این دستور جلسه به ما یادآوری میکند که میزان دانایی انسان صرفاً به سواد، مدرک یا جایگاه علمی او نیست؛ همانگونه که انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بلکه به نوع اندیشه، رفتار و عملکرد او است؛ بنابراین، داشتن دانش و تحصیلات بالا لزوماً به معنای دانایی نیست؛ چراکه گاهی انسانهایی را میبینیم که از علم و دانش بالایی برخوردارند، اما نتوانستهاند آموختههای خود را در زندگی به کار بگیرند و رفتارهایی از خود نشان میدهند که بیانگر نادانی است. در آموزشهای کنگره۶۰، دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش شکل میگیرد. هنگامی که انسان آموزش را با تفکر و تجربه همراه میکند، این سه ضلع بهتدریج به تعادل میرسند و دانایی در وجود او شکل میگیرد؛ اما دانایی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که از مرحله دانستن عبور کرده و به مرحله عمل برسد؛ یعنی انسان بتواند آموختههای خود را در زندگی به کار گیرد؛ در اینجا است که دانایی به دانایی مؤثر تبدیل میشود؛ داناییای که میتواند در اندیشه، رفتار و انتخابهای ما اثر بگذارد و مسیر زندگیمان را به سمت تکامل و آرامش هدایت کند.
همسفر زهرا و مسافرشان هادی با آخرین آنتیایکس مصرفی مسافر، تریاک، شیره و قرص وارد کنگره۶۰ شدند؛ به مدت ۱۱ ماه به روش DST و شربت OT و با راهنمایی مسافر حسین و همسفر آزاده سفر کردند. رشته ورزشی مسافر در کنگره۶۰ فوتسال و همسفر بدمینتون است. همسفر زهرا مسافر تغذیه سالم به روش دژاکام میباشند که با راهنمایی همسفر سهیلا در حال سفر هستند و ۳ کیلو افزایش وزن داشتند.
این جمله چه پیام و هشداری برای شما به همراه دارد؟ «میزان دانایی به سواد نیست، تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید.»
علامت و نشانه دانایی، تفکر و انديشه ما است و ما در طول زندگی روزمره با آن همیشه مواجه میشویم؛ همچنین ما با مشکلات گوناگون روبهرو خواهیم شد، اما اینکه چه راهی را انتخاب کنیم نشان از دانایی ما است. لزوماً انسانهای باسواد و تحصیل کرده، این طور نیست که حتماً باید دانا باشند، لباس پوشیدن نیز نوعی ارزش محسوب میشود آن هم برای خودمان؛ در کل نشانه دانایی به نوع تفکر، کردار و رفتار ما منتهی میشود. به کسانی میتوان دانا گفت که از مثلث جهالت، ترس، نااميدی و منیت عبور کنند و برای به دست آوردن دانایی باید زحمت و تلاش بسیاری کشید آن زمان میزان دانایی ما مشخص خواهد شد.
از دیدگاه شما، ارتباط و زنجیره میان «سواد، دانایی و دانایی مؤثر» چگونه شکل میگیرد و از چه نشانههایی میتوان دریافت که فردی به دانایی مؤثر رسیده است؟
این زنجیره همانند فرایند تولید است و باید مراتب خود را به ترتیب طی نماید و این خود یک مثلث را تشکیل میدهد که میتوان آن را مثلث تکامل نامگذاری کنيم. سواد یعنی توانایی خواندن و نوشتن؛ اما وقتی سواد با تجربه، تفکر و آموزش ترکیب شود به دانایی ختم میشود؛ زمانی دانایی به دانایی موثر ختم میشود که به عمل و نتیجه ختم شود و هرچه را که یاد گرفتیم وارد مرحله عملی و اجرایی کنیم، کسی که به دانایی مؤثر رسیده حرف و عملش یکی است.
از نظر شما، منیت چه تفاوتی با دانایی دارد و چه راهکاری میتواند انسان را از منیت به سمت دانایی مؤثر هدایت کند؟
منیت میگوید من میدانم، من برتر و توانمند هستم؛ اما دانایی چه میگوید؟ من نمیدانم، من تشنه یاد گرفتن و آموزش گرفتن هستم؛ اینکه بتوانی بپذیری که نمیدانم، این بزرگترین دشمن منیت و بهترین دوست دانایی به شمار میرود. دانایی یعنی خیلی چیزها هست که من هنوز بلد نیستم و باید یاد بگیرم؛ دانایی یعنی وقتی مرتکب اشتباهی شدی، توان معذرتخواهی کردن و گذشتن داشته باشی. آدمهايی که منیت دارند، مدام از خود تعریف میکنند؛ اما انسان دانا نمیگوید که من میدانم این فرق بین منیت و دانایی است. با تکرار و تمرین میتوان از منیت به سمت دانایی موثر رفت و همینکه با خود تکرار کنی من نمیدانم و آموزشهای کنگره را اجرایی کنیم.
