English Version
This Site Is Available In English

دانایی مؤثر؛ تبدیل تجربه تلخ به مسیر روشن

دانایی مؤثر؛ تبدیل تجربه تلخ به مسیر روشن

هشتمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «دانایی،دانایی موثر،سواد» با استادی مسافر حسین و با نگهبانی مسافر عبدی و دبیری مسافر مهدی روز سه‌شنبه مورخ ۱۴۰۵/۶/۱۰ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک‌بار دیگر فرصت حضور در جمع شما عزیزان را به من داد تا از شما آموزش و انرژی بگیرم. به رسم ادب تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا منِ حسین بتوانم به درمان برسم. همچنین از آقای علیرضا دژاکام و دیگر پیشکسوتانی که کنگره ۶۰ کرمان را راه‌اندازی کردند سپاسگزارم؛ تا من امروز بتوانم روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم.

تشکر می‌کنم از راهنمای درمان مواد و سیگارم، آقا سینا، که اگر امروز حال خوشی دارم، مدیون زحمات و آموزش‌های ایشان هستم. همچنین از راهنمای همسفرانم که آسایش امروز زندگی‌ام را مدیون محبت و همراهی‌شان هستم. و یک تشکر ویژه از تمامی خدمت‌گزارانی که برای ما زحمت می‌کشند تا ما به درمان برسیم.

در مورد دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم:

دانایی و دارایی مؤثر بر وسواس است.

روز اولی که وارد کنگره شدم، تنها یک سؤال از من پرسیدند: «سواد خواندن و نوشتن داری؟» 
گفتم: بله. 
و اجازه دادند روی صندلی بنشینم. 
در کنگره سواد فقط یک ابزار است؛ نگفتند لیسانس داری؟ یا چه مدرکی داری؟ همین اندازه خواندن و نوشتن کافی است تا بتوانی در کنگره حضور داشته باشی.

دلیل آمدن من این بود که دانایی یاد بگیرم. آیا من زمان مصرف نادان بودم که مواد مصرف می‌کردم؟ نه. دانایی داشتم؛ حتی مواد را طوری در ماشین جاسازی می‌کردم که کسی متوجه نشود. اما این دانایی در مسیر اشتباه استفاده می‌شد. به کنگره آمدم و به لطف آموزش‌های آقای مهندس یاد گرفتم دانایی‌ام را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.

سی سال مصرف‌کننده بودم؛ آیا نادان بودم؟ نه. بدنم به مواد نیاز داشت اما راه درمان را پیدا نمی‌کردم. تا اینکه وارد کنگره شدم و فهمیدم بدون مصرف مواد هم می‌شود زندگی کرد. به قول آقای مهندس: «وقتی سیستم خمر در بدن تولید می‌شود، چرا از بیرون مواد وارد کنم؟»

با آموزش‌های آقای مهندس مثلث دانایی را یاد گرفتم: 
تفکر، تجربه، آموزش

تفکر چیست؟ همان عنوان وادی اول. بدون تفکر نمی‌توانم وارد کنگره شوم. روز اول یک خواسته دارم و باید نفسم را پرورش دهم تا به آن خواسته که درمان اعتیاد است برسم. باید یازده ماه سفر کنم و گوش به فرمان راهنما باشم تا به درمان برسم.

در مقابل تفکر، یک ضلع مخالف وجود دارد: ترس. 
ترس از چه؟ 
مثلاً می‌خواهم بیایم کنگره، دوستم می‌گوید: «تو سی سال مواد مصرف کردی و کسی نفهمید؛ حالا می‌خواهی همه بفهمند؟» 
یا می‌گوید: «در گوگل سرچ می‌کنی، عکس حسین دیده می‌شود!» 
اما نباید بترسم؛ چون من دارم عمل سالم انجام می‌دهم.

یادم هست وقتی برای رهایی به تهران می‌رفتیم و من سیزده ماه سفر کرده بودم، به آقا سینا گفتم: «استرس دارم، شاید نتوانم این سه‌دهم را کنار بگذارم.» 
ایشان فقط یک جمله گفتند: 
«حسین، روزی که آمدی کنگره چقدر شیره مصرف می‌کردی؟» 
گفتم: هر دو ساعت یک لیوان آب‌شیره. 
گفت: «وقتی رفتی روی دارو چقدر مصرف می‌کردی؟» 
گفتم: روزی شانزده و نیم سی‌سی. 
گفت: «هیچ‌وقت فکر می‌کردی روزی به سه‌دهم برسی؟» 
گفتم: نه. 
گفت: «پس رو به جلو حرکت کن، خیالت راحت باشد و به کنگره ایمان داشته باش.»

خدا را شکر رفتم و سه روز اول که از تهران برگشتم، باورم نمی‌شد که سه روز بدون مواد گذراندم.

ضلع دوم مثلث دانایی تجربه است؛ تجربه از چه کسی؟ 
از پیشکسوتانی که آمدند، درمان شدند و پای کار ماندند تا ما از آن‌ها درس بگیریم و به درمان برسیم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.


تایپ: مسافر رامین لژیون دوم
عکس: مسافر آرمان لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .