دهمین جلسه از دوره چهل و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه حر به استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر اسماعیل با دستور جلسه دانایی ، دانایی مؤثر و سواد در تاریخ نهم شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت هفده آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمود هستم مسافر.
در ابتدا خدا را شکر میکنم که این جایگاه نصیب من شد تا هم خدمت کنم و هم آموزش بگیرم. از آقای مهندس و همه دستاندرکاران کنگره، از بالا تا پایین، که خودم هم یکی از همین اعضا هستم، تشکر میکنم.
درباره دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»، دوستان در روزهای قبل خیلی خوب درباره دانایی و دانایی مؤثر صحبت کردند. من میخواهم بیشتر درباره قسمت «سواد» صحبت کنم، چون خودم در زندگی تجربهاش کردم و بابت نداشتن سوادِ لازم، ضربه هم خوردم. به نظر من سواد فقط مدرک دانشگاهی یا چیزهایی که در مدرسه و دانشگاه یاد میگیریم نیست. هر کاری که انجام میدهیم، سواد مخصوص خودش را میخواهد. مثلاً من باید سواد اقتصادی داشته باشم، سواد کاری داشته باشم و در کاری که انجام میدهم، اطلاعاتم را بهروز کنم، من حدود پانزده سال پیش یک فروشگاه و یک کار تولیدی داشتم. چند سال اول همه چیز خیلی خوب پیش میرفت؛ فروش خوب بود، خرید خوب بود و کارم رونق داشت. شاید حدود شش، هفت سال با همان روش قبلی خوب کار کردم و همین باعث شد فکر کنم روش کاری من درست است و نیازی به تغییر ندارم، اما در همین مدت، دنیا و بازار داشت تغییر میکرد. دستگاههای جدید و تجهیزات جدید وارد بازار شدند، ولی من چون هنوز فروشم خوب بود، احساس خطر نکردم. با خودم میگفتم وقتی کارم دارد خوب پیش میرود، پس حتماً دارم درست کار میکنم، در صورتی که مشکل من این بود که سواد کارم را بالا نبرده بودم و خودم را با شرایط جدید بهروز نکرده بودم. دستگاههای من هنوز سنتی بود و من با همان روش قدیمی ادامه میدادم.
نتیجه این شد که شاید طی چند سال توانسته بودم کارم را آرامآرام بالا ببرم، ولی وقتی شرایط بازار عوض شد، در مدت خیلی کوتاهی با یک سقوط شدید روبهرو شدم؛ آنقدر سریع که خودم حتی متوجه نشدم از کجا ضربه خوردم.
بعدها فهمیدم مشکل فقط بازار یا دیگران نبودند؛ بخش بزرگی از مشکل خود من بودم. من سواد اقتصادیام را بالا نبرده بودم و دانش مربوط به کارم را بهروز نکرده بودم.
به نظرم این موضوع در زندگی امروز خیلی مهم است. همین گوشیای که الان دست ماست، اگر استفاده درست از آن را بلد نباشیم، خودش میتواند برای ما مشکلساز شود. پس حتی برای استفاده از یک گوشی هم باید سواد و آگاهی لازم را داشته باشیم.
اینجاست که من ارتباط سواد با دانایی و دانایی مؤثر را بهتر میفهمم. ممکن است من اطلاعات زیادی داشته باشم، کتابهای زیادی خوانده باشم یا حتی مدرک بالایی داشته باشم، اما اگر نتوانم آن دانستهها را در زندگی به کار بگیرم، هنوز دانایی من مؤثر نشده است.

به نظر من دانایی واقعی زمانی خودش را نشان میدهد که بتوانم آموزش را از ذهنم به عمل تبدیل کنم. یعنی اگر فهمیدم باید خودم را بهروز کنم، واقعاً این کار را انجام بدهم؛ اگر فهمیدم باید اشتباهاتم را اصلاح کنم، قدمی برای اصلاح بردارم.
در کنگره هم فقط دانستن کافی نیست. ما میآییم آموزش میگیریم، کتاب میخوانیم، سیدی گوش میدهیم، مشارکت میکنیم؛ اما اصل کار این است که این آموزشها را وارد زندگی کنیم.
من اگر سالها درباره نظم، صبر، مسئولیتپذیری و فرمان عقل بدانم، ولی در عمل همان آدم قبلی باشم، این دانایی هنوز مؤثر نشده است.
در نهایت فکر میکنم سواد واقعی یعنی دانستنِ چیزی که برای مسیر زندگی من لازم است، و دانایی مؤثر یعنی بتوانم آن دانسته را در جای درست به کار بگیرم.
خدا را شکر میکنم که کنگره به من یاد داده فقط دنبال جمع کردن اطلاعات نباشم، بلکه سعی کنم آموزشها را تبدیل به عمل کنم و هر روز خودم را یک قدم به جلو ببرم.ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
.jpg)
تصویر و متن : مسافر بهروز
بارگذاری : مسافر علی
مرزبان کشیک : مسافر مهدی
مرزبان خبری : مسافر حامد
- تعداد بازدید از این مطلب :
89