English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - ارزش دانایی در عمل به آن است

 گروه خانواده - ارزش دانایی در عمل به آن است

جلسه یازدهم از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی هشتگرد به استادی راهنما همسفر فرشته، نگهبانی همسفر دریا و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز دوشنبه 9 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم که امروز برای دومین بار در جمع اعضای نمایندگی هشتگرد هستم. جای خوشحالی دارد برای ما که در البرز فقط یک شعبه داشتیم و الان با اضافه شدن شعبات و افرادی که در این شعبه‌ها رها می‌شوند، جای خوشحالی دارد.خدا را شاکرم که توفیقی شد تا امروز در کنار شما عزیزان باشم و با مشارکت‌های ناب شما آموزش بگیرم. واقعاً من امروز آمدم از شما آموزش بگیرم.

دانایی و دانایی مؤثر
دررابطه‌با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. در جزوه جهان‌بینی، همۀ ما درباره اینکه دانایی چیست، خواندیم. استاد امین در سی‌دی «دانایی مؤثر» بسیار قشنگ توضیح داده است که دانایی مؤثر در جزوه جهان‌بینی، با مثلث دانایی آشنا شدیم که اضلاع را تفکر، تجربه و آموزش تشکیل می‌دهند و مثلث جهالت که اضلاع آن را ناامیدی، ترس و منیت تشکیل می‌دهند. ما در کنگره آمدیم که آموزش بگیریم و دانایی‌مان را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم. همۀ انسان‌ها دانا هستند و همه به اندازۀ خودشان می‌دانند.

من، فرشته، می‌دانم که غیبت‌کردن، تجسس‌کردن بد است، ولی این کار را انجام می‌دهم و بعد از اینکه انجام می‌دهم، با خودم می‌گویم «به من ربطی نداشته». این که دانا هستم و می‌دانم کارم اشتباه است، ولی چه موقع به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود؟ زمانی که روی خودم کار کنم و ذره‌ذره از این کاری که خودم می‌دانم جزو ضد ارزش‌ها هست، کناره‌گیری کنم. یک‌مرتبه نمی‌شود. مصرف‌کننده‌های ما هم دانا بودند، ولی دلیل نمی‌شد که چون دانا بودند، مرتکب اشتباه نمی‌شوند. این وسوسه‌ها، نفس اماره، همیشه با انسان هست و نفس بازی‌های زیادی دارد و مصرف‌کننده شدند. وقتی خواسته‌ای که داشتند، تلنگری به آن دانایی‌شان خورده و فهمیدند باید از ضد ارزشی که اسیر آن شدند، بیرون بیایند.

دانایی در مسیر خدمت و آموزش
در کنگره، دانایی و دانایی مؤثر به خدمت‌هایی که انجام می‌دهیم برمی‌گردد. با خواستۀ خودمان وارد کنگره شدیم. کسی به‌اجبار وارد کنگره نشده است. در کنگره برای همه باز است. ما از کسی نمی‌پرسیم شغل و کارت چه هست. همۀ ما یک مصرف‌کننده داشتیم و از طریق مصرف‌کننده وارد کنگره شدیم. شاید روزهای اول فکر می‌کردیم به‌خاطر مصرف‌کننده وارد کنگره شدیم و درگیر شدیم، عجب کاری شده! ولی به‌مرورزمان فهمیدیم اگر مسافر من درگیر مصرف مواد شده است و من هم با بداخلاقی، کینه و نفرت درگیر بودم، ولی هرچه در کنگره پیش می‌روم، می‌بینم من خیلی گره‌هایی دارم که باید باز شود و اینجا می‌آیم که دانایی‌ام را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.

دانایی چگونه اتفاق می‌افتد؟ با آموزش گرفتن. اگر بخواهم منیت داشته باشم و بگویم همه چیز را می‌دانم، من فقط آمدم که مسافرم رها شود، آن شخص هیچ‌وقت به دانایی مؤثر نخواهد رسید. باید این را یاد بگیریم که وقتی وارد کنگره شدیم، راهنمایی هست که دارد آموزش می‌دهد و روش زندگی را به من یاد می‌دهد. سی‌دی‌های آقای مهندس که در روزهای شنبه منتشر می‌شوند و صحبت‌های روزهای چهارشنبه آقای مهندس، برای من فوق‌العاده آموزش دارد. هر سی‌دی که گوش کردم، یک گره از کار من باز می‌شود.

نوشتن، گوش‌به‌فرمان بودن و حرکت در مسیر
چطوری این گره باز می‌شود؟ این‌که من سی‌دی را در ۲۰، ۳۰ صفحه بنویسم و بیاورم به راهنما تحویل بدهم. راهنما آموزش‌هایش را گرفته، مسیرش را طی کرده و امروز شالش را گرفته است. آن کسی که الان باید به رهایی برسد، به حال خوب و آموزش خوب و دانایی برسد، رهجو است. با نوشتن سی‌دی، با گوش‌به‌فرمان بودن و بداند که کنگره یک قانونی دارد و قانون این است که هر سواد، هر چیزی که داری، برای خودت است. اگر من سواد داشتم، اگر دانشگاه رفته باشم، هر موقعیتی که دارم، پس چرا نتوانسته‌ام اعتیاد مسافرم را درمان کنم؟ اگر می‌توانستم، خودم مسافرم را به رهایی می‌رساندم. دیگر چه نیازی به حضورم در کنگره بود؟ پس من چیزی نمی‌دانم و نمی‌توانستم مسافرم را درمان کنم. من نمی‌توانستم بدون کمک کنگره عیب و ایرادهای خودم را برطرف کنم، اما در کنگره با سی‌دی‌ها و جزوات و آموزش‌های راهنماها و پیش‌کسوت‌ها، حال من خوب می‌شود و دانایی‌ام به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود.

هر دانایی، در حیطۀ تخصص خودش ارزشمند است
آقای مهندس درباره میزان دارایی می‌گویند هر کسی بر اساس تخصص خودش دارایی دارد. اگر کسی از منِ راهنما بپرسد که مسافرم این‌قدر دارو می‌خورد، من نمی‌توانم اظهارنظری کنم، چون به من ربطی ندارد و من درباره تنظیم داروی او آموزش ندیده‌ام. من آن‌قدر آموزش گرفتم که به رهجو بگویم دوربینت را روی خودت برگردان، در کار مسافرت تجسس نکن. تو مسئولیت خودت را به نحو احسن انجام بده، نه اینکه درگیر مسافرت باشی.یک دکتر مغز و اعصاب، آموزش و علم و تخصص خودش را دارد. هر کسی در رشتۀ خودش تخصص دارد. افراد بسیاری هستند که درباره درمان اعتیاد صحبت می‌کنند، ولی آیا به‌جز کنگره در جای دیگر درمان مؤثری دیدیم؟ در کمپ‌ها و اردوگاه‌ها دیدیم. اگر همسفری مسافر خودش را این‌جور جاها برده، نه اینکه دشمنش باشد؛ به‌خاطر این که آن آموزش لازم را نداشته، به‌خاطر همین مسافرش را به اردوگاه‌ها برده و آنها در این مکان‌ها هزاران چیز دیگر هم یاد گرفته‌اند. ولی ما در کنگره آموزش گرفتیم و تجربه کردیم و آنها را اجرایی کردیم.

شناخت نقاط ضعف؛ جایی که باید روی آن کار کنیم
من، فرشته، باحال بسیار خراب وارد کنگره شدم. افراد قدیمی من را می‌شناسند. خانم فریبا کاملاً می‌دانند با چه خصوصیاتی وارد کنگره شدم. آن دانایی را داشتم و می‌دانستم چه کاری بد است، ولی اخلاق من آن‌قدر روی بچه‌هایم تأثیر گذاشته بود که من هر هفته مدرسه بودم، ولی کنگره نجاتم داد. کنگره چیزهایی به من داده که نمی‌توانم بگویم و درعین‌حال، نقطه‌ضعف‌های من را به من نشان داد. همیشه خدا، انسان از جایی ضربه می‌خورد که در آن قسمت نقطه‌ضعفش است.

در سی‌دی «مثلث دانایی»، استاد امین مثالی درباره پیت حلبی می‌زند و می‌گویند قسمت ضخیم پیت آسیب نمی‌بیند، اما قسمت نازک آسیب می‌بیند. انسان از قسمت‌هایی که ضعف دارد و به قول مسافرم «سوراخ باز است»، قشنگ از همان‌جا ضربه می‌خورد. پس ما به کنگره آمدیم آموزش‌های لازم را ببینیم، ترس خودمان را ببینیم. درست است که ترس یک جاهایی نگه‌دارنده است، ولی در یک جاهایی هم ترس حال خرابی دارد و از لذت‌ها من را دور می‌کند.

یک جاهایی منیت باعث می‌شود که من نتوانم آموزش بگیرم. ناامیدی من را گوشه‌گیر می‌کند، چون بسیاری از ما ناامیدی را دررابطه‌با مسافرمان تجربه کردیم و فکر می‌کردیم مسافرمان خوب نمی‌شود، دیگر زندگی به همین منوال ادامه دارد، سرنوشت من همین بوده است. ولی هر کدام که وارد کنگره شدیم، فکرمان عوض شد و تفکرکردن را یاد گرفتیم و به مرحلۀ عمل رساندیم. دانایی زمانی ارزشمند است که به مرحلۀ عمل برسانیم.

سواد به‌تنهایی تضمین‌کننده دانایی نیست
من خودم این‌طوری بودم. دوستی داشتم که وکیل بود و دوست دیگرم مهندس بود. به‌قدری از این افراد حرف‌شنوی داشتم، فکر می‌کردم؛ چون سواد دارند و دانشگاه رفته هستند، عقل کل هستند و دیگر همه چیز را می‌دانند. ولی در کنگره ۶۰ دیدم ما مهندس و دکتر مصرف‌کننده هم داریم. پس سواد داشتن دلیل نمی‌شود که فرد از ضد ارزش‌ها دور باشد. دانا، دانا است و دانایی مؤثر دارد. آقای مهندس در سی‌دی «اضلاع دانایی» بسیار قشنگ گفتند که سواد باید سواد ارتباط باشد. این‌که سواد داشته باشی، ولی نتوانی ارتباط برقرار کنی، آن سواد به چه درد می‌خورد؟ خدا را شکر وارد کنگره شدیم، آموزش‌هایمان را از دانایی به دانایی مؤثر تبدیل کردیم و این را می‌دانیم که در کنگره جاهای قوی باعث رشد آدم می‌شود. این را همیشه به‌خاطر داشته باشیم که دانایی همیشه با رنج است و تبدیل دانایی به دانایی مؤثر با درد و رنج است. ان‌شاءالله همه ما به‌خوبی این مسیر را طی کنیم. در دانایی مؤثر، بیشتر و بیشتر در لژیون سردار اتفاق می‌افتد. ان‌شاءالله همه ما بتوانیم از این سفرۀ ناب کنگره برداشت‌های لازم را ببریم.

اهدای لوح به اعضای لژیون سردار

رهایی 40 سی‌دی همسفر فرحناز رهجوی راهنما همسفر فریبا

رهایی 30 سی‌دی همسفرمریم و رهایی 40 سی‌دی‌ همسفر طیبه، همسفر ریحانه و همسفر معصومه رهجویان راهنما همسفر کبری

مرزبان کشیک: همسفر کینوش و مسافر محمد
تایپیست: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
عکاس: همسفر تارا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
ارسال: همسفر کینوش مرزبان خبری
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .