت و دوستی از یک کلمه و یک شعار، به یک حقیقت در زندگی انسان تبدیل میشوند.
نویسنده؛ مسافر محمد لژیون یکم
نام راهنما؛ مسافر اکبر
ارسال؛ گروه سایت نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
1529