دستور جلسه:«دانایی، دانایی مؤثر، سواد»
در مورد موضوع دانایی، این که دانایی قدرت تشخیص ماهیت خواستهها تعریف شده است. هر انسانی دارای خواستههای متعدد و گوناگونی میباشد. این دانایی است که تشخیص میدهد کدام خواسته درست یا به عبارتی معقول است و کدام خواسته نادرست و یا نامعقول است.
توانایی و مهارت در تشخیص دادن است که این موضوع، برای انجام مناسب است یا خیر؛ اما در مورد دانایی مؤثر، عمل کردن است. اینکه چگونه بتوانم به آن مطلب که تشخیص دادم درست است، عمل کنم. دانایی موثر، به عمل کردن است به سخنوری نیست. من به عنوان همسفر به دلیل حضور دائم، بسیاری مطالب را روی خودم سوار کردهام و هرجا میرسم ممکن است متکلم وحده شوم و شروع به سخن گفتن کنم؛ اما چه قدر از آن دانایی را در زندگی روزمره خود، در بخشش خود، در بیرون از کنگره، در میان افرادی که آموزش کافی نگرفتهاند، در میان همکاران و اقوام و آشنایان، اجرا میکنم؟ آیا در موقع خشم و عصبانیت یک دیوانهی موقت میشوم یا دانایی که میداند خشم چیست و چگونه کنترل میشود و آیا دانایی من در آن لحظه به دادم میرسد؟ در زمان غیبت و تجسس چه؟ آیا تمام مسائلی که آموزش میگیرم در عمل هم میتوانم به دانایی مؤثر تبدیل کنم یا خیر؟
به قول استاد که میفرمایند: «میزان دانایی، سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، بایستی انسانی اندیشید». به عبارتی همه چیز در اندیشه من، گفتار من، کردار من یا عملکرد من میباشد. صرفا تحصیلات و سواد داشتن نمیتواند عملکرد و آگاهی و افکار یک انسان را به سمت ارزشها هدایت کند.
تحصیلات و سواد بسیار تا بسیار عالی میباشد و جناب مهندس همیشه ما را تشویق به این موضوع میکنند؛ اما اصل صحبت این است که سواد داشتن نمیتواند زندگی ما را نجات دهد، تحصیلات نمیتواند خیلی از مشکلات را حل کند؛ زیرا فقط در یک شاخه تخصصی علمی افزایش مییابد. کنگره به من یاد داده که در مسئله اعتیاد، سواد و تحصیلات به معنای دانایی شخص نیست.
ممکن است شخص مصرف کنندهای وارد کنگره شود و از نظر تحصیلات در سطح بالایی هم باشد؛ اما در درمان خود ناموفق بوده و برعکس اشخاصی را میبینیم که شاید تنها سواد خواندن و نوشتن دارند؛ ولی خیلی دانا هستند و در درمان اعتیاد خود موفق بودهاند و همچنین طبق سیدی دانایی مؤثر، تعادل در برابری و رشد متقارن نیروها به وجود میآید.
انسان گاهی برعکس عمل میکند و در دانایی ضلع ضعیف را پنهان میکند؛ به همین دلیل رشد انسانها در خیلی از زمانها سخت میشود؛ زیرا تقویت کردن قسمت آسیب دیده سختی بسیار دارد؛ اما زمانی که مقاومت کنی و صبور باشی نتیجه درخشان میشود؛ همچنین در اکثر سیدیها هم اشاره میشود که اگر بتوانی گرهای را باز کنی و یا مشکلی را حل کنی و از پلهای عبور کنی و از عقبه سخت بگذری، الماس درون تو نمایان میشود و فلز وجودی تو تغییر خواهد کرد.
در ادامه استاد گفتند: «بعد از مدتها که وارد دانشگاه شدم، دیدم واقعاً دانایی به سواد نیست؛ چون افراد خیلی باهوش و با استعدادی را میدیدم که کارهای غیرمعقول انجام میدهند، سختترین مسائل را حل میکردند؛ ولی علم زندگی را بلد نبودند و همیشه دچار مشکلات مختلف بودند؛ چون همیشه به آن ضلع قوی توجه میکردند». بنابراین رشد دانایی در هر انسان یعنی رسیدن به تعادل و قدرت تشخیص و تکامل عقل.
تکامل عقل اینگونه صورت میگیرد. تکامل عقل یعنی، قدرت حل مسئله و این با دانایی اتفاق میافتد. باید سعی کنیم به دانایی و تعادل لازم برسیم. دانایی و دانایی مؤثر از مهم ترین مسائل زندگی است که هر لحظه باید مراقب ورودی و خروجی ذهن برای به چالش کشیدن این دو باشیم.
نویسنده: همسفر نیلوفر راهنمای لژیون تازهواردین
ارسال: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
56