English Version
This Site Is Available In English

بایستی انسانی اندیشید

بایستی انسانی اندیشید

مشارکت گروهی جمعی از رهجویان راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر ندا از نمایندگی وحید (پارک حافظ)

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر لیلا:

میزان دانایی سواد نیست، تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباس‌پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید. «استاد سردار» آقای دکتر امین به زیبایی در جزوه جهان‌بینی دانایی و دانایی موثر را برای ما شرح داده‌اند. انسان برای اینکه رشد کند و در نهایت به تعالی برسد؛ باید در مسیر دانایی باشد؛ اما این دانایی همواره دستخوش حمله نیروهای بازدارنده قرار می‌گیرد تا آن را متوقف کنند. حالا چگونه می‌توان از این تخریب و حمله نیروهای تاریکی و بازدارنده جلوگیری کرد؟ بایستی دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنیم؛ یعنی هر آنچه را آموزش گرفته‌ایم به مرحله اجرا درآوریم؛ زیرا هدف اصلی این نیروها عدم توانایی ما در انجام عمل سالم است. برای مثال: من در کنگره یاد گرفتم که اضافه وزن و چاقی برای سلامتی جسم و روح بسیار مخرب است و همیشه مجبور هستم این بار اضافی را با تمام فشاری که بر جسمم وارد می‌کند با خود حمل کنم.

من در این مورد آموزش گرفتم و به دانایی رسیده‌ام؛ اما چگونه می‌توانم از این چاقی رها شوم؟ تنها یک راه وجود دارد، این آموزش‌ها را به مرحله عمل دربیاورم. خوشبختانه آقای مهندس حسین دژاکام با ابداع متد DST کمک کردند تا ما بتوانیم هر آنچه را که آموزش می‌بینیم به مرحله اجرا در‍آوریم. با متد دژاکام به راحتی و آسانی و بدون هیچ محدودیتی که در رژیم‌های سخت لاغری مرسوم است و بدون آسیب زدن به جسم وزن کم می‌کنیم و این همان دانایی موثر است. در کنگره‌60 می‌آموزیم که تجربه، آموزش و تفکر سه ضلع مثلث دانایی هستند؛ اگر این سه ضلع به موازات هم و به یک اندازه رشد کنند دانایی ما به دانایی‌موثر تبدیل می‌شود در غیر این‌صورت در مرحله دانایی باقی می‌مانیم و فرایند پیشرفت ما متوقف می‌شود.

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر فخرالسادات:

بابت این دستور جلسه رجوع می‌کنم به پیام سردار در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر: میزان دانایی سواد نیست، تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید. به نظر من در کنگره 60، دانایی فقط این نیست که ما یک‌سری مطالب و اطلاعات را بدانیم، ممکن است یک نفر خیلی باسواد باشد و اطلاعات زیادی داشته باشد؛ ولی این اطلاعات هنوز وارد زندگی‌اش نشده باشد و نتوانسته اجرایی کند. دانایی یعنی اینکه من بتوانم در مورد مسائل زندگی خوب تفکر کنم، تشخیص بدهم و در زمان مناسب انتخاب درست داشته باشم. دانایی وقتی ارزشمند می‌شود که بتوانم از آن در عمل استفاده کنم. اینجاست که به دانایی مؤثر می‌رسیم. دانایی مؤثر یعنی دانایی‌ای که از مرحله حرف و دانسته‌ها  عبور کرده و در رفتار و عملکرد من خودش را نشان می‌دهد.

مثلاً ممکن است بدانم عصبانیت و قضاوت کردن کار درستی نیست، اما وقتی در یک موقعیت سخت بتوانم خودم را کنترل کنم و درست رفتار کنم، آن دانایی برای من مؤثر شده است. سواد هم به نظر من یکی از ابزارهای دانایی است. سواد به ما کمک می‌کند بخوانیم، بنویسیم، یاد بگیریم و آگاهی پیدا کنیم، اما صرفاً باسواد بودن به معنی دانا بودن نیست. ممکن است کسی سواد زیادی داشته باشد؛ ولی در زندگی نتواند از دانسته‌هایش درست استفاده کند. در کنگره یاد می‌گیریم که دانایی یک مسیر است و باید با آموزش، تجربه و تفکر آن را بالا ببریم. هرچه دانایی من بیشتر شود، انتخاب‌هایم هم آگاهانه‌تر می‌شود و کمتر اسیر جهل و ناآگاهی می‌شوم. دانایی واقعی خودش را در عمل نشان می‌دهد؛ یعنی اگر آموزش گرفته‌ام، باید اثرش را در رفتار، زندگی و ارتباطم با دیگران ببینم. آن موقع می‌توانم بگویم دانایی من از یک دانسته ساده به دانایی مؤثر تبدیل شده است.

