اولین جلسه ازدوره یازدهم کارگاه های آموزش عمومی کنگره 60 با استادی دیدهبان محترم مسافر علی مجدیان، نگهبانی ایجنت محترم مسافر غفار و دبیری مرزبان محترم مسا فر کامران با دستور جلسه "هفته دیده بان" روز دوشنبه 9 شهریور ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
.JPG)
سخنان استاد:
سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز این فرصت فراهم شد تا در مورد دستور جلسه در خدمت شما باشم.
دستور جلسه امروز، هفته دیده بان است و پیرامون دستور جلسه صحبت می کنم. جایگاه دیده بان؛ شرح وظایفی دارد که احتمالا، هم در نوشتارها خوانده شده و هم این که تا حدودی با کاری که دیده بان انجام می دهد آشنا هستید. این که چگونه انتخاب می شوند و دوره آن چقدر است و چگونه دوره اش به پایان می رسد و چه کار عمومی انجام می دهد. شورای دیده بانان؛ در واقع مانند مجلس قانون گذاری است.
آقای مهندس، امسال تاکید بیشتری روی این موضوع که از گذشته های کنگره صحبت شود، دارند؛ به این دلیل که شرایطی که امروز می بینیم را بتوانیم با گذشته مقایسه نماییم. خیلی از دغدغه هایی که بیست سی سال پیش وجود داشت به لطف خدا، امروز وجود ندارد و شاید کسانی که امروز به کنگره می آیند قدر این داشته ها را ندانند و فکر کنند که این شرایط طبیعی است و همیشه هم بوده است. آب، برق، کولر، سیستم گرمایش و شرایطی که اکنون داریم؛ فکر می کنیم این ها طبیعی است و نمی دانیم که پول این ها از کجا می آید و در ادامه چگونه اداره خواهند شد.
به همین دلیل، در خصوص این موارد توضیح می دهیم تا بتوانیم تصویری از گذشته کنگره بسازیم که هر کدام از این نعمت هایی که خدمتتان عرض کردم با چه خون دل هایی به دست آمده و چه کسانی در این راه چه بهای سنگینی پرداخت نموده اند تا به این نقطه رسیدیم؛ از خدمتگزاران کنگره، از راهنمایان کنگره، از این که گروه همسفران چگونه تشکیل شد و ساختمانی که کنگره در آن فعالیت داشت. آقای مهندس بارها اشاره کردند زمانی که آمدند و ساختمان آکادمی را پلمپ کردند، ما رفتیم و در پیاده رو یک قالیچه پهن کردیم و آنجا نشستیم. این فقط یک تصویر است و آن تصویری که در پارک طالقانی آمدند و آن زمین فنس شده را از ما گرفتند و جایی که زمین فوتبال بود را گفتند باید محل تیراندازی بشود.
با چه تدبیری و با چه نگاهی ما به این نقطه رسیدیم و با چه نگاهی و با چه توانی ما از آن بحران ها عبور کردیم. این ها تمام تدابیری بود که آقای مهندس اندیشیدند و نقطه ای بود که ایشان روزی که کنگره را شروع کردند این نقطه را می دیدند. مواردی که من خدمتتان عرض کردم؛ چیزهایی بود که من ملاحظه نمودم و به سختی از آنها گذشتم. راهنمایانی که آن زمان لژیون های بسیار پُر جمعیتی داشتند و بدون اغراق 40 تا 50 تا رهجو داشتند و آن راهنما رفت و هروئین مصرف کرد و تمام آن رهجوها را به جای مرغزار به مسلخ هدایت نمود و همه را با خودش به زیر آب برد؛ از روزی که مواد مصرف کرد حتی یک نفر از آن 50 نفر دیگر در کنگره نماندند. دیده بان هایی بودند که از مسیر کنگره منحرف شدند آن زمانی که من وارد کنگره شدم دیده بانی بود به نام مهندس، اسم کوچک ایشان مهندس بود همیشه هم با کیف سامسونت و کت شلوار و ضاهر ؛آ راسته در شعبه حاضر می شد. جناب مهندس را هم با اسم کوچک صدا می کردند یه جایی رفتند و به آقای مهندس گفتند من تا اینجا با شما همراه بودم اما از این به بعد همراه شما نیستم، آقای مهندس پرسیدند چرا؟ گفتند چون من شما را قبول ندارم، حرف های شما را قبول ندارم، آقای مهندس هم چنان از آن فرد به نیکی یاد می کند و می گوید آن شخص آنقدر مردانگی داشت که در مقابل خودم آن حرف ها را زد.
چرا که کسانی بودند که از اسم کنگره سوء استفاده کردند مدارک کنگره را شبانه به سرقت بردند مهرها، سربرگها و نوشته ها را بردند و در واقع به خودشان و جایی که به آنها خدمت کرده بود خیانت کردند.
