هفتمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز به استادی راهنما همسفر میترا، نگهبانی همسفر مریم، دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» در روز دوشنبه ۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه و ایجنت همسفر مرضیه سپاسگزارم که اداره جلسه را به من واگذار کردند. امیدوارم در کنار شما عزیزان، امروز نیز برای من سرشار از آموزش باشد. خوشحالم که بار دیگر این توفیق نصیبم شد که در خدمت شما عزیزان باشم. بعضی از چهرهها برای من آشنا هستند و بعضی دیگر را امروز برای نخستین بار می بینم. امیدوارم همهی شما عزیزان در مسیر کنگره ثابتقدم باشید. در ابتدای سخنم، هفتهی دیدهبان را خدمت آقای مهندس، خانم آنی بزرگ، خانوادهی محترم مهندس دژاکام، دیدهبانهای گرامی و همه اعضای کنگرهی ۶۰ تبریک و شادباش عرض میکنم. امیدوارم همه ما بتوانیم به بهترین شکل از دیدهبانهای عزیز تشکر و قدردانی کنیم. البته به نظر من، مهمترین تشکر و قدردانی این است که به فرامین و قوانین کنگره احترام بگذاریم و آنها را در زندگی خود رعایت کنیم.
دستور جلسهی امروز «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. در عصر تکنولوژی و ارتباطات، سواد یکی از ابزارهای مهم دانستن است و در بسیاری از امور زندگی روزمره به کمک ما میآید. اگر سواد نداشته باشیم یا از سواد کافی برخوردار نباشیم، انجام بسیاری از امور عادی زندگی برایمان دشوار خواهد شد؛ اما شاید این سؤال برای ما پیش بیاید که چرا بعضی افراد با وجود داشتن سواد و تحصیلات، در بسیاری از مسائل نمیتوانند بهدرستی موضوعات را درک کنند یا تصمیم مناسبی بگیرند؟ جدا از اینکه کیفیت و میزان سواد اهمیت دارد، مسئله اینجاست که ممکن است سواد و اطلاعات در وجود من باشد؛ اما دانایی در کنار آن شکل نگرفته باشد؛ بنابراین، میزان دانایی انسان را نمیتوان تنها با میزان سواد، ظاهر، جایگاه اجتماعی و حتی میزان تمدن او سنجید. دانایی انسان به لباس پوشیدن و ظاهر او نیز ارتباطی ندارد.
همانطور که آقای مهندس در کتاب «۶۰ درجه» میفرمایند: «بایستی انسانی اندیشید.» یعنی نوع تفکر و اندیشهی من اهمیت دارد؛ اینکه چگونه به مسائل نگاه میکنم، چگونه آنها را بررسی میکنم و در برابر آنها چه تصمیم و انتخابی دارم؛ اما دانایی چیست؟ دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل، لباس و حجابی که داشته باشند. اگر من بتوانم ماهیت خواستههایم را تشخیص بدهم و بدانم هر خواسته مرا به کدام سمت هدایت میکند؛ یعنی در مسیر دانایی قرار گرفتهام. دانایی یک مثلث دارد که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش است و زمانی میتوان گفت: دانایی در انسان شکل گرفته که این سه ضلع در کنار یکدیگر رشد کنند. سواد بدون دانایی میتواند به این معنا باشد که فقط ضلع آموزش رشد کرده باشد. یعنی من آموزش دیدهام و اطلاعاتی دارم؛ اما شاید هنوز بسیاری از آنها را تجربه نکرده باشم؛ ممکن است بعضی مسائل را فقط بهصورت تئوری بدانم؛ اما در میدان عمل با چالشهای آن روبهرو نشده باشم.
