آقای مهندس، در سیدی آموزگار، مطلبی را مطرح نمودند که به تاریخ ۱۳۷۵/۱۱/۰۹ برمیگشت. سفر ایشان در تاریخ ۱۳۷۵/۱۱/۱۵ شروع شد و تقریباً این مطلب به ۶ روز قبل از آغاز سفر ایشان میرسد (سفر عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر) تحت عنوان؛ «آموزگار، مربی یا معلم» ایشان میفرمایند: تمام آموزشهای ما توسط مربی یا رب به ما منتقل میشود، ما فارسی صحبت میکنیم و در سایر کشورها هم به زبانهای مختلف. ما مسلمان هستیم و چون پدر و مادرمان مسلمان بودند ما هم مسلمانیم و اگر مسیحی یا هر دین دیگری داشتند، احتمال ۹۹/۹۹ درصد ما هم همان دین را داشتیم، چون خیلی کم پیش میآید کسی دینش را عوض کند. تمام خصوصیات ما از آداب و معاشرت، رفتارمان با دیگران همه به مربی و رب ما بستگی دارد و این خاصیت انسانها در حیات است. در حیوانات هم اینگونه است؛ شیر یا پلنگ شکار کردن به فرزندانشان میآموزند و پرندگان پرواز کردن. پس همه از معلم، آموزگار یا رب میآموزند. حال مثلثی را در نظر میگیریم که اضلاع آن شامل؛ آموزشدهنده ( آموزگار، رب، معلم ) آموزشگیرنده( شاگرد ) و ضلع سوم (متون آموزشی) میباشد.
آموزگار، معلم، رب یا مربی میتواند خوب یا بد باشد. آموزشها میتواند خوب یا بد باشد، درست یا غلط باشد، رهجو یا شاگرد هم میتواند خوب یا بد باشد. آموزگار و متون آموزشی ممکن است خوب باشند؛ ولی رهجو یا شاگرد یا فرزندِ ناخلف باشد، این دیگر بستگی به آرشیو دارد. پسر نوح با بدان بِنشَست، خاندان نبوتش گم شد...
ممکن است آموزگار و آموزش گیرنده (شاگرد یا رهجو) خوب باشند؛ ولی متون آموزشی که شاید در سطح جهانی هم تدریس و تأکید میشوند بهطوریکه ممکن است در جامعه چند صد میلیونی هم پذیرفته شوند، غلط و اشتباه باشند. البته همیشه هم این موضوع تعمدی نیست؛ بهخاطر این است که هنوز به آن علم واقعی نرسیدهاند. به طور مثال: متد درماناعتیاد در کنگره۶۰ در مقایسه با سایر روشها که در مراکز متعدد ترک اعتیاد، کمپها ،کمپهای لاکچری و گروههای همیاری و... صورت میپذیرد و گاهی هزینه آنها تا ۱۲۰۰۰۰ دلار هم میرسد؛ ولی ما میدانیم با اینکه این متدها در سطح جهانی هم شکل گرفتهاند، کاملا اشتباه و غلط هستند؛ اما تعمدی در این اشتباه نیست، بلکه راه صحیح پیدا نشده است و چون راه صحیح پیدا نشده است، همان راه غلط را ادامه میدهند. (جالب اینکه تعصب این روش غلط را هم می کشند) برای دانستن غلط یا درست بودن متون یا مطالب آموزشی؛ باید انسان جلوتر از نوشتارها و گفتارها باشد، تا به صحت و سُقم آن پی ببرد.
پس در هر موضوعی، اگر بخواهید صاحب نظر باشید؛ باید از آن موضوع جلوتر باشید؛ اما آموزگار هم مسئله مهمی است؛ آموزگار باید هم مملو از دانش و بینش باشد و هم مملو از محبت تا بتواند آموزشها و دانش خود را به درستی انتقال دهد، اگر متون درست باشد و آموزگار هم تمام متون را بلد باشد؛ ولی محبت نداشته باشد، نتیجه مطلوبی کسب نمیشود. در شروع صحبت با دیگران باید از کلمات مناسب و مثبت استفاده گردد تا انرژی مثبتی به دیگران انتقال دهیم و حال خراب خودمان را منتقل نکنیم.
نوشتارها، کتب، جزوات و نوشتن، تنها برای خودمان نیست، بلکه برای همگان است تا هر کسی پاسخ سوال و مشکل خود را در موضوعات مختلف با کاوشگری بیابد. آرشیو مثل یک کتابخانه است؛ یکی در دنیا و یکی در آخرت ( اگر به جهانهای دیگر معتقد باشیم ) مثل لوح محفوظ میماند. ما نمیدانیم حیات از کی شروع شده است و چند دوره از آن میگذرد (مهندس:" آنچه را که مجاز باشیم آموزش میدهیم")
برای آموزش دادن باید به درون اشخاص رفت تا ببینی درونش چگونه است و چه میطلبد. مثلا یک مصرفکننده مواد خواست درمان دارد یا دیگری برای درمان سیگار خواست دارد یا برای اضافه وزن. فرد ابتدا باید از خودش شروع کند و ببیند که درون خودش چه میخواهد. صور ظاهر و پنهان خود را با هم تطبیق دهد؛ یعنی مشکلات درون و بیرون خود را پیدا کند، رفع نماید تا بتواند در رفع مشکلات دیگران هم اقدام نماید. مانند زمینی که مملو از آشغال است، ابتدا زمین را از آشغالها پاک میکند تا بتواند بعد از پاکسازی در آن زمین بذری بکارد. « هر کاری میخواهید بکنید، مطالب را مکتوب نمایید و اگر نمیتوانید ۲ یا ۳ نفر شاهد بگیرید »
منبع: برداشت از سیدی آموزگار
نویسنده: همسفر مهشید راهنمای تازهواردین
رابط خبری: همسفر سپیده
ویرایش: همسفر ساناز رهجو راهنما همسفر فاطمه( لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
141