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر رقیه:

میزان دانایی سوادنیست، تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید. دانایی به معنای یادگیری قوانین چگونه زیستن است. دانایی ما با تصمیم‌های درستی که در زندگی می‌گیریم نشان داده می‌شود یا اینکه در آزمایش‌های الهی چگونه مورد قبول قرار می‌گیریم. درجزوه جهان‌بینی دکتر امین شرح کاملی از دانایی و دانایی مؤثر آمده و مثلثی تشکیل شده که اضلاع آن عبارتنداز: تفکر، تجربه، آموزش. موقعی دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود که اضلاع آن برابر باشد؛ یعنی به یک اندازه رشد کرده باشند. مثلاً تجربه زیاد باشد و تفکر کم یا آموزش کافی نباشد، مثل این است که من بسیاری از کارهایم را بدون تفکر انجام بدهم و تجربه زیادی داشته باشم نتیجه خوبی به دست نمی‌آید و فقط وقت و نیروی خود را از دست داده‌ام. درمقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت است که اضلاع آن: ترس، ناامیدی و منیت است. ترس تفکر را می‌خورد و منیت جلوی آموزش را می‌گیرد. ناامیدی اعتماد به نفس شخص را مورد هدف قرار می‌دهد که باعث می‌شود انسان تجربه کسب نکند.

میزان دانایی به سوادنیست؛ مانند انسان بودن است. سواد یکی از ابزار دانستن است؛ اما کافی نیست. بسیاری از افراد سواد بالایی دارند؛ اما آن آرامش و تعادل لازم را ندارند. به عنوان مثال یک استاد دانشگاه سال‌ها به دانشجویان خود درس توکل آموزش می‌دهد؛ ولی وقتی پسرش در اتاق عمل است از ناراحتی و نگرانی سکته می‌کند و خود هیچ توکل به خداوند ندارد. این دانایی درحد دانستن است و با ندانستن هیچ فرقی ندارد. آموزش‌های ناب کنگره 60 چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این دانایی‌ها از طریق نوشتن سی‌دی به ما منتقل می‌شود. انشاالله بتوانیم با آموزش‌هایی که در کنگره و راهنمایان عزیز می‌گیریم دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم و درزندگی خود  کاربردی کرده تا به آرامش و تعادل برسیم. خیلی ممنون و سپاسگزارم از آقای مهندس و دکتر امین و خانواده محترمشان و تمام خدمت‌گزاران کنگره60. با آرزوی مؤفقیت برای تک‌تک این دوستان عزیز.

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر رویا:

دانایی و دانایی مؤثر از یک مثلث متشکل شده‌اند که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش است. در مثلث دانایی اضلاع می‌توانند مختلف باشند؛ یعنی مختلف‌الاضلاع؛ ولی در مثلت دانایی مؤثر هر سه ضلع آن باهم برابر هستند؛ یعنی متساوی‌الاضلاع هستند. تفکر یعنی از مجهول به معلوم یا از یک مبدا به مبدا دیگر حرکت کردن است و این کار توسط عقل صورت می‌گیرد. تجربه فرایندی است که ما با تمام وجود یا بخشی از وجود خویش آن را حس می‌کنیم و این کار با حس انجام می‌شود. آموزش در اینجا شخصی که قبلاً  آموزش دیده و ومسیر را پیموده و به دانایی رسیده است ما را با مسیر آشنا می‌کند، مانند کاری که  راهنمایان کنگره 60 که در مورد اعتیاد انجام می‌دهند. ما برای اینکه از دانایی به دانایی مؤثر برسیم در مسیر ما مقوله‌هایی قرار می‌گیرد که برای ما آشکار هستند؛ اما قادر به حل آنها هستیم. در این مسیر نیروهایی هستند که مانع رسیدن ما به دانایی مؤثر می‌شوند.

هرقدر دانایی و دانایی مؤثر نیرومندتر باشد در مقابل این خواسته‌های نامعقول و نیروهای منفی مانند فیلتر عمل می‌کند و آنها را ضعیف و ضعیف‌تر می‌کند. تا زمانی که دانایی ما بدون تغییر باشد ما همیشه با حقه‌ها فریب می‌خوریم و همیشه دچار اشتباه می‌شویم. ما در کنگره یاد گرفتیم که میزان دانایی به سواد و تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباس و پوشش نیست. انسان واقعی باید انسانی بیندیشد. خیلی از افراد هستند که سواد بالایی دارند؛ اما همه آنها دانا نیستند. انسان دانا کسی است که خواسته‌های خود را قبل از اقدام و پرداختن به آن تحلیل و بررسی کند و از ماهیت آن مطمئن شود و انسان دانا کسی است که به فرمان عقل نزدیک شده باشد.

ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فهیمه از نمایندگی کوروش آذرپور (لژیون ششم)
صفحه کاهش و افزلیش وزن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .