English Version
This Site Is Available In English

مهارت زندگی کردن با دانایی

مهارت زندگی کردن با دانایی

سلام دوستان الهه هستم راهنما یک همسفر:

سواد به معنای فراگیری دانش، اطلاعات و آگاهی در زمینه‌های مختلف است و توانایی خواندن، نوشتن و مطالعه کردن را شامل می‌شود. سواد تنها یک ابزار برای دانستن است و به تنهایی کافی نیست. دانایی بسیار فراتر از سواد است و به‌عنوان قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر لباس و شکلی تعریف می‌شود و توانایی تشخیص درست از نادرست، معقول از نامعقول و تحلیل خواسته‌ها پیش از اقدام به آن‌ها است. دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده‌است. دانایی مؤثر زمانی محقق می‌شود که هر سه ضلع مثلث دانایی به یک اندازه و به شکل متوازن رشد کرده باشند، در این حالت شما نه تنها می‌دانید، بلکه قادر به اجرایی کردن دانسته‌های خود در زندگی نیز هستید که حاصل آن رسیدن به تعادل و آرامش واقعی است. سواد در مقابل دانایی قرار دارد. داشتن مدرک تحصیلی بالا یا اطلاعات زیاد نشانه دانایی نیست. ممکن است شخصی سواد زیادی داشته باشد؛ اما در زندگی تصمیمات درستی نگیرد و آرامش نداشته باشد.

دانایی نیز در مقابل دانایی مؤثر قرار می‌گیرد و صرفاً داشتن اضلاع مثلث دانایی به تنهایی کافی نیست. اگر تجربه زیاد باشد؛ اما تفکر و آموزش کم یا برعکس باشد، دانایی شما به مرحله عمل نمی‌رسد. دانایی مؤثر، اجرای دانایی است و نشانه آن در رفتار و انتخاب‌های ما دیده می‌شود. در کنگره۶۰ در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد که اضلاع آن عبارتند از ترس که تفکر را می‌خورد، منیت یا خودخواهی که جلوی آموزش را می‌گیرد و ناامیدی که اعتمادبه‌نفس را هدف قرار داده و مانع کسب تجربه می‌شود. مسیر کنگره۶۰ چیزی جزء رسیدن به دانایی نیست. ما یاد می‌گیریم که میزان دانایی به سواد و تحصیلات نیست، بلکه به توانایی ما در فکر کردن، آموزش دیدن، تجربه کردن و در نهایت عمل کردن به دانسته‌های خود بستگی دارد. هدف نهایی تبدیل دانایی به دانایی مؤثر است تا بتوانیم زندگی متعادل، آرام و همراه با انتخاب‌های درست داشته باشیم.

سلام دوستان زینب هستم راهنمای تازه‌واردین یک همسفر:

دانایی به معنای تفکر، تجربه و آموزش است و دیدگاه ما را شامل می‌شود. این سه ضلع باید با هم رشد کنند تا فرد به دانایی مؤثر برسد. دانایی با سواد تفاوت دارد، به‌عنوان مثال من ممکن است مقدار زیادی پول به‌دست بیاورم؛ اما اگر دانش نداشته باشم که کجا و چگونه آن را استفاده کنم، در واقع آگاهی و دانایی ندارم. دانایی به سواد محدود نیست. ما در زندگی بر سر دوراهی قرار می‌گیریم، این‌که ما کدام راه را انتخاب کنیم مهم است و نشانه دانایی ما می‌باشد. ما باید منیت را کنار بگذاریم؛ زیرا منیت، نقطه مقابل آموزش است. اگر بخواهیم تجربه به دست بیاوریم؛ باید با انسان‌ها رابطه برقرار کنیم. اگر بخواهیم دانایی کسب کنیم؛ باید خیلی از مسائل را یاد بگیریم و آن‌ها را اجرائی کنیم تا دانایی لازم در ما به‌وجود بیاید، آن زمان به تعادل لازم خواهیم رسید. دانایی هر شخص با رفتار و انتخاب‌های درست او نشان داده‌ می‌شود. مثلث دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل‌ شده‌است. بعد از تفکر، باید تجربه را به دست بیاوریم و آموزش هم باید داشته باشیم. زمانی دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود که این سه ضلع به یک اندازه رشد کرده باشد و آن موقع است که ما می‌فهمیم کدام کار درست یا غلط است. زمانی‌که دانایی انسان رشد کند، می‌تواند مکان‌ها و انسان‌ها را انتخاب کند که آیا به نتیجه‌ای که می‌خواهیم می‌رسیم یا خیر، زیرا تشخیص ماهیت در انسان به‌وجود آمده است؛ بنابراین رشد دانایی در هر انسان به معنای تعادل است؛ یعنی رسیدن به قدرت تشخیص و تکامل عقل می‌باشد و تکامل عقل به معنای قدرت حل مسئله است.

سلام دوستان آزاده هستم راهنمای تازه‌واردین یک همسفر:

زمانی‌که به دستور جلسه دانایی، دانایی مؤثر و سواد فکر می‌کنم، به نظر من دانایی فقط این نیست که یک‌سری چیزها را بدانم یا اطلاعات زیادی داشته باشم؛ اما اگر در زندگی به آن دانسته‌ها عمل نکنم، هنوز دانایی من تبدیل به دانایی مؤثر نشده است. من در کنگره۶۰ یاد گرفتم که دانایی واقعی زمانی خود را نشان می‌دهد که در شرایط سخت بتوانم تصمیم درست بگیرم، مثلاً می‌دانم صبر کردن خوب است و نباید با عصبانیت جواب بدهم یا می‌دانم باید به حرمت‌ها و قوانین احترام بگذارم؛ اما مهم این است زمانی‌که واقعاً در یک موقعیت سخت قرار می‌گیرم، بتوانم به دانسته‌ خود عمل کنم. به نظر من سواد هم بسیار ارزشمند است و می‌تواند به رشد دانایی کمک کند؛ اما سواد به‌ تنهایی کافی نیست. ممکن است یک نفر تحصیلات زیادی داشته باشد؛ اما در بعضی مسائل زندگی نتواند تصمیم درستی بگیرد. کنگره۶٠ به من یاد داده است که باید آموزش ببینم، تلاش کنم و آموزش‌ها را وارد زندگی‌ خود کنم. دانایی مؤثر یعنی چیزی که فقط در ذهن من نباشد، بلکه در رفتار من دیده شود؛ یعنی اگر چیزی را یاد گرفتم، بتوانم آن را در زندگی‌ خود اجرا کنم. به نظر من مسیر کنگره هم دقیقاً همین است؛ آموزش، تفکر و تجربه تا دانایی ما از یک دانستن ساده به یک توانایی واقعی تبدیل شود.

سلام دوستان محدثه هستم راهنما یک همسفر:

دستور جلسه دانایی، دانایی مؤثر و سواد شامل سه بخش برداشت، فهم و درک می‌باشد. این سه مفهوم برای من زمانی رخ داد که وارد کنگره۶۰ شدم و مثلث دانایی که شامل سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش بود برای من باز شد. البته آن زمان رهجوی سفر اولی بودم و فقط به اندازه ظرفیت خود در این مورد آموزش گرفتم. به نظر من دانایی یعنی شناخت واقعی وضعیت خود. دانایی مؤثر یعنی تمام آموزش، تفکر و تجربه من وارد عمل شود، بتوانم با استفاده از این مثلث وارد مرحله عمل بشوم و مشکلات و مسائل خود را حل کنم. بخش سوم از دستور جلسه سواد است؛ یعنی مهارت زندگی کردن با دانایی. سواد در کنگره۶۰ صرفاً خواندن و نوشتن نیست، بلکه مهارت مدیریت احساسات، تصمیم‌گیری، کنترل ذهن و ساختن یک مسیر جدید است. این‌ موارد سواد واقعی‌ هستند؛ سوادی که زندگی را تغییر می‌دهد و انسان را شکسته و از نو می‌سازد. دانایی در شخصی که راه ضد‌ارزش‌ها را پیش گرفته است، زمانی بیدار می‌شود که بفهمد بودن در تاریکی یک دشمن پنهان است، مانند اعتیاد به مواد مخدر یا نیکوتین. دانایی‌ مؤثر زمانی هوشیار می‌شود که به ندای درون خود گوش دهیم، وارد لژیون شویم، به حرف راهنما گوش دهیم، تمرین کنیم و تغییر را در خود آغاز کنیم. در نهایت سواد باعث شد این مسیر را ادامه دهیم، پایدار بمانیم و به افرادی تبدیل شویم که می‌توانند نه‌ تنها خود، بلکه دیگران را هم یاری کنند.

شخص در مسیر کنگره۶۰ از یک مصرف‌کننده به یک انسان آگاه، توانمند و باسواد تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که کنگره۶۰ همیشه می‌گوید؛ دانایی یعنی تشخیص و دانایی مؤثر یعنی عمل، سواد و استمرار عمل در زندگی. خواست واقعی معمولاً همان جایی است که تغییر واقعی شروع می‌شود. به نظر من رهایی و یادگیری در کنگره۶۰ زیر پرچم این خانواده بزرگ برکات بسیاری داشته است؛ دانایی انسان به مرحله عمل، عمل به مرحله مهارت و مهارت به سبک زندگی جدید رسیده است. همه انسان‌ها ممکن است در درون خود سرشار از دانایی، آموزش و آگاهی باشند؛ اما زمانی‌که وارد کنگره می‌شویم، نوع دیدگاه ما نسبت به این مسائل تغییر می‌کند. من با خدمت کردن در هر قسمتی از کنگره، همواره آموزش گرفتم و متوجه شدم چیزی جزء فرمان‌برداری نردبان ترقی نیست و نخواهد بود. با فرمان‌برداری، اتفاقاتی در صور آشکار و صور پنهان شخص می‌افتد که بسیار لذت‌بخش است.

نویسنده: جمعی از راهنمایان نمایندگی چرمهین
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .