دستهایی که خدمت میکنند مقدستر از لبهایی هستند که دعا میکنند و این خدمت عابدانه در حقیقت، خدمت به انسانها است.
دیدهبان همسفر شهره آذرپور و مسافرشان با ۲۲ سال تخریب آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۱ ماه با روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی آقای مهندس و همسفر اعظم در نمایندگی آکادمی سفر کردند. هم اکنون به مدت ۲۲ سال است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.
به مناسبت هفته دیدهبان و حضور پرمهر دیدهبان همسفر شهره روز دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵ گفتگویی صمیمانه و پر آموزش را با ایشان ترتیب دادیم، در ادامه توجه شما را به خواندن این گقتگوی جذاب جلب میکنیم.
چه اتفاقی باعث شد مسیر خدمت شما تا جایگاه دیدهبانی ادامه پیدا کند؟
از همان روز اولی که وارد کنگره۶۰ شدم، تصمیم گرفتم در کنار مسافرم باشم و خدمت را آغاز کنم. ابتدا با خدمتهای سادهای مانند تمیز کردن سالن و جمع کردن صندلیها شروع کردم و واقعاً از خدمت کردن لذت میبردم. این مسیر به تدریج ادامه پیدا کرد و در جایگاههای مختلفی مانند دبیری، نگهبانی، مرزبانی، راهنمایی و سایر خدمتها حضور داشتم. هر جایگاه آموزشهای مخصوص به خودش را داشت و باعث رشد من شد؛ اما علاقه به خدمت از همان روز اول در وجودم بود و تا امروز ادامه داشته است.
آیا در مسیر خدمت روزهایی بوده که احساس خستگی یا ناامیدی کنید؟ چگونه از آنها عبور کردید؟
بله این احساس برای هر انسانی ممکن است پیش بیاید. گاهی مشکلات زندگی، مسائل کاری یا مسئولیتهای مختلف باعث خستگی و ناامیدی میشود؛ اما آنچه به من کمک کرد، ادامه دادن خدمت و بهرهگیری از آموزشهای کنگره۶۰ بود. هر بار که در مسیر آموزش و خدمت قرار گرفتم توانستم از آن احساسات عبور کنم و دوباره انرژی بگیرم.
به نظر شما مهمترین ویژگی یک بانوی خدمتگزار و همسفر در کنگره۶۰ چیست؟
وقتی یک همسفر برای اولین بار وارد کنگره۶۰ میشود، معمولاً از نظر روحی و جسمی آسیب دیده و پریشان است. به نظر من اولین قدم این است که بپذیرد، تحت فرمان راهنمای خود حرکت کند و طبق برنامهای که راهنما ارائه میدهد پیش رود؛ همچنین باید به خودش زمان دهد و صبور باشد تا آموزشها را بهتدریج دریافت کند. وقتی این مسیر را طی کند و به آرامش برسد، بهتر میتواند شرایط مسافر را درک کند و وظیفه خود را بشناسد؛ بنابراین صبر، پذیرش و حرکت بر اساس آموزشها مهمترین ویژگیهای یک همسفر است.
اگر بخواهید یک جمله به بانوان نمایندگی ما هدیه دهید که مسیر رشد و قدرتشان را روشنتر کند آن جمله چیست؟
از همان روز اولی که وارد کنگره۶۰ میشوند، تلاش کنند بر اساس اصول و قوانین کنگره۶۰ حرکت کنند، آموزشها را در زندگی خود به کار بگیرند و بیش از هر چیز روی خودشان کار کنند. تغییر واقعی از خود انسان آغاز میشود.

گاهی انجام قوانین و کاربردی کردن آموزشها بسیار سخت به نظر میرسد و احساس میکنیم باید فرمان و دستورش از درون صادر شود. به نظر شما این نگاه درست است؟
بله اگر همسفر در مسیر باشد و خواسته واقعی و قوی داشته باشد، آن فرمان نیز صادر میشود؛ البته همه افراد شرایط یکسانی ندارند. ممکن است یک نفر همان روزهای اول پذیرش خوبی داشته باشد؛ اما فرد دیگری به دلیل منیت یا آشفتگیهای درونی به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. طبیعی است که هیچکس از روز اول همه چیز را یاد نمیگیرد یا همه جایگاههای خدمت را به دست نمیآورد؛ باید مسیر آموزش را طی کرد، صبور بود و قدمبهقدم رشد کرد؛ اگر فرد تسلیم آموزشها باشد و با صبر حرکت کند، خدمت مناسب نیز در زمان خودش به او سپرده خواهد شد.
به عنوان یک بانوی خدمتگزار چگونه توانستید بین مسئولیتهای خانواده و خدمت در کنگره۶۰ تعادل برقرار کنید؟
من هنوز تجربه زیادی از جایگاه دیدهبانی ندارم؛ اما در جایگاههای مختلفی مانند اسیستانت، راهنما و مرزبان خدمت کردهام. برای یک بانوی خانهدار انجام این مسئولیتها آسان نیست؛ اما یکی از مهمترین آموزشهایی که در کنگره۶۰ آموختم، برنامهریزی است؛ اگر بتوانیم میان سه ضلع زندگی یعنی خانواده، کار و کنگره۶۰ تعادل برقرار کنیم، همه امور قابل مدیریت خواهد بود. این موضوع کاملاً به شیوه برنامهریزی خود فرد بستگی دارد نه آنقدر درگیر کنگره۶۰ شویم که از خانواده و زندگی غافل بمانیم و نه آنقدر درگیر زندگی باشیم که آموزشها را کنار بگذاریم. من همیشه قبل از حضور در کنگره۶۰ تلاش میکردم کارهای خانه و زندگی را برنامهریزی کنم تا با آرامش در جلسات شرکت کنم. با برنامهریزی صحیح انسان میتواند به خانواده برسد، کار کند، درس بخواند و در کنگره۶۰ خدمت داشته باشد. در واقع کنگره۶۰ هدف نیست؛ کنگره۶۰ ابزاری است که به کمک آموزشهای ارزشمند آقای مهندس و آقای دکتر امین و نوشتارها و سیدیها به ما میآموزد، چگونه درست زندگی کنیم، برنامهریزی داشته باشیم و تعادل را در تمام بخشهای زندگی برقرار کنیم.
شما برای همسفرانی که بعد از سالها حضور در کنگره۶۰ با وجود رشد و تغییر خودشان هنوز مسافرشان به درمان نرسیده است و نگران هستند و گاهی ناامید از تغییر عزیزانشان میشوند، چه پیشنهادی دارید؟
واقعیت این است که ما برای مسافرانی که خواهان رهایی نیستند، کاری از پیش نمیبریم. همانطور که آقای مهندس فرمودند: خواست انسان مهمترین عامل است. تا زمانی که خود فرد نخواهد و تصمیم به تغییر نگیرد، هیچکس نمیتواند او را نجات دهد؛ البته راه همیشه باز است. هر زمان که بخواهند، میتوانند به کنگره۶۰ بیایند و از آموزشها استفاده کنند. فقط باید به زمان اعتماد کنیم و امیدمان را از دست ندهیم. گاهی این مسیر طولانی میشود و انسان احساس ناامیدی میکند؛ اما شاید قرار بر این بوده که ابتدا ما وارد کنگره۶۰ شویم، آموزشها را بیاموزیم و خودمان تغییر کنیم. انشاءالله در زمان مناسب آنها نیز با دیدن این تغییرات جذب کنگره۶۰ خواهند شد. ما همسفران نباید خودمان را سرزنش کنیم؛ زیرا همانطور که جناب مهندس فرمودند: این موضوع در اختیار ما نیست؛ باید خواست و فرمان تغییر از درون خود فرد برسد. مهم این است که ما آموزشها را فرا گرفتهایم و آنها را به زندگی و خانواده خود میبریم. وقتی عزیزانمان تغییرات واقعی ما را ببینند، ممکن است آنها نیز به این مسیر علاقهمند شوند؛ اما تا زمانی که خود فرد نخواهد، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود و ما نمیتوانیم دیگران را به اجبار تغییر دهیم. انسانی که خواست نداشته باشد؛ حتی اگر راه را بشناسد، اقدامی نمیکند؛ اما کسی که خواست واقعی داشته باشد، از هر راهی تلاش میکند و خود را به آب و آتش میزند تا به هدف و رهایی برسد.
از اینکه با تمام مشغلههای فراوان برای این گفتگو وقت گذاشتید و صبورانه پاسخ دادید، صمیمانه از شما سپاسگزاریم.
طراح سوالات و مصاحبه کننده: همسفر فریده رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروشآذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
76