امروز جلسه سیزدهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی نمایندگی حسنآباد با استادی مسافر محمدمهدی، نگهبانی مسافر سردار و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» در تاریخ دوشنبه ۹شهریور ۱۴۰۵ ساعت ١۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان محمدمهدی هستم مسافر. ابتدا از خداوند شاکر و سپاسگزار هستم که این توفیق را به من داد که امروز در خدمت شما باشم و به شعبه حسنآباد بیایم. از این بابت بینهایت سپاسگزارم و از ایجنت محترم، نگهبان و مرزبانها که من را به این شعبه دعوت کردند، تشکر میکنم. از آقا جعفر خیلی ممنونم. افتخار شاگردی ایشان را در پارک طالقانی، حدود چهار، پنج سال پیش داشتم. در لژیون ویلیام وایت بودم و در خدمت ایشان آموزش میگرفتم. از آقا حجت هم که من را دعوت کردند، باز هم سپاسگزارم. خیلی خوشحالم. به شعبه تازهتأسیس حسنآباد شادباش میگویم و امیدوارم روزبهروز شاهد پیشرفت و سربلندی این شعبه باشیم. در پیامها اگر دقت کرده باشید، میگوید کنگره۶۰ به برکت نیروی مافوق شکل گرفته است. نیروی مافوق چه کسانی هستند؟ چه چیزی هستند؟ نیروی مافوقی داریم که در مسیر روشنایی برای تکتک ما زحمت میکشند. نگهبانان هستند و دست من محمد، نیست که هر کاری بخواهم انجام بدهم. باید به من اجازه داده شود که مثلاً الان در خدمت شما باشم و در این جایگاه بنشینم. این موضوع برای خود من ثابت شده است. در رابطه با دستور جلسه میگوید: دانایی، دانایی مؤثر و سواد. یعنی سه کلمه که پشت سر هم آمدهاند. دانایی چیست؟ دانایی مؤثر چیست؟ یک تجربه کوتاه از خودم بگویم. من چندین سال است که در کنگره هستم و سفر کردهام. یک بار سفر کردم و دوباره از کنگره رفتم. چندین سال دور بودم و دوباره آمدم و مرتب میرفتم و میآمدم.
من دانایی داشتم. وقتی وارد کنگره شدم، تا حدودی متوجه سیستم ایکس شدم. فهمیدم که بدن یک سیستم شبهافیونی دارد که از داخل کار میکند و این سیستم از کار افتاده و مواد بیرونی جای مواد درونی بدن را گرفته است؛ به جایی رسیده بودم که مجبور بودم مواد را از بیرون وارد بدنم کنم و دیگر از داخل تولید نمیشد. این یک دانایی بود و من این موضوع را میدانستم. پس چرا این دانایی به من کمک نکرد که دوباره خراب نکنم؟ چرا باعث نشد که بروم، بمانم و درمانم را کامل کنم؟ چون در حد یک دانایی بود. میگوید دانایی زمانی اتفاق میافتد که شما این دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کنید؛ یعنی آن را به مرحله عمل برسانید. در جهانبینی و جزوه دکتر امین، دانایی یک مثلث دارد: تفکر، تجربه و آموزش. این سه ضلع باید با هم در کنگره رشد کنند. همانطور که مثلث دانایی داریم، یک مثلث هم مقابل آن قرار میگیرد که مثلث جهالت است. مثلث جهالت شامل ترس، منیت و ناامیدی است. هرکدام از این سه ضلع، در مقابل یکی از اضلاع دانایی قرار میگیرد و مانع رشد انسان میشود. مثلاً ترس در مقابل تفکر قرار میگیرد و نمیگذارد انسان رشد کند. یک مسافر میآید و میخواهد پله کم کند، اما ترس سراغش میآید و میگوید: کم نکن، الان نه، چه اتفاقی میافتد؟ مثلاً شب از پادرد نمیتوانی بخوابی. در کنگره یاد گرفتهایم که در بعضی مواقع باید به دل ترس برویم. مثلاً وقتی زمان بیستویک روز میشود و پله باید کم شود، آن یکپنجم کم میشود و یکپنجم به آگاهی فرد اضافه میشود. زمانی که این اتفاق میافتد، همان کارخانههایی که گفتم، از درون شروع به راهاندازی شدن میکنند. این یعنی دانایی؛ دانایی وقتی ارزش واقعی پیدا میکند که در زندگی اجرا شود و نتیجه خودش را نشان دهد.
دانایی را با سواد نمیشود یکی کرد. سواد به نظر من یک موضوع جداست. من افرادی را دیدهام که مقطع فوقلیسانس داشتهاند و حتی دکتر بودهاند، اما مصرفکننده شدهاند. این افراد سواد داشتند و درس خوانده بودند؛ پس چطور مصرفکننده شدند؟ بنابراین سواد بهتنهایی کافی نیست. دانایی؛ یعنی یادگیری قوانین و یادگیری چگونه زیستن. در کنگره۶۰ ما یک دانایی و یک جلودار داریم؛ یعنی یک استاد واقعی به نام مهندس حسین دژاکام. ایشان هر کاری که میگویند، برای آن تحقیق میکنند و زحمت میکشند. آقای مهندس شبانهروز برای کنگره زحمت میکشند، وقت خودشان را میگذارند و داناییای را که خودشان کسب میکنند، در همین سیدیها و جزوات به ما آموزش میدهند. حالا وظیفه من چیست؟ وظیفه من این است که قدردان کنگره۶۰ باشم. این مکان واقعاً مکان زیبایی است. حالا اگر بخواهم یک مثال بزنم، در ایران باستان، زمانی که میخواستند دعا کنند، لباس سفید میپوشیدند، آتش روشن میکردند و با خدا ارتباط برقرار میکردند. اگر ساختار کنگره را نگاه کنید، میبینید که این ساختار با ساختار اصلی به شکلی با همدیگر درآمیخته شده و یک ارتباطی با هم دارند. وظیفه من مسافر این است که بیایم، آموزش بگیرم و خودم هم بروم تحقیق کنم. اینجا جای بسیار مقدسی است؛ چون هم اعتیاد درمان میشود، هم روان من درست میشود و هم جهانبینی من رشد میکند.
این سه موضوع در کنار هم به من کمک میکنند که زندگی بهتری داشته باشم و آموزشهایی را که میگیرم، در زندگی خود به اجرا دربیاورم. باز هم در آخر میخواهم از برادران خدمتگزار اینجا تشکر کنم. انشاءالله هرچه زودتر شاهد باشیم که تازهواردهای بیشتری وارد شعبه شوند. آقای مهندس هم میگویند: تازهواردها مثل گل یاس هستند که وارد کنگره میشوند. امیدوارم این افراد هرچه زودتر از نیروهای اهریمنی و تاریکیهایی که مواد مخدر ایجاد کرده فاصله بگیرند و وارد مسیر درمان شوند. امیدوارم شاهد این باشیم که شعبه حسنآباد شلوغتر و پویاتر شود. خدا را شکر که همین حالا هم دوستان عزیز کمکم در حال آمدن هستند و این نشانه خوبی است. امیدوارم این روند ادامه پیدا کند و افراد بیشتری وارد این مسیر شوند، آموزش بگیرند، به درمان برسند و بتوانند این آموزشها را در زندگی خودشان کاربردی کنند. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، ممنونم.
برگزاری اولین دوره آزمون نمایندگی حسنآباد

(1).jpg)
تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
64