English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_ پیوند در رهایی؛ روایتی از عبور و ساختن

گروه خانواده_ پیوند در رهایی؛ روایتی از عبور و ساختن

سلام بر جویندگان نور و حقیقت. در پسِ دشواری‌هایِ مسیرِ زندگی، گاه دریچه‌ای به سوی آرامش گشوده می‌شود. کنگره۶۰ همان حریم امنی است که انسان‌ها را برای ساختن دوباره خویش گردِ هم می‌آورد. امروز روایت‌گر داستان دو انسان هستیم که در تلاقیِ آموزش و خدمت، همراه یکدیگر شدند. این زوج، نه تنها مسیرِ رهایی را پشت سر گذاشتند؛ بلکه اکنون در جایگاه راهنمایی، چراغِ راه مسافران و همسفران دردمند هستند. هم‌سفر شدن در این وادی، نشان از عشقی دارد که از جنس آگاهی و خدمت است؛ پیوندی که در پرتوِ آموزش‌های کنگره۶۰، به کمال رسیده است.

(گفت‌وگویی با راهنما مسافر حسین و راهنما همسفر لیلا)

سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر. تخریب من در ده سال آخر مصرف بود و آخرین آنتی‌ایکس مصرفی من شیشه، شیره و متادون بود. یازده ماه سفر کردم به روش DST با داروی شربت OT، با راهنمایی راهنمای بزرگوار و گرانقدرم، آقا عبدالله صدیقی، از شعبه باباطاهر همدان به رهایی رسیدم. در ادامه، سفر نیکوتین را نیز با راهنمایی آقای محمدرضا کرمی از شعبه باباطاهر همدان انجام دادم. مدت رهایی من از مواد مخدر و نیکوتین، ۴ سال و ۵ ماه و ۱۵ روز است. در کنگره۶۰ نیز در رشته‌های ورزشی؛ والیبال و شنا فعالیت دارم.


زمانی که وارد کنگره۶۰ شدید، آیا هدف شما فقط رهایی از مصرف بود یا در طول مسیر، خواسته‌ها و اهداف بزرگ‌تری برای زندگی‌تان شکل گرفت؟

راهنما مسافر حسین:

وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، تنها هدفم ترک مصرف بود و شناختی از مفهوم درمان نداشتم. اما با آغاز مسیر، نگاهم تغییر کرد و فهمیدم هدف فقط قطع مصرف نیست؛ بلکه باید به درمان، تعادل و زندگی سالم رسید. خواسته من از «ترک اعتیاد» به «درمان اعتیاد» تبدیل شد. کنگره۶۰ به من آموخت تاریکی‌های زندگی را بشناسم و با آموزش و حرکت، آن‌ها را به روشنایی تبدیل کنم.


شما در ابتدا به خاطر پدرتان وارد کنگره۶۰ شدید. چه چیزی باعث شد بعد از مدتی، آموزش‌های کنگره۶۰ برای خودتان هم اهمیت پیدا کند و احساس کنید این آموزش‌ها می‌تواند در زندگی شما تأثیرگذار باشد؟

راهنما همسفر لیلا:

هدف اولیه‌ من از ورود به کنگره۶۰، همراهی و حمایت از پدرم در مسیر درمان بود؛ اما با دریافت آموزش‌ها، نگاهم تغییر کرد. دریافتم که کنگره۶۰ فضایی برای رشد همه‌ی اعضای خانواده است نه فقط مختص فرد مصرف‌کننده. این آموزش‌ها به من کمک کرد تا با آگاهی و تعادل بیشتری با چالش‌های زندگی روبه‌رو شوم و حالا کنگره برای من، مسیری فراتر از یک همراهی ساده، و بستری برای رشد شخصی و بهتر شدن کیفیت زندگی‌ام شده است.


در دوران سفر، چه تغییراتی در نگاه و رفتار خودتان احساس کردید که بعدها متوجه شدید فقط مصرفتان تغییر نکرده؛ بلکه خودتان هم در حال تغییر هستید؟

راهنما مسافر حسین:

در دوران مصرف و سال‌های ابتدایی سفرم، فردی پرخاشگر و تندخو بودم و رذایلی همچون کینه، نفرت، خشم، ترس، ناامیدی و منیت در وجودم پررنگ بود. با ورود به مسیر درمان در کنگره۶۰، به‌تدریج متوجه تغییرات درونی خود شدم. پس از هر جلسه، احساس می‌کردم خشم، نفرت، کینه و ترس در من کاهش یافته و امید و آرامشم افزایش می‌یابد. در ابتدا تصور می‌کردم هدف اصلی، صرفاً کاهش مصرف و رسیدن به رهایی است؛ اما در طول سفر دریافتم که هم‌زمان با کاهش مصرف در دوره‌های بیست‌ویک‌ روزه، افکار، احساسات و رفتارم نیز دستخوش تغییر می‌شوند. تاریکی‌هایی که سال‌ها با من همراه بودند، به‌تدریج کمرنگ شدند. در طول سفر آموختم که درمان واقعی تنها به رهایی از مصرف محدود نمی‌شود؛ بلکه به معنای تغییر و تعالی انسان است؛ تغییری که آن را هر روز و در هر جلسه به‌ وضوح احساس می‌کردم.


