English Version
This Site Is Available In English

دروازه‌بان عشق و محبت

دروازه‌بان عشق و محبت

در کنگره60، خدمت فرصتی است برای آموزش گرفتن، خودشناسی و حرکت در مسیر رشد و دانایی. هر جایگاه خدمتی، تجربه‌ای تازه به همراه دارد و مرزبانی در کنار رعایت قوانین و حرمت‌ها، بستری برای تمرین صبر، مسئولیت‌پذیری، عشق و محبت است. در این گفت‌وگو با زوجی نشسته‌ایم که هر دو در جایگاه مرزبانی مشغول خدمت هستند و از تجربه‌های خود در مسیر درمان و رهایی، خدمت و مسئولیت‌پذیری و تأثیر آموزش‌های کنگره60 بر زندگی مشترک خود می‌گویند.

همسفر آزاده، همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی متادون وارد کنگره شدند. به روش DST و داروی OT به مدت 12 ماه و 21 روز، به راهنمایی مسافر علی و همسفر الهام سفر کردند. رشته ورزشی هر دو والیبال است. هم‌اکنون 9 سال است که از بند مواد به دستان پر مهر آقای مهندس رها هستند. همسفر آزاده بعد از رهایی در جایگاه‌های دبیری کارگاه، دبیری لژیون سردار، دبیری سایت، تایپیست، رابط خبری، طراح سؤال و مصاحبه‌کننده و ورزشبان والیبال خدمت داشته‌اند. ‌اکنون مشغول خدمت در جایگاه مرزبانی پارک نمایندگی نائین هستند.

در ادامه گفت‌وگوی ما با این زوج خدمتگزار را تقدیم حضورتان می‌کنیم.

از دیدگاه شما، مهم‌ترین مهارت ارتباطی یک مرزبان موفق برای پیشرفت شعبه و جذب تازه‌وارد چیست؟

مسافر 
از دیدگاه من، یک مرزبان صرفاً یک کنترل‌کننده نیست؛ بلکه یک دروازه‌بان عشق و محبت است. مرزبان باید میان حرمت، قوانین و مهربانی با رهجو تعادل برقرار کند. مرزبان موفق شخصی است که قبل از برخورد با خطا، علت رفتار را درک کند. جذب تازه‌وارد زمانی رخ می‌دهد که رهجو در برخورد اول، به‌جای ترس از قانون، احساس آرامش کند. یک مرزبان نیز با عشق و محبت کامل، آن تازه‌وارد را جذب خود، محیط و در نهایت جذب کنگره کند؛ همچنین بتواند آن حس خوبی را که خود مرزبان نسبت به کنگره دارد، به تازه‌وارد منتقل کند.

همسفر 
به نظر من، اخلاق، رفتار و شیوه برخورد شخص بسیار مهم است؛ مخصوصاً برای یک تازه‌وارد که شاید با حال ناخوشایندی وارد کنگره شده باشد و اصلاً نمی‌داند که قرار است، در کنگره چه اتفاقی برای آن‌ها بیفتد. اگر او با برخوردی سرد یا ناخوشایند روبه‌رو شود، نتیجه درستی را نخواهد داد و ممکن است آن فرد هرگز بازنگردد. یک مرزبان در کنار اجرای تمام قوانین، محبت را نیز سرلوحه خدمت خود قرار دهد. من این تجربه را بارهاوبارها در پارک شاهد  بوده‌ام.

نظر شما در مورد اینکه مسافر و همسفر هم‌زمان در یک جایگاه خدمتی قرار بگیرند چیست؟ اگر تجربه شیرینی دارید، عنوان کنید.

مسافر
اکنون من و همسفرم هر دو توفیق خدمت در جایگاه مرزبانی را پیدا کرده‌ایم. خدمت مرزبانی، خدمتی بسیار شیرین و عالی بوده است و ما توانسته‌ایم، تا حدودی ظرف وجودی خود را بزرگ‌تر کنیم. این خدمت تأثیر بسزایی در زندگی ما داشته و صبر ما را افزایش داده است. اگر چه من در شعبه و همسفرم در پارک خدمت مرزبانی را انجام می‌دهیم؛ اما در این مسیر، بسیار از یکدیگر آموزش می‌گیریم.

همسفر 
برای من تجربه بسیار خوبی است؛ زیرا من در پارک و مسافرم در شعبه، خدمت مرزبانی را داریم. یعنی هر دو در یک جایگاه خدمتی قرار داریم؛ اما در دو مکان متفاوت. بسیاری از مواقع با یکدیگر صحبت و از تجربه هم استفاده می‌کنیم؛ یعنی تجربه مسافرم در شعبه می‌تواند به پیشرفت پارک کمک کند و همیشه کمک‌حال یکدیگر بوده و هستیم؛ البته ما به‌خوبی می‌دانیم که مسائل مربوط به جایگاه را نباید، هیچ‌وقت وارد زندگی مشترک کنیم. این جایگاه باعث می‌شود که ما بیشتر سختی‌ها و مسئولیت‌های یکدیگر را در آن جایگاه خدمتی درک کنیم و بتوانیم همیشه با حس خوب و روی خوش، خدمت خود را ادامه دهیم.

به نظر شما، در کنار خدمت مرزبانی، چگونه می‌توان در زمان انجام مسئولیت، کیفیت درمان و انگیزه خدمت در رهجویان را بالا برد؟

مسافر
برای اینکه خدمت مرزبانی از وظیفه به درمان تبدیل شود، باید الگوسازی کنیم. مرزبان باید خود قوانین را با عشق و محبت اجرا کند تا انگیزه‌ای برای رهجوی دیگر باشد. شادی مرزبان در حین خدمت باید چنان باشد که در دل رهجویان انگیزه ایجاد کند. در مقابل، با اخلاق، رفتار و کردار درست به رهجویان بیاموزیم که رعایت قوانین محدودیت نیست؛ بلکه آزادشدن در فضای نظم است؛ زمانی که یک رهجو متوجه شود، نظم مرزبانی در واقع محافظ آرامش و آسایش اوست؛ قطعاً در او انگیزه به وجود خواهد آمد. ما باید بانظم و رعایت قوانین، با عشق و محبت، این انگیزه را در رهجو ایجاد کنیم.

همسفر
ما می‌توانیم بیشتر با رفتار خود این کار را انجام دهیم. اگر ما به‌موقع و به‌خوبی مسئولیت خود را انجام بدهیم و با علاقه خدمت کنیم، دیگران نیز این موضوع را می‌بینند. من در پارک مشاهده کرده‌ام که گاهی افراد در ابتدا فقط برای ورزش‌کردن حضور پیدا می‌کنند؛ اما زمانی که فضای پارک و خدمت‌ها را می‌بینند، خودشان علاقه‌مند می‌شوند؛ گاهی لازم نیست به اشخاص بگوییم که شما باید خدمت کنید، تنها کافی است کار کوچکی به آن‌ها بسپاریم و به ایشان اعتماد کنیم. این موقع است که ناخودآگاه انگیزه برای خدمت در آن‌ها بیشتر می‌شود. این مورد را من در پارک، به‌عنوان یک مرزبان، به‌خوبی لمس کرده و دیده‌ام؛ زمانی که خدمتی در پارک به یک همسفر داده می‌شود، هفته بعد با عشق به خدمت، با انرژی بیشتر و حس بهتری وارد پارک می‌شود.

دیده‌بانان سفیران کنگره، بر مدار عشق و محبت، همراه با رعایت‌کردن تمام قوانین و حرمت‌ها هستند؛ حال ما چگونه می‌توانیم رهرو راه این بزرگواران باشیم؟

مسافر
برای اینکه رهرو این مسیر نورانی باشیم، باید دو اصل، حضور آگاهانه و رعایت قوانین و حرمت‌ها را در خود ایجاد کنیم. یک دیده‌بان تمام مسائل را با چشم دل می‌بیند. ما نیز در هر لحظه باید حضور قلبی داشته باشیم. رهرو واقعی، شخصی است که حرمت‌ها را نه به چشم مانع، بلکه به چشم ستون‌های امنیتی می‌بیند و در رعایت آن‌ها بادقت و صبوری عمل می‌کند.

همسفر
با عمل‌کردن، نه‌تنها با حرف‌زدن! حرف و عمل ما باید در صور پنهان یکی باشد. همه ما می‌دانیم که محبت و رعایت حرمت‌ها خوب هستند؛ زمانی که شخصی با رفتار و کردار خود باعث ناراحتی من می‌شود، عکس‌العمل من مشخص می‌کند که چقدر توانسته‌ام آن آموزش‌ها را عملی کنم. برای خود من گاهی پیش‌آمده است که با قرارگرفتن در شرایطی بتوانم خود را کنترل کنم و همان موقع واکنشی نشان ندهم؛ ولی چند سال پیش که آموزش ندیده بودم، بسیار سریع واکنش نشان می‌دادم؛ اما به شکر خداوند، آموزش‌ها و قرارگرفتن در جایگاه‌های خدمتی، دانایی من را افزایش داد و ظرف وجودی من را بزرگ‌تر کرد. هر یک از ما اگر از درون خود شروع کنیم و به‌درستی به قوانین و حرمت‌ها عمل کنیم، می‌توانیم رهرو راه دیده‌بانان عزیز و بزرگوار باشیم.

چگونه می‌توانیم در هر جایگاهی که خدمت می‌کنیم، اول خود را پیدا کنیم و در ادامه به یک انسان مؤثر و مفید تبدیل شویم و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم؟

مسافر 
این مسیر از بازگشت به اصل شروع می‌شود. نظر من این است که باید اول، خود را پیدا کنیم؛ یعنی شناخت خویش، به طور مثال شناخت ‌استعدادها، نقطه‌ضعف‌ها و ارزش‌های درونی، بدون اینکه از شخصی تقلید کنیم. دانایی یعنی دانستن؛ اما دانایی مؤثر یعنی تغییردادن و کارها باید از دانستن محض به سمت عمل، به‌صورت منضبط، پیش برود. انسان مؤثر شخصی است که دانش خود را در قالب رفتارش و تربیت دیگران جاری می‌کند؛ یعنی زمانی که من چیزی را می‌دانم، باید آن  دانش را با لبخند، نظم و آرامش، منتقل کنم.

همسفر
من فکر می‌کنم که خدمت، انسان را با خودش روبه‌رو می‌کند؛ شاید قبل از خدمت فکر کنیم که مشکل از دیگران است؛ ولی زمانی که وارد جایگاه‌ خدمتی می‌شویم، متوجه می‌شویم که اول خود ما باید تغییر کنیم. برای خود من این‌گونه شد که متوجه شدم، قرار نیست، همه مثل من فکر کنند و تمام کارها آن‌طور که من دوست دارم انجام شود و این، خودِ رسیدن به دانایی مؤثر است.

از نگاه شما و باتوجه‌به سی‌دی دانایی و دانایی مؤثر، چه چیز موجب شده است تا جایگاه یک دیده‌بان با دیگر جایگاه‌ها در کنگره متمایز گردد؟

مسافر 
اول‌ازهمه، به تعریف دانایی رجوع می‌کنیم. دانایی، یعنی کسب اطلاعات. دانایی مؤثر، یعنی رسیدن به مرحله تشخیص. استاد امین می‌فرمایند: «دانایی مثل این است که شما یک علمی را دارید؛ اما در دانایی مؤثر، یعنی به مرحله تشخیص رسیده‌اید و می‌دانید که آن علم را در چه زمانی و در چه مکانی به مرحله اجرا برسانید.» دیده‌بانان همه به دانایی مؤثر رسیده‌اند و می‌دانند از آن علم و آگاهی که دارند، در چه زمان و چه مکانی استفاده کنند. برای همین است که آقای مهندس آن بزرگواران را ستون‌های کنگره60 معرفی کرده است و ما بایستی از آن عزیزان درس بگیریم.

همسفر
دیده‌بان به‌خاطر آن جایگاه خدمتی که دارد با دیگران فرق نمی‌کند؛ بلکه به‌خاطر آن میزان مسئولیتی که به او داده شده است، متفاوت است و مسائل را فقط از دیدگاه خود نمی‌بیند. خود من در طول خدمت در جایگاه مرزبانی متوجه شدم که گاهی یک تصمیم ممکن است، برای خود انسان راحت‌ باشد؛ اما به نفع دیگران نباشد؛ پس انسان باید چیزی را انتخاب کند که به نفع مجموعه و آن ساختار باشد. دیده‌بانان نیز به دلیل آگاهی و تجربه‌هایی که در طول سال‌ها خدمت خود، کسب کرده‌اند، توانسته‌اند این توانایی‌ها را در خود به وجود آورند و منافع کنگره را مقدم بر خواسته و منافع خودشان بدانند. برای من این موضوع بسیار قابل‌تأمل است که این خدمتی که انجام می‌دهیم، یک تمرین کوچکی باشد تا آرام‌آرام از خود فاصله بگیریم و بتوانیم برای دیگران هم مفید و مؤثر باشیم.

کلام آخر...

مسافر
سپاسگزارم خداوند هستم که کنگره را سر راه من قرار داد تا بتوانم آموزش بگیرم و یک فرصت دوباره به من داد تا بتوانم خدمت کنم. امیدوارم، بتوانم یک خدمتگزار خوب و لایق برای کنگره60 باشم. این هفته بزرگ را به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و تمامی دیده‌بانان تبریک عرض می‌کنم. از شما مصاحبه‌کننده محترم نیز تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من و همسفرم قرار دادید تا بتوانیم آموزش بگیریم.

همسفر
برای فرصتی که خداوند برای خدمت‌کردن به من داده است، شاکر و سپاسگزارم. مرزبانی برای من همسفر، انجام یک‌سری وظایف نیست؛ بلکه ابزاری برای شناخت بیشتر خویش است و به من کمک می‌کند تا مشکلات درونی خود را برطرف کنم؛ همچنین من و مسافرم به واسطه خدمت مرزبانی، توانستیم، بیشتر قدردان زحمات یکدیگر و عزیزانی که قبل از ما خدمت می‌کردند، باشیم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، تمام راهنمایان بزرگوار و تمامی عزیزانی که در این مسیر به من آموزش دادند تشکر می‌کنم. امیدوارم، هر آنچه را که در کنگره آموختم، فقط در مرحله حرف باقی نماند و بتوانم آن‌ها در زندگی خود به کار بگیرم.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: راهنمای تازه‌واردین همسفر طاهره
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین



 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .