اولین جلسه از دوره ششم لژیون سردار نمایندگی دنا،شهرضا با استادی پهلوان مسافرشهرام، با دستور جلسه:««دانایی ،دانایی موثر، سواد» در روز سهشنبه مورخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۱۵ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان شهرام هستم یک مسافر.
تشکر میکنم از اعضا لژیون سردار و سپاس از دبیر، خزانهدار و نگهبان لژیون سردار که این فرصت را در اختیار من گذاشتند برای آموزش گرفتن وخدمت کردن. ورود اعضای جدید را به لژیون سردار تبریک میگویم و امیدوارم بهره کافی از این جایگاه ببرید جالب است که اولین استادی من در لژیون سرداربا اعضا جدید بود و امروز هم که اولین جلسه لژیون سردار با اعضای جدید است،
این هفته، هفته دیدبان بود و ما اتفاقات میمون و مبارکی را داشتیم از جمله آغاز به کار لژیون سردار دوره جدید که همزمان با هفته دیدهبان میباشد این هفته را به تمامی دیدهبان و آقای مهندس وتمامی اعضا کنگره شصت تبریک میگویم که اگر تلاشهای این عزیزان نبود، کنگره ۶۰ دایر نمیشد و من امروز اینجا نبودم. آنها شاید در ظاهر دیده نشوند، اما تأثیر کارشان فراتر از خودشان است اگر آنها جایگاهشان را حفظ نمیکردند سرنوشت من معلوم نبود به کجا کشیده میشد ریشه اعتیاد من ترس بود ترس از بیپولی، ترس از آبرو و غیره اما در کنگره آموختم از ترسهای منفی عبور کنم من با شجاعت در دل ترسهایم شیرجه زدم و وارد کنگره و لژیون سردار شدم دلم میخواست حس بخشش و اختیار را تجربه کنم به همسرم هم گفتم من در این زندگی سهمی دارم و بخشی از آن را در لژیون سردار صرف میکنم تا در حلقههای دیگر حیات، راهی برای جبران اشتباهات گذشتهام داشته باشم.
در دوران مصرف گاهی برای رسیدن به خواب راحت نیاز به انجام کارهای ناهنجار داشتم اما امروز با فضایل اخلاقی که در کنگره کسب کردهام شبها با آرامش میخوابم دیگر از بیماریها و آینده نمیترسم، چون الهامات و مسیری روشن پیش رو دارم چرا که به فرموده آقای مهندس آرامش پیشنیاز رسیدن به الهامات است آرامش من در لژیون سردار پیدا شد و حضور ما امروز فرصتی است که باید از آن استفاده کنیم مسئله اصلی داشتن دانش نیست بلکه تأثیرگذاری آن است بسیاری از ما کتابها را میخوانیم اما اگر نتوانیم این دانش را به رفتار و کردارمان تبدیل کنیم و دیگران را جذب کنیم چیزی به دست نیاوردهایم من هم با وجود تمام خدماتی که کردهام بر خود انتقاد میکنم که چرا هنوز نتوانستهام تأثیرگذارترین مربی باشم اگر دانشی داریم و آن را در عمل نشان نمیدهیم در واقع در مسیر معنویت کمفروشی میکنیم هدف من این است که از ترسهای مادی گذشته رها شوم و با تکیه بر اصول آموزش و بخشش به انسانی تبدیل شوم که حضورش راه را برای دیگران باز میکند خداوند به من کمک کرد تا آن بخش وجودم را تقویت کنم شجاعت درونیام روزبهروز بیشتر شد امروزه اگرچه هنوز با چالشهایی روبهرو هستم اما دیگر ترسی از آنها ندارم چرا که به این باور رسیدم که اگر انسان به نقطه ورشکستگی هم برسد، این شجاعت و شهامت را دارد که دوباره خودش را به جایگاه خوبی برساند.
من به دیگران توصیهای نمیکنم بلکه اول خودم را توصیه میکنم چرا که معتقدم باید از خودمان شروع کنیم به جایگاه خوبی رسیدهام و ناسپاس نیستم مطمئنم اگر این درد و رنج باعث نمیشد مسیرم را تغییر دهم؛ تعداد آمپولهای مخدری که در آن روزهای آخر مصرف میکردم از چهارده عدد در روز شاید به صد یا حتی بیشتر میرسید آن هم اگر زنده میماندم در آن شرایط نه رگی برای تزریق داشتم و نه خانوادهای که بتواند مرا تحمل کند چون در روزهای آخر هیچکس دیگر تاب و توان مرا نداشت اینجا آخرین پناهگاه من بود درست زمانی که در کوپه آخر قطار زندگی، در آستانه نابودی و زیر پای له
شدن بودم لطف خداوند شامل حالم شد و وارد ایستگاه بعدی زندگی یعنی کنگره ۶۰ شدم اگر عزیزانی که در لژیون سردار و بخشهای خدماتی کنگره حضور دارند به درستی عمل نکرده بودند امروز من اینجا نبودم
حالا وظیفه من است که به عنوان یک خدمتگزار در تمام لژیونهای کنگره، به بهترین شکل عمل کنم تا شاید بتوانم حتی یک درصد هم که شده تاثیری مثبت بر فرد دیگری بگذارم و اینگونه لطف و رحمت الهی در این حلقه و حلقههای بعدی شامل حالمان شود
آقای مهندس را تشویق کنید.

ویرایش و ارسال :مسافر حسن لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
35