دانایی، دانایی مؤثر و سواد
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر. یکی از مهمترین موضوعات در زندگی انسانها برای بهتر، راحتتر و درستتر زندگی کردن، مقوله دانایی میباشد. دانایی یعنی دانستن و میزان دانایی هر فرد بسته به میزان دانستن آن فرد دارد، البته در آموزشهای کنگره که بسیار آموزنده و دقیق هستند، دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواستهها در هر رنگ و لباسی که در جزوه جهانبینی، مثلثی برای آن تعریف شده که شامل سه ضلع: تفکر،تجربه و آموزش میباشد. دانایی به دو قسمت عام و خاص تقسیم میشود؛ دانایی خاص یعنی در یک زمینه تخصصی به دانایی رسیده باشیم.
برای مثال یک دکتر جراح قلب در زمینه جراحی قلب دانایی خاص دارد، یعنی آموزش، تفکر و تجربه لازم و کافی در این زمینه تخصصی را دارد، ولی در زمینه دانایی عام، ممکن است به دانایی لازم نرسیده باشد و رفتار درست در جامعه نداشته و درست زندگیکردن را بلد نباشد. بهترین دانایی، دانایی عام است؛ یعنی روش چگونه زیستن، رفتار با انسان ها، حیوانات، طبیعت و…شخصی که دانایی عام داشته باشد، زندگی آسودهتری خواهد داشت، وی دشمنان را به دوستان تبدیل خواهد کرد، ولی شخصی که دوست را به دشمن تبدیل میکند، نادان است.
شخصی که دانا باشد دروغ نمیگوید، تهمت نمیزند و در کار دیگران تجسس نمیکند. از این موضوع میتوان نتیجه گرفت که میزان دانایی هر شخص به سواد نیست، به جایگاه نیست، به لباس، تمدن و دین و مذهب نیست؛ انسان باییستی به دانایی عام رسیده باشد، بعضی انسانها هرچقدر باسوادتر، نادانتر میشوند، لذا انتظار دارند و فکر میکنند که بقیه بایستی به آنها احترام گذاشته و هرکاری که دوست دارند، میتوانند انجام دهند، در صورتی که این تفکر کاملاً اشتباه است.
مثالی در قالب داستان برای این موضوع از آقای مهندس دژاکام شنیدهام: ایشان در مورد استادانی صحبت کردند که کار آنها هیزمشکنی بود، استاد قبل از رسیدن به جایگاه استادی، کارش هیزم شکستن و آوردن آب از رودخانه بود و بعد از رسیدن به جایگاه استادی نیز همان کار را ادامه داده بود! اما قبل از رسیدن به آن جایگاه، کارهایی که انجام میدادند، برای ایشان سخت و طاقتفرسا بود، ولی بعد از رسیدن به جایگاه استادی انجام دادن این امر، برای ایشان سهل و آسودهتر شده بود و حتی لذت بخش!
فرق آن همین بود و نکته قابل توجه و مهم این است که با وجود داشتن جایگاهی بالا، همان کار سابق را ادامه دادند و نخواستند با تغییر جایگاه، طرز لباس پوشیدن، کار کردن، زندگی کردن و … خودشان را تغییر دهند در صورتی که امروزه اکثر انسانها با تغییر جایگاه تمام زندگی خود را نیز تغییر میدهند. وقتی انسان بتواند با تغییر جایگاه خود، مانند گذشته زندگی کند، این امر یعنی دانایی بیشتر که کارکردن را برای وی لذت بخشتر میکند، یعنی دچار منیت نشده است، این دانایی همان دانایی عام میباشد که زندگی کردن را برای انسان لذتبخش و جذاب خواهد کرد، آن استاد نیز با انجام این مهم به درجهای رسیدند که در صلح و آرامش زندگی میکردند.
به خورشید نگاه کنید که به همه جا میتابد، بدون کوچکترین انتظاری، این یعنی عشق بی دریغ، عشق بالاترین درجه دانایی است، ما نیز در محبتنمودن بایستی از خورشید بیاموزیم، لذا طبیعت در خیلی از مسائل دانایی بیشتری از انسان دارد. انسانی که گمراه گشته است، همیشه میتواند برگردد و امید به هدایت او وجود دارد و خداوند نیز او را میبخشد؛ اما مهم آن است که تا چه اندازه وارد تاریکی شده است و برای بازگشت بایستی همان اندازه که فرو رفته، تلاش کند تا باز گردد.
از این دستور جلسه نتیجه میگیرم که برای بیرون آمدن از تاریکی اعتیاد، بایستی به دانایی خودم افزوده کنم و کنگره این بستر را برای آموزش، تفکر و تجربه من فراهم نموده تا به دانایی رسیده و بتوانم از اعتیاد جان سالم به در ببرم و علاوه بر آن راه و رسم چگونه زندگی کردن و به خواستههای خود رسیدن، نیز دست یابم. دانایی عام با اجرای فرامین کنگره محقق خواهد شد و آنوقت لذت زندگیکردن را خواهیم چشید. به امید دانایی بیشتر و بیشتر انسانها برای رسیدن به عشق و صلح.
تایپ: مسافر امیر لژیون سوم
ویرایش: مسافر مهدی(ر) لژیون پنجم
عکس: مسافر حسین لژیون سوم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر مهدی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
182