جلسه چهارم از دوره یازدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به استادی دستیار دیده بان محترم مسافر وحید و نگهبانی موقت مسافر میثم و دبیری موقت مسافر سعید با دستور جلسه * دانایی، دانایی موثر، سواد * روز دوشنبه ۹ شهریور ماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
دیده بانی برای ما در کنگره ۶۰، دو بخش مهم دارد. بخش اول، شناخت جایگاه دیدهبانان و هفته دیدهبان است و بخش دوم، سپاسگزاری از این عزیزان.
در هفته دیدهبان، ابتدا باید شناخت پیدا کنیم که شورای دیدهبانان چه کاری انجام میدهند و چه میزان زحمت میکشند. ما گاهی برای نوشتن یک سیدی در طول هفته به سختی زمان میگذاریم؛ اما باید ببینیم یک دیدهبان چه میزان مسئولیت و کار بر عهده دارد.
بعد از شناخت، مرحله بعدی سپاسگزاری است؛ سپاسگزاری از انسانهایی که بستری را برای حرکت و رشد ما فراهم کردهاند و شبانهروز در حال خدمت هستند.
من خودم در جریان بخشی از این زحمات هستم. برای مثال، آقای صدیقی از اصفهان برای خدمت به ساختمان سیمرغ میآیند. گاهی ساعت یک شب حرکت میکنند تا صبح دوشنبه به تهران برسند، چندین ساعت در سیمرغ خدمت میکنند و دوباره بعدازظهر به سمت اصفهان حرکت میکنند. یعنی برای انجام یک خدمت، بخشی از شب و روز خود و حتی زمانی را که میتوانند در کنار خانواده باشند، صرف میکنند.
این تنها یک نمونه است. عزیزانی برای خدمت به شهرهایی مانند آبادان و اهواز میروند و مسافتهای طولانی را طی میکنند. اما سؤال اینجاست که برای چه کاری؟ برای خدمت.
برای اینکه مسیر را برای یک انسان دیگر باز کنند؛ انسانی که شاید امروز در تاریکی و رنج قرار دارد و هنوز راهی برای خروج از آن پیدا نکرده است.
در کنگره ۶۰، همه جایگاهها در نهایت برای یک نفر خدمت میکنند؛ برای همان تازهواردی که وارد کنگره میشود. راهنما، مرزبان، دیدهبان، ایجنت، دستیار و تمام کسانی که در جایگاههای مختلف هستند، هر کدام بخشی از مسیر را برای او آماده میکنند تا بتواند از تاریکی خارج شود و جاده نور را پیدا کند.
بنابراین، جایگاه دیدهبانی جایگاه بسیار مهمی است و طبیعی است که در هفته دیدهبان، شناخت و سپاسگزاری خودمان را نسبت به این عزیزان بیشتر کنیم.
اما بخش دیگری که در این دستور جلسه برای من بسیار مهم است، ارتباط آن با دانایی است.
ما در کنگره با مثلث دانایی آشنا هستیم: آموزش، تفکر و تجربه.
.jpg)
من وارد کنگره میشوم و آموزش میبینم. این میشود ضلع آموزش. بعد درباره آن آموزشها فکر میکنم؛ یعنی ضلع تفکر. اما ضلع سوم که بسیار مهم است، تجربه است. یعنی باید آن چیزی را که آموزش گرفتهام و دربارهاش تفکر کردهام، در زندگی اجرا کنم.
در سیدی خوشبختی و همچنین در صحبتهای استاد درباره فهم در کلام، نکته بسیار زیبایی مطرح میشود. اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، زمانی میتوانم بفهمم که چیزی را واقعاً فهمیدهام یا نه که بتوانم آن را در عمل اجرا کنم.
یعنی اگر میخواهم بدانم موضوعی را فهمیدهام، باید ببینم آیا مجری آن موضوع هستم یا خیر.
انسان زمانی واقعاً یک موضوع را میفهمد که بتواند آن را اجرا کند. این همان چیزی است که ما به آن دانایی مؤثر میگوییم.
به نظر من، دیدهبانان به مرحلهای از این دانایی مؤثر رسیدهاند که بخش بزرگی از مسئولیتهای کنگره را بر عهده گرفتهاند.
اگر بخواهیم یک تصویر از این موضوع داشته باشیم، میتوانیم ستونهای یک ساختمان را تصور کنیم. بسیاری از مسائل و مشکلات کنگره بر دوش همین ستونها قرار دارد.
در بخش تازهواردین، افرادی که با شال سبز در سراسر کشور فعالیت میکنند، نیاز به مدیریت و ساماندهی دارند. کنگره ۶۰ شعب زیادی در سراسر کشور دارد و طبیعی است که این حجم از خدمت و فعالیت نیازمند یک سیستم مدیریتی منظم باشد.
