English Version
This Site Is Available In English

دانایی، مسیر تعادل

دانایی، مسیر تعادل

امروز سه شنبه ١۴٠۵/٠۶/١٠ جلسه سوم از دوره نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "دانایی، دانایی مؤثر و سواد" به استادی راهنمای محترم مسافر پرویز،  نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر اکبر ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
با تشکر از لژیون سردار که فرصت خدمت و آموزش را به من دادند و خدا قوت و تشکر قلبی از آقای مهندس عزیز و خانواده محترمشان. در مورد دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» اگر بخواهم از خودم بگویم، باید به دوران مصرف برگردم. آن زمان فکر می‌کردم دانایی زیادی دارم، خیلی چیزها را می‌فهمم و حتی خودم را عقل کل می‌دانستم. اما امروز می‌فهمم بخش زیادی از آن چیزی که اسمش را دانایی گذاشته بودم، چیزی جز جهالت نبود.

آقای مهندس فرمودند قوی‌ترین و نیرومندترین دشمن ما، جهل و نادانی خود ماست. من در زمان مصرف اطلاعات داشتم، اما انتخاب درست نداشتم. قضاوت می‌کردم، قیاس می‌کردم، ضد ارزش انجام می‌دادم و در بیشتر مواقع دیگران را مقصر می‌دانستم. خشم، کینه، تنفر، ترس و ناامیدی در وجودم بود، اما چون آنها را نمی‌دیدم، تصور می‌کردم آدم دانایی هستم.
ورودم به کنگره شروع یک تغییر بزرگ بود. روزهای اول گارد ذهنی من بسته بود و خیلی از آموزش‌ها برایم قابل پذیرش نبود. اما به مرور فهمیدم دانایی فقط دانستن نیست. ممکن است انسان اطلاعات زیادی داشته باشد، اما اگر نتواند آن اطلاعات را در زندگی به کار بگیرد، هنوز به دانایی مؤثر نرسیده است.
من در کنگره یاد گرفتم باید آموزش ببینم، تجربه کنم، سختی بکشم و از تجربه دیگران استفاده کنم. باید تفکر کنم، نفس خودم را تربیت کنم و در انتخاب‌هایم تغییر ایجاد کنم. وقتی این اتفاق آرام‌آرام افتاد، فهمیدم نزدیک شدن به فرمان عقل یعنی نزدیک شدن به تعادل.
قبلاً انتخاب‌هایم بر اساس هیجان، رفاقت و خواسته‌های نفسم بود. شب تا صبح بیرون می‌ماندم و خیلی از مسائل زندگی برایم اهمیتی نداشت. امروز اما همان انسان، آرام‌آرام انتخاب‌های دیگری دارد. وقتی انتخاب تغییر می‌کند، رفتار تغییر می‌کند و وقتی رفتار تغییر کرد، زندگی هم تغییر می‌کند.

یکی از چیزهایی که در این مسیر یاد گرفتم این بود که نباید نقاط ضعف خودمان را پنهان کنیم. باید آنها را ببینیم و بپذیریم. اگر خشم دارم، باید خشمم را ببینم. اگر قضاوت می‌کنم، باید آن را بشناسم. اگر حسادت، ترس یا ناامیدی در من وجود دارد، باید شجاعت دیدنشان را داشته باشم. آموزش برای من زمانی ارزشمند است که بتواند همین نقاط ضعف را به نقاط قوت تبدیل کند.

به نظرم دانایی مؤثر دقیقاً همین‌جاست. جایی که دانسته‌های من از ذهنم خارج می‌شوند و وارد زندگی‌ام می‌شوند. جایی که اگر کسی پشت سرم بوق زد، دیگر مثل گذشته فوراً عصبانی نمی‌شوم. جایی که اگر شرایط سخت شد، انتخابم را به جای نفسم، عقل انجام می‌دهد. آنجا دیگر فقط چیزی را نمی‌دانم، بلکه آن را زندگی می‌کنم.

در لژیون سردار هم همین موضوع را لمس کرده‌ام. وقتی به درک درستی برسم، کارت کشیدن دیگر فقط یک پرداخت نیست. تبدیل می‌شود به یک انتخاب آگاهانه و حتی باعث حال خوب خودم می‌شود. شاید شرایط سخت باشد، شاید فشار وجود داشته باشد، اما وقتی بدانم برای چه کاری قدم برمی‌دارم، سختی آن هم معنای دیگری پیدا می‌کند.

کنگره برای من فقط جایی برای درمان مصرف مواد نیست. جایی است که به من یاد داد انسان می‌تواند خودش را دوباره بسازد. من با حال خراب وارد شدم و در مسیر آموزش یاد گرفتم که حال خوب فقط با قطع مصرف به دست نمی‌آید، بلکه باید تفکر، نگرش و انتخاب‌های انسان هم تغییر کند.
امروز اگر بتوانم دانایی را به عمل تبدیل کنم، اگر بتوانم به جای قضاوت کردن، بفهمم، به جای خشم، آرامش را انتخاب کنم و به جای خواسته‌های نفس، فرمان عقل را اجرا کنم، آن وقت می‌توانم بگویم آموزش‌ها در من اثر کرده‌اند.

برای من دانایی مؤثر یعنی اینکه آنچه در کنگره یاد گرفته‌ام، فقط در دفتر و جزوه باقی نماند، بلکه در رفتار و زندگی من دیده شود. شاید هنوز راه زیادی مانده باشد، اما امروز دیگر می‌دانم مقصد کجاست.

و فکر می‌کنم زیباترین نشانه دانایی همین باشد که انسان یک روز به جایی برسد که دیگر نگوید «من بیشتر می‌فهمم»، بلکه بتواند بگوید: «من هنوز در حال یاد گرفتنم و هر روز تلاش می‌کنم کمی بهتر از دیروز باشم.»

نگارش : مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .