همسفران ورزشکار از پارک مادر دولتآباد اصفهان در مورد دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» بیان کردند:
همسفر فاطمه:
دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، مانند انسان به لباس پوشیدن نیست؛ باید انسانی اندیشید. یکی از هدفهای نیروهای بازدارنده، عدم رشد دانایی ما است تا زمانی که دانایی ما بدون تغییر بماند، ما همچنان ناتوان در حل مسائل زندگی خود هستیم. نیروهای منفی و بازدارنده همیشه در تلاش هستند که ما در حالت سکون باشیم و هیچ حرکتی و زایشی در مسیر دانایی و رسیدن به فرمان عقل نداشته باشیم؛ پس حالا اصلاً دانایی چیست؟ تشخیص ماهیت خواستهها در هر لباس و در هر شکلی. مثلث دانایی تشکیل شده از تفکر، تجربه و آموزش. اگر ما نتوانیم این سه ضلع را به شکل متقارن رشد بدهیم، به آن دانایی مؤثر نمیرسیم. دو نوع دانایی داریم: دانایی خاص و دانایی عام. دانایی خاص این است که شخصی در رشتهای خاص به دانایی رسیده باشد و دانایی عام یعنی همان علم زندگی کردن و چگونه زیستن است که ما در کنگره۶۰ از آن برخوردار هستیم. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد که اضلاع آن ترس، منیت و ناامیدی است. اگر ما نتوانیم هر کدام از این اضلاع دانایی را درست رشد بدهیم، برعکس داریم اضلاع مثلث جهالت را رشد میدهیم و از آن آرامش و حال خوش دور میشویم.
همسفر اطهر:
دانایی مثلثی است که از سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر تشکیل شده است و برای اینکه دانایی به دانایی مؤثر تبدیل شود؛ باید این سه ضلع با هم برابر باشند. سواد هم یعنی علم داشتن در یک موضوع خاص و دانش آن موضوع را داشتن. قبل از کنگره من همیشه فکر میکردم کسی که سواد دارد دانا است و معیار دانایی را سواد داشتن میدانستم؛ ولی با آموزش جهانبینی تازه متوجه شدم همه آسیبها و تخریبهایی که داشتم، بر اثر عدم دانایی بوده؛ درحالیکه اصلاً نمیدانستم مسائل را چه زمان و چگونه حل کنم؟ کجا چه حرفی بزنم و کجا نزنم؟ تنها به یکی از اضلاع مثلث دانایی که تفکر است، اهمیت داده بودم؛ یعنی تفکر میکردم؛ ولی چون دانش نداشتم و آموزش نگرفته بودم، نمیتوانستم کاری را که میخواهم به عمل برسانم و در زندگیام کاربردی کنم. اصولاً همه کسانی که وارد کنگره میشوند، فکر میکنند همهچیز را میدانند؛ ولی با نوشتن سیدیها و آموزشهای کنگره متوجه شدم منیتی که داشتم، اجازه نمیداد من متوجه رفتارم شوم؛ چون منیت مقابل آموزش است و تا زمانی که منیت داشته باشیم نمیتوانیم از آموزشها بهره بگیریم و آنها را در زندگیمان کاربردی کنیم؛ پس تا زمانی که دانایی ما بدون تغییر بماند، همچنان با حقهها فریب میخوریم و اگر دانایی خودمان را به اجرا درنیاوریم، عملی نکنیم و به عبارتی دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل نکنیم، همچنان در حل مسائل ناتوانیم؛ پس نتیجه میگیریم اگر فقط تفکر کنیم، تجربه و آموزش نداشته باشیم، با هر چیزی فریب میخوردیم و نمیتوانیم به تعادل و تکامل عقل خودمان برسیم.