از طرف دیگر، انسانهایی هستند که شاید سواد زیادی نداشته باشند؛ اما از نظر دانایی در جایگاه بسیار بالایی قرار گرفته باشند. این افراد ممکن است تحصیلات زیادی نداشته باشند؛ اما در زندگی قدرت تشخیص و درک بالایی پیدا کردهاند. این افراد در مسیر زندگی از مثلث جهالت یعنی ترس، ناامیدی و منیت عبور کردهاند و با رشد مثلث دانایی، یعنی تفکر، تجربه و آموزش، توانستهاند نگاه درستتری نسبت به مسائل پیدا کنند. برای مثال، یک کشاورز را در نظر بگیریم که شاید تحصیلات دانشگاهی زیادی نداشته باشد؛ اما سالها در زمینهی کشاورزی فعالیت کرده است. او فنون کار خود را آموخته، آنها را تجربه کرده و از دل همین تجربهها به مهارت و تشخیص رسیده است؛ بنابراین ممکن است از نظر سواد رسمی در سطح بالایی نباشد؛ اما در حوزهی کاری و زندگی خود از دانایی و تجربهی ارزشمندی برخوردار باشد؛ اما دانایی مؤثر چیست؟ دانایی مؤثر، یعنی دانستههای خود را کاربردی کنم؛ یعنی آنچه را میدانم، در عمل به کار بگیرم. ممکن است من بدانم صبر کردن خوب است، اما زمانی که با یک مشکل روبهرو میشوم، نتوانم صبر کنم. ممکن است بدانم نباید قضاوت کنم؛ اما در اولین برخورد درباره دیگران قضاوت کنم. اینجا دانستن وجود دارد؛ اما هنوز دانایی به مرحله اثرگذاری نرسیده است.
دانایی مؤثر زمانی شکل میگیرد که دانستههای من از ذهنم خارج شوند و در رفتار، انتخابها و عملکرد من دیده شوند. در سیدی «سواد» یاد میگیریم که اگر انسان از وقایع و اتفاقاتی که برایش رخ میدهد درس بگیرد، نگاه او نسبت به آن وقایع تغییر میکند. وقتی انسان بتواند اصل مطلب را درک کند، میتواند از آن اتفاق آموزش بگیرد و به دانایی بیشتری برسد. زمانی که ما درحیطهی آزمایش قرار میگیریم و با سختیها و چالشهای زندگی روبهرو میشویم، اگر دانایی کافی نداشته باشیم، ترس و ناامیدی میتواند وارد زندگی ما شود و حتی ما را از مسیر اصلیمان متوقف کند. سختیها معمولاً با درد و رنج همراه هستند و رسیدن به موفقیت همیشه بهسادگی اتفاق نمیافتد. زمانی میتوانم از یک سختی عبور کنم که بتوانم از آن آموزش بگیرم و دانایی خود را افزایش دهم. در کنگره، منِ همسفر، قبل از ورود به این مسیر هم سواد داشتم و هم تصور میکردم که دانایی دارم؛ اما به مرور متوجه شدم که بسیاری از دانستههای من، دانایی مؤثر نبوده است و یاد نگرفته بودم چگونه دانستههایم را در زندگی کاربردی کنم؛ اما وقتی وارد کنگره شدم و در مسیر آموزش قرار گرفتم، با کمک راهنما یاد گرفتم که به دانایی خود عمق بیشتری بدهم و آن را در زندگی به کار بگیرم. وقتی بتوانم دانایی خود را کاربردی کنم، تغییر ابتدا از درون خودم آغاز میشود. نوع نگاه من تغییر میکند، انتخابهایم تغییر میکند و به دنبال آن، رفتار و نتایج زندگیم نیز تغییر خواهد کرد. آنجاست که میتوانم اثر آموزشها را در زندگی خود ببینم.
درسی که من از این دستور جلسه میگیرم این است که این دستور جلسه به من کمک میکند نقاط ضعف خودم را ببینم و از خودم بپرسم که در کدام قسمت نیاز به رشد بیشتری دارم. آیا به آموزش نیاز بیشتری دارم؟ آیا باید از تجربههای گذشته ام درس بیشتری بگیرم؟ یا لازم است نوع تفکر و نگاه خودم را اصلاح کنم؟ من باید تلاش کنم همیشه مثلث دانایی را در نظر داشته باشم؛ مثلثی که اضلاع آن، یعنی تفکر، تجربه و آموزش، در کنار یکدیگر رشد کنند. آموزش ببینم، تجربه کنم، درست تفکر کنم و مهمتر از همه، آموختههایم را در زندگی به اجرا درآورم؛ تا بتوانم دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.

مرزبان کشیک: همسفر سارا
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
119