یا راهنمایی که در جایگاه نگهبانی به قدری هروئین مصرف کرده بود که در جلسه سرش به میز می خورد و چرت می زد، من هم ردیف اول نشسته بودم واز دیدن این صحنه وحشت کرده بودم؛ اینها همه قابل تحمل بود اما یک سری اتفاق ها در کنگره افتاد که قابل تحمل نبود. یک بار اتفاقی افتاد که من به شدت به هم ریختم تا جایی که دستانم می لرزید، من هم در آن موضوع نقشی نداشتم اما مسئولیتی داشتم که باید پاسخ می دادم، خدمت آقای مهندس رسیدم و توضیح دادم .
در این شرایط، آقای مهندس لبخندی زدند و گفتند خیلی مهم نیست و حالا یک اتفاقی افتاده است و بعد چهره شان جدی شد و گفتند آن روزی که من می خواستم کنگره را شروع کنم خودم را برای صفر تا صد آماده کرده بودم و بعد دوباره تاکید کردند صفر تا صد. صفرش به نظر ما زمانی بود که آمدند و ساختمان کنگره را پلمپ کردند و تمام مدارک و سیستم ها را به همراه خود آقای مهندس به اداره اطلاعات بردند.
شاید آقای مهندس برای بدتر از این هم آماده شده بودند. صدش هم آن جایی است که همه ما از آقای مهندس تعریف می کنیم و کوچک ترین تغییری در رفتار و گفتار ایشان نمی بینیم و مثل یک وزنه سنگین که یک تلنگر کوچکی به آن می خورد و هیچ وقت آن وزنه سنگین از جایش تکان نمی خورد و حتی آن وزنه های کوچک را از حرکت باز می دارد.
به همین دلیل است که ما در کنگره احساس آرامش می کنیم و به حال خوب می رسیم به دلیل اینکه ریشه ای که ما مثال می زنیم یا محوری که تمام این چرخ دنده را می چرخاند بسیار قدرتمند است و از قبل خودش را آماده کرده؛ ولی شاید من برای آن آماده نباشم؛ ایشان دانسته وارد این بازی شده اند ولی ما همه ندانسته وارد این بازی شدیم. من به عنوان یک دیده بان که نزدیک 30 سال مشغول خدمت هستم همچنان ساحل را در خیلی از جاها نمی بینم؛ ولی آنقدر به آقای مهندس اعتماد دارم که وقتی می گویند من ساحل را می بینم آماده پیاده شدن هستم.
آن روزی که ساختمان آکادمی را گرفتند آقای مهندس این تدبیر را اندیشیدند که ما باید روی پای خودمان از نظر مالی بایستیم و آنجا موضوع کمک های مالی اعضاء به این صورتی که ساختمانی قابل خریداری بشود مطرح شد. من آن زمان در امور مالی خدمت می کردم و ما افکار دیگری داشتیم و کارهای متفاوتی انجام می دادیم؛ مثل چاپ برگه هایی با مبالغ مختلف به شکل تقدیر نامه. آقای مهندس فرمودند چند روز من فکر می کنم و بعد تصمیمی در این مورد می گیرم و بعد لژیون های مالی و لژیون سردار پایه گذاری شد و به این گونه که الان هست ادامه پیدا کرد.
در همان مکان، اکنون کنگره صاحب چندین ساختمان است که دفاتر مرکزی کنگره است. ساختمان سیمرغ، مربوط به آقایان مسافر است و ساختمان ققنوس هم در اختیار خانم های همسفر هستند و ساختمان رز هم مربوط به خانم های مسافر هستند و ساختمانی که اخیرا در حال تجهیز است برای آقایان همسفر.
خدا را شکر می کنم که ما زمین هایی را بوسیله نمایندگی ها خریداری کردیم و زمینی که اخیرا توسط خود شما خریداری شده و به امید خدا در یکی دو سال آینده هم ساخته بشود و ما وارد مکانی بشویم که برای خودمان باشد.
من این هفته را به همه شما در راس به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می گویم. همچنین به سایر همکارانم و دیده بانان محترم. انشاالله در هر جایگاهی که خدمت می کنیم بهره لازم از آن خدمت را ببریم و در انتهای خدمت آورده ای برای ما داشته باشد و جایگاه ما از نظر فکری و ذهنی تغییر کرده باشد..JPG)
.JPG)

(2).JPG)
(1).JPG)
.JPG)
(1).JPG)
.JPG)
.JPG)
(1).JPG)
تایپ: مسافر مهدی
ویرایش: مسافر علی
بار گزاری: مسافر محسن
عکس: مسافر علیرضا
مرزبان خبری: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
892