جلسه هفتم از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزش خصوصی ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخبهایی، با استادی همسفر حمید، نگهبانی همسفر عباس و دبیری همسفر صادق با دستور جلسه «دانایی و دانایی مؤثر؛ سواد» شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۰۷ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم یک همسفر.
عرض ادب و احترام خدمت همسفران عزیز. از اینکه فرصت خدمت در این جلسه را در اختیار من قرار دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
همانطور که اطلاع دارید، دستور جلسه در مورد «دانایی مؤثر» است و من نیز در حد وسع و توان خود، آنچه از این موضوع برداشت کردهام و بخشی از تجربیات خودم را بیان میکنم.
در مورد مثلث دانایی که شامل آموزش، تفکر و تجربه است، زمانی میتوانیم معنای واقعی آن را درک کنیم که بین این سه ضلع، تعادل برقرار باشد و در هیچکدام افراط یا تفریط ایجاد نشود؛ تا هر سه ضلع مثلث بتوانند در کنار یکدیگر رشد کنند.
در یکی از سیدیها، دکتر امین در مورد دانایی مؤثر مطلبی را بیان میکنند. ایشان اشاره میکنند که خودشان در مقطعی فکر میکردند با تفکر و عقل خودشان میتوانند مسیرشان را پیدا کنند، اما در ادامه، خساراتی را متحمل شدند.
از این موضوع میتوانیم اینگونه برداشت کنیم که اگر قرار بود انسان تنها با تفکر و عقل خودش به مقصد برسد، فلسفه وجود همه انبیا، راهنمایان و آموزگاران زیر سؤال میرفت. زمانی که خداوند انسان را خلق کرد، اگر واقعاً انسان نیازی به راهنما نداشت، طبیعتاً راهنما و کتاب را نیز برای او به وجود نمیآورد. بنابراین، در اینجا متوجه میشویم که تفکر بهتنهایی نمیتواند ما را به مقصد برساند و خالق هستی این توجه را داشته که همراه با خلقت انسان، راهنما و کتاب نیز برای او وجود داشته باشد.
در کنار تفکر، تجربه نیز قرار دارد. وقتی به کارهایی که در زندگی انجام میدهیم نگاه میکنیم، میبینیم آموزشهایی که دریافت میکنیم، چه در کنگره ۶۰ و چه از طبیعت و زندگی، تا زمانی که به مرحله عمل نرسند، تأثیر چندانی در زندگی ما نخواهند داشت. به همین دلیل است که همواره بر عمل و انجام دادن تأکید شده است؛ زیرا تا زمانی که دانستههای ما به عمل نرسند، تفاوت چندانی با فردی که چیزی نمیداند نخواهیم داشت.
در قرآن کریم نیز در این زمینه آمده است:
«إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»
میبینیم که در کنار ایمان آوردن، بر عمل صالح نیز تأکید شده است. اگر انسان دانستههای خود را اجرایی نکند و آنها را به مرحله عمل نرساند، آن بلوغ و رشد لازم در وجود او شکل نمیگیرد.
در خصوص آموزش نیز میتوانیم بگوییم اگر آموزش نداشته باشیم، آن بینش و شناخت لازم در ما ایجاد نمیشود و زیربنای تغییر، تبدیل و ترخیص در انسان شکل نمیگیرد. به همین دلیل است که در کتب آسمانی و در جوامعی که در آنها زندگی میکنیم، اینهمه بر آموزش و کسب دانش تأکید شده است.
بارها این جمله را شنیدهایم که: «ز گهواره تا گور دانش بجوی.»
اگر آموزش از زندگی انسان حذف شود، طبیعتاً عملکردی هم که باید داشته باشد، عملکرد مطلوبی نخواهد بود.
در راستای این مثلث که همه ما در کنگره روی آن کار میکنیم، تمرین و تکرار باعث میشود آستانه تحمل ما بالا برود. برنامههای مداوم و آموزشهایی که در کنگره ۶۰ وجود دارد، مانند آموزش رانندگی است.
وقتی میخواهیم رانندگی یاد بگیریم، ابتدا کتاب و قوانین راهنمایی و رانندگی را مطالعه میکنیم؛ اما صرفاً با خواندن کتاب نمیتوانیم بگوییم که راننده هستیم. در کنار آموزش تئوری، باید مربی و آموزشگر نیز حضور داشته باشد و شخص پشت فرمان بنشیند و قوانینی را که به او آموزش داده شده، در عمل اجرا کند.
وقتی به مرحلهای میرسیم که خودمان رانندگی میکنیم، دیگر دائماً به ترمز و کلاچ نگاه نمیکنیم. این همان دانایی و آموزشی است که باعث میشود در نهایت به یک راننده خوب و حرفهای تبدیل شویم.
در اینجا و در داستان دانایی مؤثر، میتوانیم این نکته را برای خودمان یادآوری کنیم که همین تکرار و تمرین باید در زندگی ما نیز وجود داشته باشد. قطعاً بهروز شدن و آموزش دیدن باید در کنار تفکر قرار بگیرد. لازم است مرتب خودمان را بررسی و به نوعی «چکاپ» کنیم و از یک راهنمای خوب بهره بگیریم؛ راهنمایی که بتواند عیبها و ایرادهای ما را به ما نشان دهد و در برطرف کردن آنها کمکمان کند.
به مرور زمان، ما میتوانیم توانایی لازم را به دست آوریم. طبیعی است که در این مسیر، مشکلاتی در زندگی ما وجود داشته باشند که اجازه تغییر، تبدیل و ترخیص را به ما ندهند. همانطور که در کتابها و دروس کنگره آموزش میبینیم، در کنار این آموزشهای ارزشمند میتوانیم بر جهل و مشکلات خود غلبه کنیم.
در کنار آموزشها، نواقص ما نیز بروز پیدا میکنند؛ مسائلی مانند تنبلی، غرور، غرایز و منیت که میتوانند باعث شوند دانایی مؤثر در ما شکل نگیرد. بنابراین، این هوشیاری باید حتماً در کنار استاد یا راهنما اتفاق بیفتد؛ در کنار استادی که بهصورت مستمر ما را بررسی و نقاط ضعفمان را به ما یادآوری کند.
گاهی در برابر مشکلات مغلوب میشویم و احساس میکنیم دیگر توان ادامه دادن نداریم، اما اینجاست که راهنما به ما یادآوری میکند که نترسیم، ادامه دهیم و تلاش کنیم. حضور یک راهنمای خوب میتواند یأس و ناامیدی را از ما بگیرد و امیدواری را جایگزین آن کند.
این اتفاق به واسطه حضور یک آموزشگر خوب و یک راهنمای خوب شکل میگیرد و ما باید در زندگی خود قدردان چنین انسانهایی باشیم. در کنگره ۶۰ نیز به خوبی شاهد این اتفاق هستیم.
در پایان، از اینکه شنونده صحبتهای من بودید، صمیمانه تشکر میکنم.
تایپ و ویرایش: همسفر علیرضا
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
83