English Version
This Site Is Available In English

همین که شب به‌موقع می‌خوابیم، یعنی دانایی مؤثر

همین که شب به‌موقع می‌خوابیم، یعنی دانایی مؤثر

پنجمین جلسه از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزش خصوصی همسفران‌آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی همسفر افشین و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد» پنجشنبه 12 شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان هستم. تشکر می‌کنم از نگهبان، دبیر جلسه و ایجنت محترم، از مرزبان‌های عزیز و همچنین از همه شما عزیزان که به من توفیق دادید در این جلسه حضور داشته باشم. خداوند را شاکرم از این بابت.
واقعیتش، در کنار همسفران بودن در کنگره، حس و حال خوبی را برای مسافران ایجاد می‌کند؛ به دلیل اینکه من، علی، به‌عنوان یک مسافر، خودم را بدهکار همسفران می‌دانم. واقعیت امر این است که در خانواده خودم، تخریبی که روی همسفرانم ایجاد شد، به‌مراتب بیشتر از تخریب خودم بود و این تخریب‌ها هنوز هم ادامه دارد.
امیدوارم همسفرها با صبر و حوصله‌ای که داشته‌اند و دارند، این توانایی را برای خودشان ایجاد کنند که بتوانند منِ مسافر را تحمل کنند. واقعاً اعتقاد قلبی من این است که همسفرها از افراد خاص جامعه و هستی هستند؛ چون در کنار یک مسافر زندگی کردن، به‌مراتب سخت‌تر از خود مسافر است.
آن مثالی که آقای مهندس زدند را در نظر بگیرید؛ وقتی شما با یک مسافری که شیشه مصرف کرده، به مسافرت می‌روید و با او همراه هستید، آن مسافر یا فرد مصرف‌کننده اصلاً متوجه نیست که دارد چه کار می‌کند، ولی همسفر تمام آن اوضاع و احوال را دقیقاً حس می‌کند و خیلی به او سخت می‌گذرد. به همین دلیل، کار همسفران به‌مراتب سخت‌تر از خود مسافر است.
من از همه همسفرهای کنگره ۶۰، خصوصاً همسفران شعبه شادآباد، تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانیم جبران مافات کنیم و تخریب‌هایی را که ایجاد کرده‌ایم، به مرور زمان درست کنیم.
دقیقاً این موضوع برمی‌گردد به دستور جلسه امروزمان که «تفکرات و رفتار ما تعیین‌کننده میزان دانایی ماست.»
مسیر سواد و دانایی، مسیری است که در کنگره ۶۰ انتهای آن به دانایی مؤثر ختم می‌شود. سواد خوب است، دانایی هم خوب است؛ اطلاعات و آگاهی لازم هستند، ولی آن سواد و دانایی خوب است که به دانایی مؤثر ختم شود.
من همیشه پیش خودم فکر می‌کردم زمانی که مواد مصرف می‌کردم و سیگار می‌کشیدم، شاید یک‌سری سواد و اطلاعات داشتم که مواد کشیدن و سیگار کشیدن خوب نیست، درست زندگی کردن خوب است و کارهایی که من انجام می‌دهم اشتباه است و نباید این کارها را انجام بدهم. ولی توان اینکه چطور بتوانم مواد و سیگار را قطع کنم، نیازمند یک مسیر درست بود.
شاید در این رابطه چندین بار هم اقدام کردم، ولی موفق نشدم؛ چون مسیری که برای این کار انتخاب می‌کردم، مسیری نبود که من را به مسیر اصلی برساند.
ولی وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، دیدم یک بستر و مسیر فراهم است که می‌تواند آن اطلاعات را به مرحله عمل برساند. در تعریف دانایی که در جهان‌بینی داریم، باید بتوانیم ماهیت خواسته را تشخیص بدهیم. شاید آن زمان ماهیت خواسته را می‌شناختم و می‌دانستم مصرف مواد مخدر بد است، ولی قدرت به اجرا درآوردن آن را نداشتم؛ یعنی دانایی مؤثر را نداشتم.
کنگره ۶۰ این را به من یاد داد. متد DST را به من یاد داد. وقتی دیدم شرایط برای درمان فراهم است، توانستم به درمان برسم. وقتی دیدم مسیر آموزش‌ها مسیری است که به دانایی مؤثر می‌رسد، به مرور زمان و آرام‌آرام من را به سمتی برد که یک روز متوجه شدم در اواخر سفرم هستم و دیگر مواد مصرف نمی‌کنم.
این مسیر، مسیر درست آموزشی و مسیر درست درمان به روش DST بود.
به هر حال، سواد و دانایی لازم هستند و باید وجود داشته باشند. کنگره بر مسئله سواد هم تأکید دارد و بچه‌هایی که در کنگره هستند، خدمت می‌کنند و در حال درمان هستند، حتماً باید یک رشته تحصیلی خاص را داشته باشند. مخصوصاً در رشته‌هایی مثل روان‌شناسی و درمان اعتیاد، خیلی از بچه‌ها در کنگره وارد دانشگاه شده‌اند و مسیر تحصیلاتشان را ادامه داده‌اند. واقعاً این سواد تأثیرگذار است.
ولی نکته مهم این است که ما در رشته‌ای که اسمش درست زندگی کردن است، به دانایی عام برسیم. آقای مهندس یک سی‌دی دارند که این قضیه را به‌خوبی تفکیک می‌کنند.
امروز شاید من، به‌عنوان یک روان‌شناس، اطلاعات و آگاهی زیادی را به‌صورت تئوری داشته باشم؛ آن سواد را دارم و آن آگاهی را هم دارم، ولی اینکه بتوانم به‌صورت عملی آن را انجام بدهم، واقعاً کار سختی است. این کار، دانایی مؤثر می‌خواهد و یک نوع بستر و آموزش لازم دارد که ما را به آن هدف برساند.
خدا را شکر، در کنگره ۶۰ این اتفاق در حال افتادن است؛ هم در بخش مسافران و هم در بخش همسفران. یکی از نعمت‌های بزرگ خداوند این است که ماهایی که در کنگره ۶۰ هستیم، در این مسیر قرار گرفته‌ایم. ان‌شاءالله که همه ما قدر این نعمت خدادادی را بدانیم و بتوانیم به نکاتی که کنگره به ما آموزش می‌دهد، حتماً توجه کنیم.
شاید از نظر افراد بیرون از کنگره، کاری که ما انجام می‌دهیم یک کار نشدنی باشد، ولی واقعاً کاری که ما در کنگره انجام می‌دهیم و با الفبای جهان‌بینی آشنا شده‌ایم، به مرور زمان ما را به سمتی برده که خیلی از کارهایمان به‌صورت خودکار انجام می‌شود و شاید خودمان اصلاً دقت نکنیم.
همین که شب به‌موقع می‌خوابیم، یعنی دانایی مؤثر. همین که صبح زود از خواب بیدار می‌شویم، یعنی دانایی مؤثر. همین که مسواک می‌زنیم، یعنی دانایی مؤثر. همین که به‌موقع به کنگره می‌آییم، یعنی دانایی مؤثر.
این کارها شاید خیلی جزئی به نظر برسند و از نظر خیلی‌ها مسئله مهمی نباشند، ولی همین نظم در زندگی باعث می‌شود این اتفاقات را رقم بزنیم.
یادم هست قبل از کنگره همیشه با کمبود وقت مواجه بودم. هیچ‌کدام از کارهای من هم به‌طور کامل انجام نمی‌شد. همه کارها را تکه‌تکه انجام می‌دادم؛ یک قسمت از این کار، یک قسمت از آن کار. می‌گفتم این کار را فردا انجام می‌دهم و آن کار را پس‌فردا. امروز نرسیدم، فردا انجام می‌دهم. بعد نگاه می‌کردی، می‌دیدی کاری که امروز باید انجام می‌دادم، شش ماه گذشته و هنوز انجامش نداده‌ام.
یک وقت‌هایی دقت می‌کردم می‌دیدم گواهینامه من چند سال از تاریخ اعتبارش گذشته است. قرار بوده فردا بروم و گواهینامه‌ام را عوض کنم، ولی چند سال از زمانش گذشته بود. یا مثلاً بیمه ماشین تمام می‌شد. یا رفتن به مدرسه بچه که قرار بود یک سر به مدرسه پسرمان یا دخترمان بزنیم، شش ماه زمان می‌برد.
ولی الان به مرور زمان ملزم شده‌ایم هر کاری را به‌موقع انجام بدهیم. این‌ها همه دانایی مؤثر است.
شاید به نظر کوچک بیاید یا برای خودمان عادی شده باشد، ولی همین‌قدر که یاد گرفته‌ام قبل از ساعت دو باید در کنگره باشم، یا قبل از ساعت پنج باید کنگره باشم، نیاز به یک هماهنگی دارد. یعنی من باید از صبح کارهایم را به‌گونه‌ای هماهنگ کنم که بتوانم ساعت دو به کنگره برسم. این‌ها دانایی مؤثر است.
به مرور زمان، آقای مهندس، خدا خیرشان بدهد، ان‌شاءالله سایه‌شان بالای سرمان باشد، آن‌قدر آرام‌آرام این آموزش‌ها را به من دادند که خود من هم متوجه نشدم این اتفاق چه زمانی افتاد.
به هر حال، این دستور جلسه یکی از دستور جلسات مهم در کنگره ۶۰ است و باید به آن توجه کنیم. اطلاعات، دانش و آگاهی‌ای را که در کنگره به دست می‌آوریم، باید بتوانیم در بیرون از کنگره هم به آن عمل کنیم.
این صحبت‌ها را قبل از هر چیز به خودم می‌گویم. بیشتر این سفارشات را به خودم می‌کنم و دارم تکرار می‌کنم تا خودم بتوانم به آن‌ها عمل کنم.
خدا را شکر می‌کنم که تا این مرحله در کنگره ۶۰ سعی کردیم بخش‌های کوچکی از این مسیر را انجام بدهیم. ان‌شاءالله در قسمت‌های دیگر هم بتوانیم به دانایی مؤثر برسیم.
خیلی ممنون و متشکرم که به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ: همسفر سجاد
بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .