English Version
This Site Is Available In English

انسان دانا همیشه کارهای خودش را می‌بیند.

انسان دانا همیشه  کارهای خودش را می‌بیند.

«دانایی،دانایی مؤثر، سواد»

همسفر مهین

« سواد یعنی خواندن و نوشتن؛ اما دانایی یعنی راه و رسم زندگی.»

خیلی‌ها فکر می‌کنند برای دانا شدن باید حتماً دانشگاه رفته باشند.

فکر می‌کنند سواد داشتن یعنی همان دیپلم یا لیسانس گرفتن از مدرسه.

اما من اینجا در کنگره فهمیدم که قضیه اصلاً این نیست.

سواد یعنی خواندن و نوشتن؛ اما دانایی یعنی راه و رسم زندگی.

آدم می‌تواند کلی مدرک داشته باشد، اما بلد نباشد با خانواده‌اش حرف بزند.اینجاست که فرقِ «دانایی» با «سواد» مثلِ زمین تا آسمان می‌شود.

دانایی یعنی همان موقع که دلم می‌خواهد داد بزنم، دهانم را ببندم.

دانایی یعنی درگیرِ حاشیه‌ها نشوم و فقط حواسم به حالِ خودم باشد.

اما «داناییِ مؤثر» یعنی وقتی چیزی را یاد گرفتم، حتماً اجرا کنم.

خیلی وقت‌ها ما همه‌چیز را می‌دانیم؛ می‌دانیم غیبت بد است، می‌دانیم بد حرف زدن غلط است.

ولی چون فقط در حدِ حرف می‌دانیم، به آن می‌گوییم «دانایی معمولی».

داناییِ مؤثر یعنی همان موقع که یادم می‌آید بد است، واقعاً تکرارش نکنم.

 

همسفر زهرا

« سواد نباید باعث شود فکر کنیم از دیگران برتریم»

  بعضی‌ها وقتی سوادشان زیاد می‌شود یا چند تا کتاب می‌خوانند، فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند و دیگر نیازی به یادگیری ندارند.

این بزرگترین دام است! در کنگره ۶۰ یاد می‌گیریم که همیشه شاگرد باشیم.

سواد نباید باعث شود فکر کنیم از دیگران برتریم. دانایی واقعی باعث فروتنی می‌شود، نه تکبر.

اگر دیدید مدرک یا معلوماتتان باعث شده دیگر به کسی گوش ندهید یا فکر کنید عقل کل هستید، بدانید که از مسیرِ داناییِ واقعی دور شده‌اید. سواد ابزار است، اما دانایی یعنی خاکی بودن و همیشه در حال یادگیری ماندن.

 

همسفر ناهید

« با مهربانیِ هوشمندانه، شرایط را مدیریت کنم.»

همه‌یِ ما خوب می‌دانیم که «نباید غر بزنیم» یا «نباید سرزنش کنیم»؛ این همان «دانستن» است. اما وقتی همسرم با حالِ خراب به خانه می‌آید، آن‌قدر عصبانی می‌شوم که همه‌یِ آموزش‌ها از یادم می‌رود!

اینجاست که می‌فهمم فرقِ «دانستن» با «داناییِ مؤثر» چیست.

داناییِ مؤثر یعنی دقیقاً در همان لحظه‌ای که خون جلویِ چشمم را گرفته، مکث کنم.

یعنی به جایِ داد زدن، یک نفسِ عمیق بکشم و با مهربانیِ هوشمندانه، شرایط را مدیریت کنم.

این سخت‌ترین کارِ دنیاست، ولی تنها راهی است که زخم‌هایِ قدیمی‌مان را درمان می‌کند.

ما اینجا یاد می‌گیریم دانسته‌هایمان را از رویِ کاغذ، واردِ زندگیِ واقعی‌مان کنیم.

وقتی توانستی در لحظه‌یِ بحران، خودت را نگه داری و واکنشِ درست نشان دهی، یعنی شفا شروع شده است.

 

همسفر زهرا

« یعنی رها کردنِ او و ساختنِ خودِ من.»

گاهی ما می‌خواهیم همه‌چیز را زود تغییر دهیم و اگر نشد، غصه بخوریم.

داناییِ کنگره به ما صبوری را یاد داد.

یاد داد که همسرم هم یک بیمار است و زمان می‌برد تا مسیرش را پیدا کند.

وقتی داناییِ مؤثر را در خودمان پیاده می‌کنیم، یعنی به جایِ جنگیدن با او، رویِ خودمان کار می‌کنیم.

به جایِ اینکه منتظر باشم او درست شود، سعی می‌کنم خودم آن‌قدر قوی شوم که دیگر رفتارهایِ او، آرامشِ من را نگیرد.

این زیباترین تغییری است که یک همسفر می‌تواند در زندگی‌اش ایجاد کند؛ یعنی رها کردنِ او و ساختنِ خودِ من.

من در کنگره سعی میکنم قانون زندگی کردن را یاد بگیرم وسواد زندگی کردن را بفهمم.

 

همسفر خاطره

« انسان واقعاً دانا همیشه  کارهای خودش را می‌بیند.»

گاهی که چند تا سی‌دی گوش می‌دهیم، فکر می‌کنیم دیگر همه‌چیزدان شده‌ایم!

شروع می‌کنیم به ایراد گرفتن از همسرمان و می‌گوییم: «من که کنگره می‌آیم و دانا شدم، تو چرا تغییر نمی‌کنی؟»

این غرور، همان دامی است که اجازه نمی‌دهد دانایی در وجودمان ریشه کند.

انسان واقعاً دانا همیشه  کارهای خودش را می‌بیند.

هرچه بیشتر به خودم آگاه باشم، آرامش خانه‌مان هم بیشتر می‌شود.

 

رابط خبری:راهنما همسفر فریده (لژیون دوم)

ویراستاری وارسال خبر: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر طاهره (لژیون یک) نگهبان سایت

همسفران نمایندگی تربت حیدریه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .