دلنوشته مسافر مهدی از لژیون دوم:
خدا را شکر میکنم که در طول سفرم این دومین بار است که سعادت دیدار یک دیدهبان را پیدا میکنم؛ اما این بار اتفاقی برای من افتاد که شاید برای خیلیها ساده باشد، ولی برای من بسیار ارزشمند بود. در لژیون ما قرار شد هرکدام از ما دلنوشتهای برای دیدهبان محترم بنویسیم و این سعادت نصیب من شد که چند خط از دل خودم بنویسم.
آقای دیده بان عزیز، من و برادران هم لژیونیام، دست بوس زحمات شما هستیم و از شما سپاسگزاریم.
من در اینجا آموختم که تمام زندگی بر مبنای محبت بنا شده است. امروز با چشمان خودم میبینم که زحمات بیدریغ شما و تمام خدمتگزاران کنگره، باعث ساختن زندگیهایی میشود که روزی در دنیای ناامیدی و تاریکی قرار داشتند.
خدا را شکر میکنم که اگرچه من با تخریب وارد این مسیر شدم، اما امروز میبینم که این مسیر، برای من تبدیل به راهی برای رسیدن به سعادت و آگاهی شده است. البته از گذشته خودم راضی نیستم، اما امروز خوشحالم که در حال ساختن همان زندگیای هستم که همیشه آرزویش را داشتم. احساس میکنم خواست خداوند این بوده که امروز در رودخانه سعادت و خوشبختی، با آرامش حرکت کنم.
گفتند برای آقای دیدهبان یک دلنوشته بنویسید. من هم از نیروی مطلق کمک گرفتم تا بتوانم خودم باشم و حرفی را از دل جان بنویسم.
هرچه در سفرم جلوتر میروم و بیشتر با شما و زحماتتان آشنا میشوم، بیشتر به این فکر میکنم که اگر تلاشهای شما در کنار آقای مهندس، جناب دکتر امین و خانواده محترمشان نبود، ما امروز در چه جایگاهی قرار داشتیم؟
اگر این علم، این روش درمان و این آموزشهای کامل، ساده و بینقص به ما نمیرسید، آیا من امروز میتوانستم اینگونه نسبت به خودم، جسمم، روانم و جهان هستی آگاهی پیدا کنم؟
امروز میفهمم که چقدر در گذشته ناآگاه بودم و حتی از بسیاری از مسائل مربوط به جسم و وجود خودم اطلاعی نداشتم. اما کنگره ۶۰ به من آموخت که انسان میتواند از ناآگاهی عبور کند و به دانایی و آگاهی برسد.
من به خوبی میدانم که قدردان شما و تمام زحمتکشان کنگره ۶۰ هستم. از من خیالتان راحت باشد؛ قول میدهم در رکاب کنگره ۶۰ و راهنمای عزیزم، آن خوبیهایی را که در حق من شده است، با خدمت به خلق خدا جبران کنم.
قول میدهم تا زمانی که توان دارم، در مسیر آموزش و خدمت حرکت کنم و نام کنگره ۶۰ را با سربلندی به دوش بکشم.
شاید نتوانم آنطور که باید و شاید، زیبا و درست صحبت کنم، اما این چند خط را از دل خودم نوشتم. امیدوارم به بزرگواری خودتان کم و کاستیهای این دلنوشته را ببخشید.
در پایان، از خداوند بزرگ سپاسگزارم که فرصت حضور در کنگره ۶۰ و قرار گرفتن در مسیر آموزش، خدمت و محبت را به من داد.
از شما و همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ صمیمانه سپاسگزارم.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
59