همسفر فریبا:
همانطور که همه ما میدانیم دانایی را استاد امین در مثلث دانایی برای ما مشخص کردهاند که اضلاع آن عبارتند از تفکر، آموزش و تجربه که برای داشتن دانایی این سه را داشته باشیم کافی است و این را نیز مشخص کردند که برای داشتن دانایی مؤثر، این سه ضلع باید به یک اندازه باشند؛ یعنی گاهی ما در دانایی، تفکر بیشتر نسبت به تجربه نیاز داریم؛ اما در دانایی مؤثر این صدق نمیکند؛ درواقع دانایی مؤثر دانایی است که ما بتوانیم از آن بهصورت کاربردی استفاده کنیم؛ اما آقای مهندس در ادامه دستور جلسه کلمه سواد را قرار دادند؛ چرا که میزان دانایی به داشتن سواد و تحصیلات بالا بستگی ندارد. بعضی از افراد فقط در یک علم خاصی تبحر دارند؛ ولی از همه علوم اطلاع ندارند؛ اما خود اینگونه تصور نمیکنند و درواقع فکر میکنند که چون تحصیلات بالایی دارند، پس خیلی هم دانا هستند؛ اما ما در کنگره یاد گرفتیم که هرچه افراد داناتر باشند، بیشتر فکر میکنند که خیلی چیزها هست که هنوز نمیدانند.
همسفر اکرم:
من همیشه فکر میکردم هر کسی سواد دارد؛ پس لزوماً دانا هم هست. هرچه سطح سواد بالاتر برود، دانایی شخص هم بیشتر میشد؛ ولی وقتی به کنگره آمدم و آموزش گرفتم، دیدم که میزان دانایی ربطی به سطح سواد ندارد. شاید فردی دکترا هم داشته باشد؛ ولی نتواند خانواده خود را اداره کند، حتی همسر و فرزندانش او را قبول نداشته باشند. آقای مهندس میفرمایند: «میزان دانایی ربطی به سواد، تمدن و لباس انسانها ندارد؛ بلکه دانایی به دانش، آموزش، تفکر و تجربه افراد بستگی دارد. دانایی به رفتار، کردار، سخن گفتن و حتی به پندار انسان بستگی دارد».
همسفر سمیه:
در مورد واژه دانایی و دانایی مؤثر، اولین بار در کنگره آشنا شدم. دانایی یک شبه به وجود نمیآید و ثمره ذرهذره عملیکردن آموزشهاست. اگر فرمانبردار باشیم، به فرماندهی میرسیم و از دانایی به دانایی مؤثر میرسیم. نشانه دانایی، فکر و اندیشه ما است؛ بنابراین رشد دانایی در هر انسانی یعنی رسیدن به تعادل و قدرت تشخیص و تکامل عقل اینگونه صورت میگیرد. تکامل عقل یعنی قدرت حل مسئله و این با دانایی اتفاق میافتد؛ باید سعی کنیم به دانایی برسیم؛ آن زمان سعی میکنیم به تعادل لازم دست پیدا کنیم. به امید اینکه بتوانیم به تعادل واقعی برسیم.
همسفر سمیه:
دستور جلسه در مورد دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. مفاهیمی که هر کدام از آنها دنیایی از مطالب را در خود دارند. دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر لباس و هر شکلی که هستند؛ یعنی اینکه ما بتوانیم درست و نادرست را تشخیص بدهیم و در زندگی تصمیمات درستی بگیریم. بزرگترین هدف نیروی بازدارنده این است که ما به دانایی مؤثر نرسیم؛ چون دانایی مؤثر یعنی بتوانیم هم درست و نادرست را تشخیص دهیم و هم اینکه قدرت انجام دادن عمل یا انجام ندادن کاری را داشته باشیم. برای رسیدن به دانایی ما باید یک مثلث جهالت را پشت سر بگذاریم؛ یعنی بتوانیم از ناامیدی، ترس و منیت عبور کنیم تا بتوانیم آموزش، تفکر و تجربه را عملی کنیم و مطالب را کاملاً درک کرده و به دانایی مؤثر برسیم. یک موضوع مهم وجود دارد؛ اینکه سواد و دانایی با هم متفاوت هستند. سواد یعنی ما در یک رشته یا یک موضوع خاص به آگاهی برسیم؛ اما دانایی یک مفهوم کلی است. کسانی که علم زندگی را میدانند دانایی بالاتری دارند.
رابط خبری: همسفر مریم مرزبان خبری پارک مادر دولتآباد اصفهان
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نمایندگی پرستار (رشته ورزشی بسکتبال) دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
264