جلسه یازدهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی راهنما محترم همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر صالحه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «دانایی، داناییمؤثر و سواد» روز دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز توانستم در جمع شما دوستان شعبه کریمان باشم، دیدن هملژیونیهای عزیزم و دوستانی که مدت سه سال با هم در یک شعبه بودیم انرژی و حال خوبی را به انسان منتقل میکند خدا را شکر میکنم که امروز این شرایط نصیب حال من شد سپاسگزار آقای مهندس بنیانگذار این سیستم هستم و تشکر و قدردانی میکنم از همه خدمتگزاران شعبه از مرزبانان محترم از راهنما مسافرم و راهنما خودم خانم محیا عزیز؛ همچنین از خانم صالحه عزیز که استادی جلسه را به من واگذار کردند بسیار قدردانی و سپاسگزاری میکنم.
دستور جلسه در مورد دانایی، دانایی مؤثر و سواد است، سواد یعنی بهدست آوردن یکسری اطلاعات و آگاهیها در مورد یک موضوع خاص یک موضوع تخصصی؛ اما آیا سواد دانایی است؟ خیر؛ بنابراین سواد با دانایی خیلی فرق میکند. همه ما تلاش میکنیم فرزندان باسواد تربیت کنیم؛ آیا برای دانا شدن آنها هیچ تلاشی میکنیم؟ آیا برای دانا شدن خودم و خانوادهام هیچ تلاش و زحمتی دارم؟ چکار باید بکنم که دانا باشم؟ این را ما در کنگره یاد گرفتهایم؛ باید تفکر داشته باشیم من هر چالش و مسئلهای که در زندگی با آن روبهرو میشوم باید در مورد آن تفکر کنم؛ نه فکرهای جورواجور یک فکر منسجم و هدفمند، فرزند هم همینطور، میتوانم قدرت تفکر را در آن پرورش بدهم چطوری؟ اگر فرزندم با مشکلی روبهرو میشود من سریع به آن نگویم که فرزندم تو این کار را انجام بده، راه شما این است، بیاییم و نظر خودش را بپرسم و بگویم که نظر خودت چه است؟ خودت چه فکری میکنی چه کار کنیم بهتر است، این باعث پرورش قدرت تفکر فرزندم میشود.
ما در کنگره یاد گرفتیم که تفکر قدرت مطلق حل نیست من باید با انسانهای دیگر در ارتباط باشم من باید با اشخاص دیگر در تعامل باشم به این میگویند تجربه، در تعامل با افراد دیگر باعث میشود تجربه من بالا برود؛ وقتی جایگاههای مختلف را تجربه میکنم در گروههای مختلف هستم باعث میشود تجربه من بالا برود که برای فرزندم چکار کنم؟ فرزندان تا سن ۱۰ تا ۱۲ سالگی باید بگذاریم خیلی چیزها را خودشان تا یک سن مشخصی تجربه کنند، تا تجربه نکند من هر چیز هم بگویم متوجه نمیشود، به فرزند کوچکم، میگویم این داغ است دست نزن تا یک دفعه نرود و دست نزند و دستش نسوزد، هیچ وقت معنی داغی را متوجه نمیشود گاهی اوقات بگذارید آنها هم یک چیزهایی را تجربه کنند؛ ولی تجربه هم تا یک سنی است و بعضی تجربهها از ۱۲ سال به بالا ممکن است تجربه کردن آن ریسک باشد این هم شد تجربه؛ اما عمر من کوتاه است عمر من کفاف نمیدهد که من بخواهم همه چیز را تجربه کنم در همه گروهها بروم و همه چیز را تجربه کنم.
گاهی اوقات لازم است که من از تجربه دیگران استفاده کنم، در اینجا وارد بحث آموزش میشود، یعنی من باید یک کسی که یک تجربهای را داشته الان بیام از تجربه آن استفاده کنم یعنی باید خودم را در جایگاه شاگردی قرار بدهم همین لژیونها که ما مینشینیم خودش یک آموزش است و آموزش را میتوانیم از همه جا دریافت کنیم فقط اگر من آموزشپذیر باشم استاد و مربی برای من از در و دیوار میریزد اگر من آموزشپذیر باشم فرزندم میتواند مربی من باشد، چطوری؟ حالا مثال میزنم اتفاقی که امروز صبح افتاد، فرزندم با دوستش دعوا کرد، یعنی در حد کتک کاری، بعد از دعوا حرفهایشان را به هم زدند، داد هم زدند و بعد از ده دقیقه من دیدم که آشتی کردند مثل یک دوست کاملاً صمیمی، این داشت چی به من میگفت؟ گفت؛ ببین دعوا کردند، حرفهایشان هم زدند؛ اما هیچ چیز در دلشان نماند، آشتی هم کردند و از هم کینه ندارد.
اگر انسان آموزشپذیر باشد از در و دیوار برای او آموزش میریزد، حالا ما که در لژیون نشستیم و صحبت میکنیم بحث مربوط به خودش را دارد، پس شد یک مورد تفکر، تجربه و آموزش، ما یاد گرفتیم که اینها باید متعادل باشند یعنی من فقط نمیتوانم ضلع تفکر بپردازم و هر مشکلی پیش میآید بگویم من فکر میکنم و حلش میکنم یا فقط خودم را بدهم به بند آموزش بگویم از این کلاس به آن کلاس از این دوره به آن دوره، اگر بخواهم خودم را وقف آموزش کنم این هم جواب نمیدهد من باید هر سه ضلع را هم وزن و متعادل پیش ببرم، یعنی سه تا اضلاع مثلث مثل هم باشند در این مسیری که میخواهم دانایی خودم را بالا ببرم یک موانعی هم میآیند سر راه من باید ترسهایم را کنار بگذارم، اگر من هیچ امیدی به آینده نداشته باشم هیچ وقت دست به تجربه نمیزنم و از تجربههای دیگران هم استفاده نمیکنم.
برای اینکه بخواهم آموزش بگیرم باید منیت خودم را کنار بگذارم باید آموزشپذیر باشم؛ باید درمانپذیر باشم و بتوانم چشم بگویم، اگر جایی اشتباه کردم باید بتوانم عذرخواهی کنم این موانع را اگر بتوانم از سر راه خودم بردارم و این اضلاع مثلث با هم متعادل رشد کنند آنوقت میتوانم بگویم من شخص دانایی هستم و به دانایی رسیدم؛ وقتی دانا بشوم چه اتفاقی میافتد؟ اتفاقی که میافتد این است که قدرت تشخیص خواستههای شما بالا میرود، یعنی چه؟ یعنی من میتوانم بفهمم که خوب و بد چیست، چه چیزی به نفع من است و چه چیزی نیست، چه چیزی حق است و چه چیزی باطل. میتوانم تشخیص بدهم که آمدن به کنگره به نفع من است یا به ضرر من، یا اینکه رفتن به فلان جلسه برایم خوب است یا نه. یعنی وقتی دانا شدم، میتوانم بهراحتی تشخیص بدهم که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، برای دانایی هم زمان زیاد ندارد یعنی سواد یک تحصیل دانشگاهی آکادمیک که یک مدت ۷ سال، ۸ سال، ۱۰ سال، تحصیل دانشگاهی دارد تمام میشود؛ ولی من نباید هیچ وقت خودم را بینیاز از دانایی بدانم تا لحظه آخر که من در این هستی هستم هر لحظه باید تلاش کنم دانایی خودم را افزایش بدهم.
آیا من دانا شدهام دیگر کار تمام است؟ خیر میگوید؛ «قیمت گوهر شود پیدا بر گوهرشناس/ قدر ما در پای میزان عمل پیدا شود» یعنی مهم این است که من دانایی خودم زیاد شد عقل من میخواهد فرمان بدهد مهم این است که این فرمانی که میخواهد صادر شود، عملی اجرا کنم قدر من آن موقعی بالا میرود و ارزش من آن موقع صعود میکند و بالا میآید این است که من هرچه از طریق دانایی یاد گرفتم بتوانم بهصورت عملی انجام بدهم و برای همین هم فکر کنم که جناب مهندس بحث دانایی را بعد از وادی ششم آورده است که حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملاً اجرا کنیم، پس زمانی من دانایی و فرمانهایی را که از طرف عقل صادر میشود و عملی انجام دادم آن موقع میتوانم تأثیر و نتیجه دانایی خودم را ببینم و این تأثیر دانایی را میگویند؛ داناییمؤثر، یعنی نتیجه کار شما دیده شده است.
اضلاع شما متعادل است و موانع را هم رفع کردید، حال اگر بخواهید نتیجه و اثر آن را ببینید این میشود داناییمؤثر؛ باید حتماً چیزهایی که یاد گرفتی عملاً اجرا کنید که در وادی ششم مطرح شده است و معجزه آن موقع در زندگی ما اتفاق میافتد، یعنی آن لحظه که دانایی مؤثر داریم گرهها باز میشود آنموقع است که اگر یک فشار زندگی روی من آمد، یک فشاری روی شانههای من سنگینی کرد، اقدامات عجولانه انجام نمیدهم و آن تصمیم درست را بهمرحله عمل در میآورم. امیدوارم که همه ما بتوانیم به این دانایی دست پیدا بکنیم و برای رسیدن به دانایی تمام تلاش خودمان را در این مسیر انجام بدهیم.
اهداء لوح تقدیر اعضاء لژیون سردار

در ادامه قدردانی از مسئول آبدارخانه دوره قبل و معرفی مسئول جدید


مرزبانان کشیک: همسفر مکرمه و مسافر حمید
تایپیست و ویراستاری: همسفر فاطمه(ک) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
244