آموزش‌های کنگره۶۰ چه تغییری در نگاه شما نسبت به اعتیاد و فردی که سابقه مصرف داشته ایجاد کرد؟

راهنما همسفر لیلا:

آموزش‌های کنگره۶۰ به من آموخت که اعتیاد نقطه پایان نیست؛ بلکه مسیری است که می‌توان با آگاهی و حرکت از آن عبور کرد. یاد گرفتم که هیچ انسانی در تاریکی یا روشنایی مطلق ساکن نمی‌ماند و همان‌گونه که امکان سقوط وجود دارد، مسیر صعود نیز همواره باز است. این نگرش باعث شد تا فرد مصرف‌کننده را محکوم به وضعیت همیشگی ندانم و به جای قضاوت گذشته افراد، به امکان تغییر، بازگشت به تعادل و تلاش آنان برای رسیدن به روشنایی توجه کنم.


حسین‌ آقا بعد از رهایی برای خواستگاری از شما اقدام کردند. چه تغییری در شخصیت و رفتار ایشان بعد از رهایی دیدید که باعث شد به ایشان اعتماد کنید و پاسخ مثبت بدهید؟

راهنما همسفر لیلا:

دلیل اصلی اعتماد من به مسافرم، مشاهده مسیر درمانش از نزدیک بود. جدیت و نظم ایشان در سفر، نشان‌دهنده اراده قوی برای تغییر بود. در ادامه نیز، مشاهده مسئولیت‌پذیری مسافرم در جایگاه‌های خدمت‌گزاری کنگره۶۰، نشان‌دهنده رشد شخصیتی و حرکت او به سوی تعادل بود. مجموع این‌ها باعث شد تا با شناختی عمیق و اطمینانی قلبی، به ایشان اعتماد کنم و پاسخ مثبت دهم.

آیا قبل از ورود به کنگره۶۰ تصور می‌کردید روزی بتوانید بعد از رهایی، تشکیل خانواده بدهید و یک زندگی آرام و سالم داشته باشید؟ امروز نگاهتان به آینده چه تفاوتی کرده است؟

راهنما مسافر حسین:

در دوران مصرف و قبل از ورود به کنگره۶۰، با توجه به شرایطی که داشتم، هیچ‌گاه به تشکیل خانواده فکر نمی‌کردم. احساس می‌کردم در آن شرایط، ازدواج کردن ممکن است باعث آسیب و سیاه‌بختی فرد دیگری شود و به همین دلیل ترجیح می‌دادم وارد چنین مسئولیتی نشوم؛ اما بعد از رهایی، نگاه من کاملاً تغییر کرد. در کنگره۶۰ همسر مورد نظرم را پیدا کردم و این را یکی از برکت‌ها و نعمت‌های بزرگی می‌دانم که به واسطه کنگره۶۰ وارد زندگی‌ام شد. امروز آینده را روشن‌تر و زیباتر می‌بینم و امیدوارم بتوانم همسر و در آینده پدر بهتری باشم و تا زمانی که توان و نفس دارم، در خدمت انسان‌هایی باشم که نیازمند کمک و خدمت هستند.


خیلی‌ها ممکن است تصور کنند ازدواج با فردی که سابقه اعتیاد داشته، ریسک بزرگی است. آموزش‌ها و شناختی که در کنگره۶۰ به دست آورده بودید، چگونه در این تصمیم به شما کمک کرد؟

راهنما همسفر لیلا:

بله، طبیعتاً ازدواج با فردی که سابقه اعتیاد داشته، می‌تواند برای هر فردی با نگرانی و تردیدهایی همراه باشد؛ اما شناختی که من از کنگره۶۰ و مسیر درمان به دست آورده بودم، باعث شد این موضوع را صرفاً از روی ترس و قضاوت‌های بیرونی نگاه نکنم.من توانستم با شناختی که از مسیر درمان، رفتار و تغییرات حسین‌ آقا به دست آورده بودم، این تصمیم را با دیدی منطقی‌تر و اطمینان بیشتری بگیرم.


آیا در مسیر درمان و زندگی، زمانی بوده که مطلبی را می‌دانستید اما نمی‌توانستید به آن عمل کنید و بعد با افزایش دانایی مؤثر توانستید آن را در زندگی اجرا کنید؟ اگر بله، چه مثالی می‌زنید؟

راهنما مسافر حسین:

بله. همه ما حتی قبل از مصرف می‌دانستیم که مواد مخدر می‌تواند زندگی انسان را به سمت تاریکی، بی‌نظمی و نابسامانی ببرد، اما صرفاً دانستن این موضوع باعث نمی‌شد بتوانیم رفتارمان را تغییر دهیم. در مسیر کنگره۶۰، با آموزش، تفکر و تجربه به‌تدریج فهمیدم که برای تغییر واقعی، باید دانایی خودم را افزایش بدهم. همان‌طور که استاد امین می‌فرمایند، اگر یک‌پنجم به دانایی اضافه نشود، نمی‌توان یک‌پنجم از مواد یا دارو را کم کرد. من نیز با رشد تفکر، تجربه و آموزش و رسیدن به دانایی مؤثر، توانستم به‌تدریج مصرف مواد و داروی خود را کاهش دهم و هم‌زمان خشم، ترس، منیت و ناامیدی را نیز کم‌رنگ کنم و در نهایت به حال خوش و تعادل برسم.


کنگره۶۰ چگونه به شما کمک کرد که دانایی فقط در حد دانستن و شنیدن مطالب باقی نماند و به «دانایی مؤثر» تبدیل شود؟ آیا نمونه‌ای از این موضوع را در زندگی مشترکتان تجربه کرده‌اید؟

راهنما همسفر لیلا:

آموزش‌های صحیحی که در کنگره۶۰ دریافت کردم، در کنار کنجکاوی و حرکتی که خودم در این مسیر داشتم، باعث شد مطالبی که می‌آموختم تنها در حد دانستن و شنیدن باقی نماند. برای من، زمانی آموزش معنا پیدا کرد که توانستم آن را در عمل تجربه کنم و در موقعیت‌های مختلف زندگی به کار بگیرم. به این ترتیب، دانسته‌هایم به‌تدریج از مرحله اطلاعات و آگاهی عبور کرد و به مرحله‌ای رسید که بتوانم از آن‌ها در عمل استفاده کنم؛ همان چیزی که از آن به عنوان «دانایی مؤثر» یاد می‌کنیم. یکی از تجربه‌های مهم من در این مسیر، رسیدن به جایگاه‌های خدمتی در کنگره۶۰ بود. خدمت کردن برای من فرصتی ایجاد کرد تا آموخته‌هایم را به شکل عملی تجربه کنم و ببینم دانایی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که بتواند در رفتار و عملکرد انسان نمود پیدا کند.


اگر بخواهید با تجربه‌ای که از دوران مصرف، درمان و زندگی امروزتان به دست آورده‌اید، با فردی صحبت کنید که هنوز درگیر مصرف است و فکر می‌کند دیگر نمی‌تواند اعتماد، ازدواج و آینده خوبی داشته باشد، چه پیامی برای او دارید؟

راهنما مسافر حسین:

اگر بخواهم با فردی که هنوز درگیر مصرف است صحبت کنم، قبل از هر چیز خودم را مثال می‌زنم. از گذشته‌ام برای او می‌گویم و توضیح می‌دهم که من هم روزی شرایط سختی داشتم و شاید تصور نمی‌کردم بتوانم زندگی سالم و متعادلی داشته باشم، اما با ورود به کنگره۶۰ و حرکت در مسیر درمان، تغییرات بزرگی در زندگی‌ام اتفاق افتاد. به او می‌گویم اگر من توانستم تغییر کنم، او هم می‌تواند. کنگره۶۰ می‌تواند مسیر تازه‌ای برای او باشد؛ مسیری که در آن می‌تواند حال خوش، آرامش، اعتماد و یک زندگی سالم و متعادل را تجربه کند. کافی است حرکت کند و خودش را در جایگاه انسان‌هایی ببیند که پیش از او این مسیر را طی کرده و به رهایی رسیده‌اند.

 

بعد از ازدواج، کدام آموزش یا آموخته‌ای که در کنگره۶۰ به دست آوردید، بیشتر از همه در زندگی مشترکتان به کمک شما آمده است؟

راهنما همسفر لیلا:

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای من در زندگی مشترک، یادگیری صبر و درک درست مسائل بود. آموزش‌های کنگره۶۰ به من آموخت که در شرایط مختلف، آرامش خود را حفظ کنم و پیش از هرگونه واکنش، فرصتی برای فکر کردن و درک عمیق‌تر موقعیت‌ها داشته باشم. با به کارگیری این آگاهی، متوجه شدم که بسیاری از چالش‌ها تنها با کمی صبر و درک متقابل قابل مدیریت هستند؛ موضوعی که نقش بزرگی در ایجاد آرامش و تعادل در زندگی من ایفا کرد.

طراح سوال و مصاحبه‌کننده: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
عکاس و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رزن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .