جلسه دوازدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی هاتف به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی همسفر فاطمه، دبیری راهنما همسفر اشرف با دستور جلسه «دانایی، داناییمؤثر، سواد»، روز یکشنبه ۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۴۵ : ۱۴ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که در مسیر کنگره قرار گرفتم. تبریک ویژه عرض میکنم خدمت همسفر معصومه بابت بخشندگی بزرگی که انجام دادند، ما نیز که در لژیون سردار هستیم، در کنار همسفر معصومه سهمی در این بخشندگی داریم. هر جشن تولد، جلسه و رهایی که اتفاق میافتد، قطعاً به اندازه بخشندگی که داشتیم سهیم خواهیم بود.
دستور جلسه در مورد «دانایی و داناییمؤثر» است. همانطور که میدانید، خیلی از تصمیمات، انتخابات، خواستهها و اتفاقات در زندگی به ضرر ما است و بعضی از آنها برای ما مفید است. بعد از ورود به کنگره، ابزارهایی برای ما آماده است تا مسیر درست را انتخاب کنیم که یکی از این ابزارها دانایی است: به معنای درک علت، معلولها و قدرت تشخیص ماهیت خواستههای من است، و داناییمؤثر؛ یعنی من دانستهها و چیزهایی که در زندگی دارم را به نقطه عمل تبدیل کنم و در آن مسیر حرکت کنم.
استاد امین مثلث دانایی را آموزش دادند، که اضلاع آن (تفکر، تجربه و آموزش) است. آموزش این است که دانشی که در مسیر کنگره دریافت میکنیم، مسیر درست را به ما نشان میدهد. بین تجربه و تفکر یک چالشهایی وجود دارد که اگر تفکر باشد؛ ولی تجربه نباشد، حتماً ما در یک توهم قرار گرفتهایم و اگر تجربه باشد، تفکر نباشد، ما دچار تکرار اشتباهات گذشته میشویم. آموزش باعث میشود مسیر درست را در هر دو مقوله تفکر و تجربه، بهخوبی درک کنیم. پس فاصله بین دانایی و داناییمؤثر، عمل کردن است. دانایی؛ یعنی دانستن و داناییمؤثر؛ یعنی توانستن و قدرت انجام دادن است. همیشه از صحبت آقای استاد امین این را برداشت دارم که انجام ندادن نیز، یک قدرت و یک دانایی مؤثر است؛ یعنی در ضدارزشی که با آن روبرو شده، کلامی را میخواهم بگویم ولی نمیگویم، این هم، از دانایی مؤثر سرچشمه میگیرد.
تجربه، در لژیون سردار یکی از ضلعهایی است که من باید در لژیون سردار شرکت کنم تا آن حس بخشش را در اینجا تجربه کنم. تا زمانی که وارد لژیون سردار نشدم، نمیتوانم آن حس را دریافت کنم. در مورد سواد هم آقای مهندس میفرمایند: «سواد ربطی به دانایی ندارد، اگر من سواد داشته باشم، درجه دکترا، یا لیسانس داشته باشم، فقط در همان زمینه استاد هستم، دانایی دارم و دلیل بر این نیست که من همه چیز را بلد باشم».
دانایی و داناییمؤثر اضلاعی هستند که باعث میشوند حرکت کنیم و سه ضلع مثلث دانایی؛ باید با هم به تعادل برسد و با هم حرکت کنند. اگر فقط دانستن باشد و فقط اینکه به کنگره آمدم تا آموزش بگیرم، من یک بار اضافی را با خود حمل میکنم و هیچ تغییر صفتی در من انجام نمیگیرد؛ ولی موقعی که من آموزشها را به داناییمؤثر تبدیل کنم، حرکت کنم و آن، تبدیل به یک رفتار و صفت در من بشود، آنموقع، من به دانایی مؤثر رسیدم.
بحث ما در لژیون سردار در مورد بخشندگی است که از نظر من نباید احساسی باشد. من خودم قبل از کنگره یک مصرفکننده را که میدیدم، هر چیزی که داشتم را به او میبخشیدم و فکر میکردم که بخشندگی، یعنی همین؛ ولی الان آموزش گرفتم و متوجه شدم که کار من بر اساس دلسوزی، احساسی بود، بخشندگی درست است، که با آگاهی و دانش همراه باشد، آنموقع باعث میشود تعادل برقرار شود.
نقطه مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد: (ترس، ناامیدی و منیت) که هر کدام از این اضلاع در درون ما باشد، اجازه حرکت و داناییمؤثر را به ما نمیدهد. من جزو افرادی بودم که ترس داشتم در لژیون سردار عضو بشوم و همیشه میگفتم میتوانم یا نمیتوانم؟ آیا به من اجازه میدهند که وارد لژیون بشوم؟ یادم میآید زمانی که گلریزان در نمایندگی هاتف برگزار شد و همسفر مهین نگهبان بودند، ما را صدا میکردند و میگفتند؛ باید عضو لژیون سردار باشید. از ایشان ممنونم که من را صدا کردند و باعث شد که بر ترسم غلبه کنم و در لژیون سردار حضور داشته باشم.
داناییمؤثر با بخشش خیلی ربط دارد؛ چون من باید تزکیه و پالایش شوم، از تمام نیروهای بازدارنده و از مثلث جهالت عبور کنم تا بتوانم حرکت کنم، آن انرژی و نوری که وجود دارد را بتوانم دریافت کنم و آن بخشندگی به عنوان صفت در من نهادینه شود و همیشه در رفتار من مشخص باشد. وقتی من به دانایی مؤثر برسم، قدمها را محکمتر میتوانم بردارم، همچنین در مسیر، حقهها و فریبها را تشخیص بدهم و میتوانم نفسی که در وجود من است را معطوفش کنم، باعث میشود آن تفکر و آموزش را عملی کنم؛ باید یک اصالتی از خود پیدا کنم.
یک تایمی که من در تاریکی بودم، خیلی خسارت به خودم زدم؛ اما بخشندگی در لژیون سردار باعث میشود که من ترس از نداشتنها و وابستگی مالی را بتوانم کنار بگذارم و حس ارزشمندی به من دست بدهد. نباید بگویم که درمان شدم، دیگر همه چیز خوب است و کاری به اینجا ندارم؛ باید جبران خسارت از خود انجام دهم و به کسانی که قرار است به کنگره بیایند و در ادامه رها شوند کمک کنم. من به شخصه ۸ سال پیش فکر نمیکردم که روزی نمایندگی ساخته شود و ما بیاییم اینجا به رهایی برسیم. پس اگر من دستی در بخشش در لژیون سردار دارم، مطمئناً از آن حال خوش رهاییها بهرهمند خواهم شد.
فرایندی که داناییمؤثر به من میدهد، بخشش است که من از ترسها و منیت خودم بگذرم و باعث شوم دانشی که در کنگره به من داده شده را عملی کنم تا عشق و محبت در زندگی من جاری شود. امیدوارم با حضور در لژیون سردار، دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل شود و در این مسیر، شاهد رهاییها باشیم، لذت عمل سالم و بخشش را لمس کنیم و بدانیم که وعده خداوند دروغ نیست.
دیدهبان محترم حرف قشنگی گفتند: احتیاج به تقلا کردن نیست، هر کس که تلاش کند و حرکت درست انجام بدهد، مطمئناً هستی آن را انتخاب خواهد کرد. انشاالله که ما دست به دست هم بدهیم و بتوانیم حال خوش دیگران را درک کنیم؛ باید بگویم که برکت در زندگی من وقتی جاری است که در لژیون سردار حضور داشته باشم، و به قول همسفر اعظم، نباید پولی بدهم و خودم حضور نداشته باشم، وقتی حضور داشته باشم آن برکت در زندگی من جاری خواهد شد.



تایپیست: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
417