جلسه نهم از دوره یازدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ، نمایندگی قشم به استادی راهنما مسافر ابوذر ، نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه ( هفته دیده بان) در روز پنجشنبه ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ در محل دانشگاه خوارزمی رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود .
خلاصه سخنان استاد ؛


خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار دارم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم در هفته دیدهبان زمانی که سفر اولی بودم این لطف نصیبم شد که قبل از رسیدن به رهایی در جشن دیدهبان برای اولین بار آقای سلامی را ببینم ارتباطی که در همان لحظه با ایشان گرفتم برای من درس بسیار مهمی بود من از ایجنت شعبه شنیده بودم که جناب آقای مهندس بنیانگذار کنگره برای اینکه این سیستم به روز باشد و کارهای کنگره ۶۰ بهتر و موفقتر انجام شود نیاز به افرادی دارد که دست به دست هم بدهند تا این ساختار درست کار کند دیدهبانها در قانونگذاری و نظارت بر شعب نقش دارند و اگر مشکلی در شعب و نمایندگیها وجود داشته باشد برای رفع آن اقدام میکنند تا قبل از اینکه آقای سلامی را ببینم در ذهن خودم تصور میکردم که یک رئیس قرار است به شعبه قشم بیاید که در جایگاه بسیار بالایی قرار دارد و با تشریفات به استقبال ایشان میروند و فکر میکردم این موضوع شبیه بیرون از کنگره است اما آن روز که در سفر اول بودم به همراه دیگر مسافران در سالن پایین مشغول نصب تصاویر چهارده وادی بودیم و با میخ به دیوار میکوبیدیم شخصی وارد سالن شد سلام و خدا قوت گفت و من هم در جواب تشکر کردم برای اولین بار بود که ایشان را میدیدم و به دلم نشست با خودم گفتم شاید این بنده خدا همراه دیدهبان است و جلوتر آمده تا ببیند در شعبه چه خبر است ایشان رفتند بعد از آقا رضای ربیعی پرسیدم یک نفری آمدند و سلام و علیک کردند ایشان چه کسی بودند در جواب گفتند مگر شما آقای سلامی را ندیدهاید گفتم والا یک نفری آمدند سلام و خدا قوت گفتند و رفتند من جناب آقای سلامی را تا به حال ندیدهام آقا رضا گفت ایشان آقای سلامی دیدهبان محترم بودند آن لحظه برای من خیلی عجیب بود چیزی که در ذهن خودم از یک جایگاه بالا تصور کرده بودم دیدم در کنگره دقیقاً برخلاف آن چیزی است که تصور میکردم.
در کنگره از زمانی که آمدم و آموزش گرفتم و شناخت بیشتری پیدا کردم دیدم سیستم کنگره شبیه درخت است هرچه ثمر بیشتری داشته باشید افتادهتر هستید این را در ایجنت شعبه هم دیده بودم چون راهنمای سفر اولم بودند و در طول سفر مشکلاتی برای من پیش آمد که ایشان بزرگوارانه برای کمک به من زحمت کشیدند وقتی دیدهبان را دیدم و شناخت من نسبت به دیدهبانان بیشتر شد فهمیدم بیشترین بار کنگره بعد از جناب آقای مهندس بر دوش این دیدهبانهاست هر کدام بخشی را مدیریت میکنند و واقعاً کار سختی دارند اما بدون هیچ مزدی و خالصانه در کنگره خدمت میکنند.
برای من جالب بود وقتی به ساختمان سیمرغ رفتم دیدهبانهای محترم مانند دیگر خدمتگزاران مشغول خدمت بودند و اگر برای اولین بار به ساختمان سیمرغ در تهران رفته باشید میبینید که دیدهبانان با دیگر خدمتگزاران فرقی ندارند و هرکدام در قسمتی مشغول خدمت هستند پیشنهاد میکنم وقتی برای رهایی به تهران رفتید به ساختمان سیمرغ هم بروید و خدمات این عزیزان را از نزدیک مشاهده کنید و ببینید برای رهایی تکتک اعضا چه تلاشهایی صورت میگیرد.
ویرایش، تائپ و ارسال : مسافر سجاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
31