جلسه دوم از دوره چهلوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کوروش آذرپور، به استادی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر سودابه، با دستورجلسه «هفته دیدهبان و دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که از این جایگاه چهره زیبا شما را میبينم. خدا را شاکر هستم، بهخاطر این جایگاه که نصیبم شده است. از نگهبان و مرزبانهای عزیز تشکر میکنم، به این خاطر که اجازه دادند، یکبار دیگر این جایگاه را لمس کنم و لذت ببرم. در مورد دستورجلسه امروز که در مورد هفته دیدهبان است و دو هفته ما این دستورجلسه را داریم. آنقدر استادان ما مطلب گفتند، آنقدر مشارکت کردیم و به زیبایی از خدمات این عزیزان قدرانی کردیم.
من به نظرم دیدهبانها وادی چهاردهم هستند. مگر میتوانند عاشق نباشند، خود عشق هستند. آدم مگر میتواند عاشق نباشد و از وقت خود، زندگی، جان و مال خود بگذرد؟ مگر میتواند چیزی جز عشق باشد؟ مگر میشود عاشق آدمها نباشند و اما تلاش کنند برای اینکه انسانها را از تاریکی نجات دهند. آدم اگر خیلی عاشق نباشد، نمیتواند. واقعاً من بهواسطه اینکه سالهای زیادی است در کنگره۶۰ هستم، خیلی از دیدهبانها را دیدم، خانوادههای آنها را دیدم که چقدر با عشق لذت میبرند از این وقتی که برای انسانها میگذارند. برای ما کار انجام میدهند، بدون هیچ چشم داشتی و بدون هیچ منتی کار میکنند تا من لیلا بنشینم و هیچ دغدغهای برای خودم و مسافرم نداشته باشم.
مطمئنا ً آنها به حق و خدای خود نزدیک هستند. این خدمت برای این دوره زندگی نیست. رحمت و برکت این خدمت سالهای زیادی در زندگی آنها جاری خواهد بود. برای نسلهای آینده میکارند که هرچقدر هم برای نسلهای آینده برداشت کنند تمام نمیشود. آنقدر این خدمت برکت دارد و خدمت بزرگی است که مگر میشود یک نفر را از تاریکی نجات دهی، یک نفر را احیا کنی و خداوند نبیند، حتماً این خدمت گم نمیشود. هزاران برابر این خدمت در زندگی آنها ساری و جاری خواهد بود. هفته دیدهبان را به این عزیزان تبریک میگویم.
در مورد بخش دوم دستورجلسه: دانایی، دانایی موثر و سواد. دانایی یعنی شناختی که به ماهیت خواستههای خودمان داریم، یعنی من بدانم خواسته من خوب یا بد است، تازه من به دانایی میرسم با خواستهام و خواستهای که نفسم دارد آشنا میشوم، بعد یاد میگیرم که خواستههای بد خودم را به سمت خوبیها سوق دهم، حالا چطور باید این کار را بکنم؟ مطمئناً باید آموزش ببینم تا اینکه دانایی موثر پیدا کنم. با خواندن کتاب دانایی تبدیل به دانایی موثر نمیشود؛ بلکه باید در بین مردم تجربه کسب کنم.
نمیشود که درها را روی خودم ببندم، زندگی کنم، گناهی نکنم، بگویم من آدم خوبی هستم؛ نه واقعاً اینطوری نمیشود. من اگر توانستم بروم بین مردم نقاط ضعف خودم را به نقاط مثبت تبدیل کنم، آن موقع است که برنده هستم و میتوانم بگویم دارم به تعادل میرسم. در جامعه کنار آدمها تجربه کسب کنم، از آن ناراحتی، خشم و مشکلات آنها به بهترین شکل در زندگی استفاده کنم. آموزش بگیرم و تجربه کسب کنم. بین آدمها باشم و برای اینکه آموزش ببینم؛ باید بپذیرم من این مشکل را دارم.
به قول دکتر امین: شما زمانی که پذیرفتید و فهمیدید یک مشکل را دارید نصف راه را رفتید، بقیه راه زیاد سخت نیست، میتوانی آموزش ببینی و به صراطمستقیم برسی. به هر حال وقتی من بین انسانها بروم و آموزش ببینم، نقاط ضعف خودم را پیدا کنم، آنجا است که نقاط ضعف و قدرت خودم را تقویت میکنم و میتوانم به فکر درست برسم. ما همه فکر میکنیم؛ اما این افکارمان چقدر درست است و چقدر ما را به سمت راه درست میبرد، خیلی مهم است، وقتی من آموزش میبینم، منیت خود را کنار میگذارم و اشتباهات خود را میپذیرم، دانایی من به دانایی موثر تبدیل میشود.
وقتی من به دانایی موثر میرسم بعد به تعادل میرسم و وقتی من تعادل دارم بهتر میتوانم زندگی کنم. بعضی آدمها تحصیلات دارند و دکتر هستند؛ اما فقط در زمینه بورد خودشان تخصص دارند و در همین زمینه بلد هستند؛ اما نمی توانند جواب سلام بیمار را بدهند، اصلاً نمیفهمند که بیمار چقدر درد دارد. یک لبخند او میتواند حال بیمار را خوب کند. سواد او دانایی موثر نیست، فقط در زمینه تخصص خودش موثر است.
اهدای لوح تقدیر سردار



مرزبانان کشیک: مسافر علی و همسفر زهره
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)
تایپیست: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
75