سیدی جهانبینی به ما میگوید: این یک زبان است و برای اینکه صحبتها و آموزشهای کنگره برای ما قابل درک و لمس باشد؛ باید الفبا را خوب یاد بگیریم. هر علمی مانند یک بنای عظیم میماند که باید پایه قوی و محکمی داشته باشد. اگر پایه قوی و محکم باشد صد طبقه روی آن میتوان بنا کرد. دقیقاً برای ما هم این مطلب صدق میکند که اگر به کنگره میآییم و مطالب را درک میکنیم و به درستی انتقال میدهیم یعنی درست آموختهایم.
جهانبینی برای افراد خاصی نیست، جهانبینی برای همه لازم و ضروری است. همانند طنابی عمل میکند که از عمق تاریکی انسان را بیرون میکشد. مانند همه مسافران که در عمق تاریکیها بودند و خدا را شکر به روشنایی رسیدهاند. برای یک مصرفکننده داشتن جهانبینی ضروری است. فقط این نیست که از روی جدول پیش بروند و دارو کم کنند، مهم ظرفیت و دانایی شخص است و اینکه فرد در مورد این قضیه چه دیدگاهی داشته باشد تا احتمال بازگشت را به صفر برساند و چیزی که در اینجا مهم است عقل است که مانند قلعهای است در شهر وجودی ما و سربازهایی از این قلعه مراقبت میکنند که کارشان این است و اجازه ندهند هر چیزی از سد خونی مغز عبور کند که باعث تغییر ساختار و عملکرد مغز شود.
نکته مهم دیگر ما؛ باید در زندگی قوانین را به خوبی یاد بگیریم چون زندگی مانند یک بازی است که اگر قوانین آن را بلد باشیم برای ما لذتبخش میشود و به شادی و آرامش خواهیم رسید. باید قوانین را بپذیریم و اگر در زندگی دانش و علم را خوب یاد داشته باشیم، برای ما همانند نیروی مکمل عمل میکند و کسی که علم و دانش را نداشته باشد برایش مثل نیروی بازدارنده است. مثلا اگر کسی به ما حرفی بزند که ما را ناراحت کند دو راه حل داریم یا تفکر میکنیم که راه حلی برایش پیدا کنیم که در اینجا رشد و جهش اتفاق میافتد و در واقع به مرحله تکامل میرسیم یا اینکه شمشیر را از رو میبندیم و خودمان را ناراحت میکنیم و به خودمان که مهمترین هستیم آسیب میزنیم.
دانایی کلیدی است که هر کس باید داشته باشد اگر این دانایی را داشته باشیم باعث میشود فرمانهای غلط به درست تبدیل شود. حتماً از خودمان میپرسیم چرا همه ما دانا نشدهایم؟ پاسخ این است که اگر همه ما دانا میشدیم یا مشکل سوء رفتاری داریم چون آن طرف هم نیروهایی وجود دارد که نمیگذارند دانایی و اینطور مسائل به خوبی پیش بروند. در واقع عواملی هستند که جلوی کارها را میگیرند از نیروهایی که در مقابل قرار دارد میتوان ترس و ناامیدی را نام برد.
مسئله بعدی ظرفیت است که شبیه به استخر انرژی است. همه استخرها مثل هم نیستند. یک استخر آلوده و کثیف است و استخر دیگر تمیز و آبی زلال دارد. درون انسان هم مانند استخر است که اگر درون استخر آلوده یک سطل زباله هم بریزیم زیاد فرق نمیکند؛ اما اگر درون استخر تمیز یک پر کاه بیندازیم کاملاً مشخص میشود. برداشتی که من از این سیدی داشتم این است که اگر بخواهیم به نتیجهای برسیم؛ باید مسیری را برویم که بدانیم از آن مسیر انرژی دریافت میکنیم.
همانند کنگره۶۰ اگر در طول مدتی که به کنگره آمدیم و متوجه تغییرات و آن حس خوب در خود شدیم، ادامه بدهیم به آنچه میخواهیم میرسیم. البته با آموزشهای خوبی که از راهنما و سیدیهایی که مینویسم و در زندگی کاربردی میکنم تا به آرامش برسم. امیدوارم همه این خوشحالی را تجربه کنند. به امید روزهای خوب، در آخر هم از همه خدمتگزاران کنگره۶۰ و به ویژه جناب مهندس دژاکام تشکر میکنم.
منبع: سیدی جهانبینی (۱و۲)
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ویراستاری: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
61