رهجویان لژیون دوم در ارتباط با دستور جلسه نوشتند:
همسفر منیره:
در مورد دستور جلسه باید بگویم به نظر من تمام انسانها در تاریکی مطلق بودند؛ چه در این بعد و چه در بعد قبل، این را تجربه کردهاند. در این مرحله از زندگی، مثلث جهالت از ترس، ناامیدی و منیت تشکیل شده است.
وقتی در سالهای اول به کنگره میآمدم، ترس باعث میشد نتوانم در مورد اتفاقهای مهم زندگی فکر کنم. آموزش میتواند منیت بیاورد؛ اگر فکر کنی جایگاه بالایی داری، آن موقع نمیتوانی آموزش ببینی و به آن دانایی که میخواهی برسی. جهالت و این سه ضلع باعث میشوند نتوانیم به دانایی برسیم، آموزش ببینیم و پیشرفت کنیم؛ و ما باید با آموزش رشد کنیم.
تجربه، تفکر و آموزش؛ اینها هر سه باید با هم جلو بروند و رشد کنند تا ما به شناخت و آگاهی برسیم. وقتی در کنگره کارت را درست انجام بدهی، به دانایی مؤثر میرسی. وقتی که به شناخت و آگاهی برسی، میتوانی این سه ضلع را با هم حرکت بدهی و موفق شوی از مثلث جهالت عبور کنی. باید ترس، ناامیدی و منیت خود را کنار بگذاریم؛ این خود یک تغییر بزرگ است و اینها همه شجاعت میخواهد.
وقتی به سمت دانایی حرکت میکنیم، به آن میرسیم. در مورد همهچیز اول تفکر میکنیم و این در گفتار و کردار ما مشخص میشود. دیگر لازم نیست به کسی بگویی من دانا هستم؛ و ما اگر چنین آدمی را ببینیم، میفهمیم به دانایی رسیده است.
در مورد دستور جلسه باید بگویم به نظر من تمام انسانها در تاریکی مطلق بودند؛ چه در این بعد و چه در بعد قبل، این را تجربه کردهاند. در این مرحله از زندگی، مثلث جهالت از ترس، ناامیدی و منیت تشکیل شده است.
وقتی در سالهای اول به کنگره میآمدم، ترس باعث میشد نتوانم در مورد اتفاقهای مهم زندگی فکر کنم. آموزش میتواند منیت بیاورد؛ اگر فکر کنی جایگاه بالایی داری، آن موقع نمیتوانی آموزش ببینی و به آن دانایی که میخواهی برسی. جهالت و این سه ضلع باعث میشوند نتوانیم به دانایی برسیم، آموزش ببینیم و پیشرفت کنیم؛ و ما باید با آموزش رشد کنیم.
تجربه، تفکر و آموزش؛ اینها هر سه باید با هم جلو بروند و رشد کنند تا ما به شناخت و آگاهی برسیم. وقتی در کنگره کارت را درست انجام بدهی، به دانایی مؤثر میرسی. وقتی که به شناخت و آگاهی برسی، میتوانی این سه ضلع را با هم حرکت بدهی و موفق شوی از مثلث جهالت عبور کنی. باید ترس، ناامیدی و منیت خود را کنار بگذاریم؛ این خود یک تغییر بزرگ است و اینها همه شجاعت میخواهد.
وقتی به سمت دانایی حرکت میکنیم، به آن میرسیم. در مورد همهچیز اول تفکر میکنیم و این در گفتار و کردار ما مشخص میشود. دیگر لازم نیست به کسی بگویی من دانا هستم؛ و ما اگر چنین آدمی را ببینیم، میفهمیم به دانایی رسیده است.
همسفر ثریا:
مسافرم بعد از ورود به کنگره، از من درخواست کرد تا من هم به کنگره بیایم؛ ولی من مخالفت میکردم و به مسافرم میگفتم: نه، من لازم نیست بیایم و خودم همهچیز را میدانم.
بعد از مدتی پذیرفتم وقتی بهعنوان همسفر به کنگره آمدم، یاد گرفتم که دانستن با دانا بودن بسیار فرق دارد. خیلیها هستند که مطالب زیادی میدانند؛ ولی بلد نیستند در زندگیشان از آنها استفاده کنند و به آرامش برسند یا گرههای مشکلاتشان را باز کنند.
من در کنگره یاد گرفتم که برای دانا شدن باید سه کار را انجام دهم: ۱. درست فکر کنم ۲. از تجربههای تلخ و شیرین درس بگیرم ۳. آموزش بگیرم.
و مهمتر از همه اینکه، دانستهها را عملی کنم. فهمیدم نباید نقاط ضعفم را پنهان کنم؛ بلکه باید روی همان قسمت ضعیف کار کنم تا رشد کنم. دانایی برای من یعنی همین که بتوانم مسئلههای زندگیام را آرام و با تعادل حل کنم، نه اینکه فقط اطلاعات جمع کنم. امیدوارم بتوانم آموزشهایی که میگیرم را در زندگی کاربردی کنم.
همسفر اعظم:
من تا مدتی پیش فکر میکردم اگر همه این جلسات را بیایم و کلی مطالب گوش بدهم، دیگر دانا شدم و حواسم به همه چیز است؛ ولی الان فهمیدم خیلی اشتباه میکردم. انگار فقط داشتم اطلاعات جمع میکردم، ولی آن اطلاعات هیچ اثری در زندگی واقعی من نداشت.
در کنگره یاد گرفتم که یک تفاوت بزرگ بین دانستن و توانستن است. ما خیلی چیزها را میدانیم؛ مثلاً میدانیم که دعوا کردن و جبهه گرفتن راهحل نیست، میدانیم که باید با خانواده مهربان باشیم، میدانیم که باید صبور باشیم؛ اما مشکل اینجاست که وقتی میرسیم به عمل، انگار آنها را یادمان میرود. اینجا بود که مفهوم دانایی مؤثر برایم روشن شد؛ یعنی من تا وقتی نتوانم چیزی که میدانم را در عمل نشان دهم، واقعاً دانایی ندارم. اگر بدانم خشم بد است، ولی باز نتوانم خشم خودم را کنترل کنم، من هنوز در مرحله دانستن هستم، نه دانایی مؤثر.
حتی گذشته در مورد تحصیلات فکر میکردم اگر مدرک داشته باشم یا باهوش باشم، همه چیز حل میشود؛ اما الان میبینم سواد واقعی یعنی این که چطور بتوانم با خودم و با این دنیای پر از درد و فشار درست برخورد کنم؛ یعنی سواد زندگیکردن. یعنی وقتی در زندگی مشکلی داشتم، بهجای اینکه بروم سراغ روشهای قدیمی و غلط، بتوانم با آرامش مشکلم را حل کنم.
اگر من هنوز در زندگیام همان آدم سابق هستم و فقط دارم حرفهای کتابی میزنم، یعنی هنوز آن دانایی را به مرحله عمل نرساندم. هدف من از اینجا به بعد این نیست که فقط بدانم؛ هدف من این است که بتوانم طبق آن چیزهایی که میدانم و یاد گرفتهام، زندگی کنم.
نویسنده: همسفر اعظم، همسفر ثریا، همسفر منیره رهجویان راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
58