در قسمت راهنماها نیز تعداد زیادی راهنما در سراسر کشور مشغول خدمت هستند و باید برنامهریزی، آموزش و مدیریت شوند. در بخش مرزبانان نیز تعداد زیادی از عزیزان در شعب مختلف مسئولیت دارند و این مجموعه نیازمند مدیریت و نظارت است.
این هنر مدیریت در کنگره ۶۰ است که چنین مجموعه بزرگی را به شکلی منظم و هماهنگ اداره میکند.
حتی اگر روزی ، تمام سوابق گذشته افراد مصرفکننده را جلوی درب شعب کنگره قرار بدهند، باز هم در شعب کنگره شاهد درگیری و بینظمی نیستیم. در پارکها و شعب، انسانهایی که ممکن است در گذشته مشکلات بسیار زیادی داشتهاند، در کنار یکدیگر با آرامش زندگی و خدمت میکنند.
این اتفاق، نتیجه همان تفکر و روش مدیریتی و آموزشی است که در کنگره شکل گرفته است.
روش DST و متد کنگره ۶۰، روشی منحصر به فرد است و بخش بزرگی از اجرای آن بر عهده دیدهبانان است؛ بخش دیگری بر عهده راهنماها، مرزبانان، ایجنتها، دستیاران و تمام خدمتگزارانی است که هر کدام در جایگاه خودشان مسئولیتی را بر عهده دارند. حتی کسی که سر ساعت وارد جلسه میشود، سر ساعت جلسه را ترک میکند و قوانین و حرمتها را رعایت میکند، ممکن است خودش متوجه نباشد که چه خدمت بزرگی انجام میدهد. چون در کنگره، روش اصلی الگو بودن است.
تازهوارد زمانی که برای اولین بار وارد شعبه میشود، قبل از اینکه آموزش زیادی دریافت کند، شروع به نگاه کردن میکند. رفتار افراد را میبیند، نوع پوشش آنها را میبیند، نظم جلسه را میبیند و از همین طریق با کنگره ارتباط برقرار میکند. اگر از آنچه میبیند خوشش نیاید، ممکن است برود؛ اما وقتی نظم، احترام، محبت و خدمت را میبیند، کمکم این الگو در ذهن او شکل میگیرد.
بعد از آن، هر فرد خودش انتخاب میکند که تا کجا میخواهد در مسیر خدمت حرکت کند. یکی تا دبیری میآید، دیگری دبیر میشود، یکی نگهبان میشود، دیگری مرزبان، راهنما، ایجنت یا دستیار میشود. مسیر باز است. اما نکته مهم این است که من باید آن چیزهایی را که آموزش گرفتهام و فهمیدهام، در عمل اجرا کنم.
وقتی اجرا کردم، آن وقت است که دانایی من مؤثر شده است. ما همیشه مثالهایی مانند رونالدو را میزنیم. شاید فکر کنیم فقط یک نفر میتواند به آن جایگاه برسد، اما واقعیت این است که بسیاری از انسانها میتوانند به موفقیت برسند؛ به شرط اینکه همان میزان تلاش را انجام دهند. رونالدو فقط به خاطر استعدادش رونالدو نشده است. سالها تمرین و تلاش کرده و ساعتهای زیادی از زندگی خود را برای آن کار گذاشته است.
اگر انسان دیگری هم با همان جدیت و استمرار تمرین کند، میتواند به جایگاه بسیار بالایی برسد. در کنگره هم همینطور است. راه برای همه باز است. فقط باید ببینم من چقدر آموزش میگیرم، چقدر تفکر میکنم و مهمتر از همه، چقدر آن آموزشها را در زندگیام اجرا میکنم. امیدوارم همه ما بتوانیم از آموزشهایی که در کنگره دریافت میکنیم، به دانایی مؤثر برسیم و در جایگاهی که قرار گرفتهایم، بهترین خدمت را انجام دهیم. در پایان، هفته دیدهبان را به تمام دیدهبانان محترم کنگره ۶۰ تبریک میگویم و از زحمات و خدمات شبانهروزی این عزیزان صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
همچنین امیدوارم برکت این خدمات ، شامل حال همه سفر اولیها و سفر دومیها و تمام انسانهایی شود که در مسیر رنج و تاریکی قرار دارند.
در این شهر و شهرهای دیگر، انسانهای دردمندی هستند که شاید هنوز کنگره ۶۰ را نمیشناسند و حتی آدرس آن را نمیدانند.
امیدوارم هرچه سریعتر کارت دعوت کنگره به دست این عزیزان برسد، وارد این مسیر شوند و بتوانند از آموزشها و خدمات کنگره استفاده کنند.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
117