برداشتی از سیدی «آموزگار 2»
جناب مهندس در سیدی «آموزگار ۲» میفرمایند: انسان موجودی است که دائماً از طریق آموختن و آموزش گرفتن از مربی، مطالب را یاد میگیرد. همینطور ایشان میفرمایند گفتهها باید با عمل یکسان باشد؛ از کوچکترین فرد تا بزرگترین، یعنی ظاهر و باطن انسان باید یکی باشد.
اگر آموزگار خود نداند که چه چیزی را تدریس میکند و نسبت به آن آگاهی نداشته باشد، هرگز نخواهد توانست شاگرد خوبی تربیت کند. وقتی گوینده نمیداند چه میگوید، شنونده چه چیزی میتواند بفهمد؟ برای مثال، استادی که نمیداند چه چیزی را تدریس میکند و فقط از روی جزوه مطالب را مینویسد و خودش نیز موضوع را بهدرستی درک نکرده است، چگونه انتظار دارد شاگرد یا دانشجو آن مطلب را متوجه شود؟
در گروههای خودیاری که به افراد مصرفکننده کمک میکنند تا اعتیاد خود را درمان کنند، اگر خودِ افراد دانش و آگاهی کافی در این زمینه نداشته باشند، نمیتوانند آموزش درستی ارائه دهند.
انسان باید ابتدا خودش و وجود خودش را پیدا کند؛ یعنی به عبارتی «خویش خویشتن» را بیابد. ابتدا باید مسائل درونی خود را بهصورت علنی حل کند و برای حل مشکلات، آنها را مورد بررسی و شناخت قرار دهد.
شخصی که وارد کنگره میشود، باید بدون کموکاست مسائل و مشکلات خود را مطرح کند تا راهنما بتواند با آموزشهایی که از کنگره گرفته است، به او کمک کند تا سفر خود را بهدرستی به پایان برساند.
همچنین باید بیاموزیم زمانی که دو نفر با یکدیگر صحبت میکنند، وارد بحث و گفتوگوی آنها نشویم و شخصیت خود را حفظ کنیم؛ در غیر این صورت، این رفتار نشانه نادانی و ناآگاهی است.
یکی از نشانههای نادانی این است که فرد هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد؛ مانند شخصی که خودش مواد مصرف میکند، اما میخواهد مشکل اعتیادش را به گردن دیگران بیندازد. انسان باید مسئولیت کارهای خودش را بپذیرد.
زمانی که کسی به شما بدی میکند و شما او را نمیبخشید، چگونه انتظار دارید که مورد بخشش قرار بگیرید؟ افرادی که صالح باشند و باطن خوبی داشته باشند، باید به انسانهایی که نیازمند محبت هستند کمک کنند.
تمام انسانهایی که دست به خودکشی میزنند، مشکل محبت دارند. بیمحبتی باعث میشود بسیاری از انسانها دچار سرخوردگی شوند. پس باید بیاموزیم که با دیگران با محبت و مهربانی صحبت کنیم.
مسافر قدرت _ لژیون نهم _ نمایندگی ایمان
تنظیم و ارسال: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
82