یازدهمین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی راهنمای تازه واردین مسافر منصور، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد» مورخ 10 شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، منصور هستم یک مسافر.
خدا را شکر میکنم و تشکر میکنم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و همینطور راهنمای خوب و عزیزم که این جایگاه را در اختیار من گذاشتند تا امروز اینجا آموزش بگیرم و خدمت کنم. همچنین از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم.
هفته پیش آقای لطفی تشریف آورده بودند اینجا؛ در مشارکتم هم گفتم که واقعاً هنوز انرژی آن جشن در من هست، از خدا میخواهم کمک کند، چون حضور این دیدهبانان و خدمتگزاران واقعاً تأثیرگذار است. یک هفته است هر موقع یادم میافتد، به حرفهای انسانی فکر میکنم که بعد از ۲۰ سال میگوید: «من برای خودم دارم میآیم کنگره» انسان تعجب میکند که چطور چنین چیزی ممکن است! هرکجا مینشستند و میگفتند: «ما میآییم آنجا، شمارا نگاه میکنیم، خستگیتان را میبینیم…» اینکه آدمی بااینهمه سابقه بگوید من برای خودم میآیم خیلی ارزشمند است.
هفته قبل از آنهم دستور جلسه «حکم عقل» بود. این دستور جلسات همگی بهنوعی به هم متصل و مرتبط هستند تا من هر هفته روی یک نقطهضعف خودم کارکنم تا بتوانم در زندگی راحت زندگی کنم. آقای مهندس در سیدیها اینقدر ساده و روان صحبت میکنند که منِ مصرفکننده قشنگ متوجه میشوم و احساس میکنم دقیقاً دارد برای خودِ من صحبت میکند.
در دستور جلسه حکم عقل گفتیم: «حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نماییم» و دستور جلسه این هفته «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. حالا دانایی چیست؟ دانایی یعنی اینکه من میدانم سیگار بد است، مواد مخدر بد است، دزدی، دروغ و کارهای ضد ارزشی بد هستند؛ اما دانایی مؤثر یعنی بتوانم به این دانستهها عمل کنم.
برای نمونه در مورد خودم و اضافهوزنم: میدانم که اگر امشب شام زیاد بخورم، فردا یک کیلو به وزنم اضافه میشود، اما گاهی نمیتوانم آن را اجرا کنم. دانایی مؤثر چیز خیلی پیچیدهای نیست. هفته پیش یکی از مسافران مشارکت خیلی جالبی داشت و میگفت: «حکم عقل همین است که من کارهای ساده را درست انجام دهم؛ مثلاً همین بیرون گذاشتن زباله یا کم کردن دروغها و کار کردن روی خودم» کارهای خیلی ساده؛ مثلاً همینکه ۵ درصد از توصیههای راهنمای تغذیه سالم را اجرا کنم.
همین اقدامات کوچک و پلهپله باعث تغییرات بزرگ میشود. یک سفر اولی یا تازهوارد که باحال خراب و مصرف زیاد هروئین و شیشه وارد کنگره میشود، کمکم و بهصورت تدریجی روی روش DST داروی خود را پلهپله کم میکند و سرِ یک سال به رهایی میرسد؛ آنگاه یک زندگی، یک خانواده و یک طایفه به آرامش میرسند. همه اینها از همین نکات ریز و ساده شروع میشود و نباید موضوع را برای خودمان بزرگ و پیچیده کنیم.
در جزوه جهانبینی میخواندم که هدف اصلی نیروهای بازدارنده، متوقف کردن فرآیند دانایی و بهویژه دانایی مؤثر است، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، موانعی سر راه قرار میگیرند. مثلاً امروز من ماشین نداشتم و هزارتا فکر آمد که «چطور میخواهی بروی؟»، اما بلند شدم و خودم را به جلسه رساندم. نیروهای بازدارنده دقیقاً دانایی مؤثر را هدف قرار میدهند تا تو نتوانی آن عمل صالح و کار درست را انجام دهی.
میدانم سیگار بد است، اما چرا نمیتوانم نکشم؟ چون باید بیایم کنگره و آموزش بگیرم. در جهانبینی، آقای مهندس برای هر موضوعی مثلثی ترسیم کردهاند مثلث دانایی شامل «تفکر، تجربه و آموزش» است و در نقطه مقابل آن، موانع دانایی قرار دارند: مقابل تفکر «ترس»، مقابل تجربه «ناامیدی» و مقابل آموزش «منیت» قرار میگیرد.
در لژیون همصحبت شد من نباید بگویم «من بلدم، من میدانم» اگر بلد بودم که ۲۰ سال مصرفکننده نمیشدم! حالا هم که دو تا چیز یاد گرفتهام نباید منیت سراغم بیاید.
یکی از دوستان مشارکت جالبی داشتند که به این دستور جلسه هم میخورد گفتند: «دیدهبانان کارهایی را که ما فقط حرفش را میزنیم، در عمل و اجرا میکنند» من شاید فقط حرفِ درمان سیگار، مواد، ضد ارزشها و خدمت را بزنم و ادعا کنم، اما دیدهبانی که بعد از ۲۰ سال به کنگره میآید، اینکارهای ریز و دانایی مؤثر را واقعاً زندگی و اجرا میکند و بهفرمان عقل رسیده است.
در آخر بازهم خدا را شکر میکنم که در کنگره ۶۰ حضور دارم، آموزش میگیرم و این مسیر به روی من باز شد تا خودم و خانوادهام در آرامش زندگی کنیم. از خدمتگزاران نمایندگی هشتگرد و راهنمای خوبم بسیار سپاسگزارم، ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
73