به نظر شما، مؤثرترین راه برای تبدیل دانایی به دانایی مؤثر چیست و چه نقشی در این مسیر بر عهده خود انسان است؟
انسان باید شرایطی ایجاد کند که داناییاش بهروز باشد؛ باید از حالت تماشاچی خارج شویم و وارد بازی شویم، باید هر چیزی که یاد گرفتیم هر چند که کوچک باشد آن را درست انجام دهیم.
آیا دانایی مؤثر در یک موضوع، برای همیشه در وجود انسان باقی میماند یا برای حفظ و تقویت آن، نیاز به آموزش و تجربه مداوم داریم؟
وقتی به مهارتی دست پیدا کردیم، نباید آنجا متوقف شويم بلکه باید یادگیری و تمرین همیشگی باشد؛
دانایی موثر نیاز به نگهداری و تقویت دارد این مسیر یک مقصد ثابت نیست بلکه یک سفر همیشگی است و انسان نیاز به سوخت و انرژی دارد؛ چه چیزی زیباتر از اینکه این انرژی از طریق آموزش همیشگی، تجربه و تامین شود؛ توقف در این جریان به معنای خروج از وضعیت دانایی موثر و بازگشت به وضعیت ناآگاهی است.

دانایی چگونه میتواند قدرت تفکر، حل مسائل و مشکلات زندگی را در انسان تقویت کند؟
دانایی چراغ روشنی است که همه چیز سر جای خودش دیده میشود؛ دانایی ترمز احساسات منفی را میکشد و وقتی که دانایی داریم، میدانیم که عصبانیت فقط مسأله را خرابتر میکند؛ پس ابتدا حس خودمان را آرام و شفاف میکنیم. کسی که دانایی ندارد یک اشتباه را ده بار تکرار میکند و هر بار نیز شاکی است. دانایی به تفکر ما جهت و آرامش درست میدهد، باعث میشود که ما به مشکلات به چشم بنبست نگاه نکنیم بلکه به چشم رشد توجه داشته باشیم.
آیا رسیدن به دانایی موثر در یک بخش از زندگی به معنای توانایی به کارگیری آن در تمام مسائل و مراحل زندگی است؟
خیر اصلاً این طور نیست؛ رسیدن به دانایی موثر در یک بخش از زندگی به هیچ وجه به این معنا نیست که در تمام مسائل و بخشهای دیگر نیز دانایی موثر داشته باشیم؛ فردی ممکن است در مسائل کاری بسیار موفق و اهل تفکر باشد اما همان فرد در مسائل عاطفی و خانه چندان دانایی نداشته باشد؛ پس قرار نیست در همه زمینهها دانا باشیم، دانایی فقط در یک رشته خاص است.
چرا انسانی که واقعاً به دانایی رسیده است، معمولاً خود را دانا معرفی نمیکند و ابراز دانایی میتواند نشانهای از نادانی باشد؟
در کتاب ۶۰ درجه استاد سردار اینچنین میگویند که اگر بوی گل و یا چمنی حقیقی باشد، نیازی به بیان نیست، زیرا از فاصله دورتری نیز میشود آن حس را دریافت کرد؛ یعنی اگر یک گل دارای عطر خوشی باشد نیازی نیست که داد و فریاد کند که من گل هستم و عطر و بوی خوبی دارم هر کسی که کنار او باشد این عطر خوش را حس میکند؛ انسان دانا هیچ وقت نمیگوید که من دانا هستم اگر چنین بیان کند از نادانی او است.
به نظر شما چه چیزی باعث میشود انسان در مواجه با برخی مشکلات، بهجای اضطراب و پریشانی با آرامش و تفکر، در زمان مناسب اقدام به حل آن کند؟
وقتی که انسان دانا میشود و دانایی موثر را اجرایی میکند. انسان دانا میگوید در وهله اول نباید نگران باشم و برای حل مشکل تلاش میکنم؛ شخصی که آموزش دیده است فکر میکند از چه راهی میتواند مشکل را حل کند و به افکار منفی و ترس اجازه ورود ندهد. مهندس عزیز میفرمایند که ما آمدهایم به این دنیا که روش حل مشکلات را یاد بگیریم و وقتی مشکلی حل شد، باید منتظر مشکل بعدی به نوعی دیگر باشیم؛ پس انسانی که آموزش دیده و رو به دانایی است به خود اضطراب و پریشانی راه نمیدهد و نفسی عمیق میکشد.
سخن پایانی:
در پایان از جناب مهندس بزرگوار سپاسگزاریم که با تهیه و ارائه سیدیهای آموزشی، کتابها و مقالات همواره در مسیر افزایش دانایی و آگاهی ما تلاش کردهاند؛ حال این وظیفه ما است که روی هر سه ضلع مثلث دانایی خود یعنی تفکر، تجربه و آموزش به بهترین شکل کار کنیم تا بتوانیم آموختهها و دانستههای خود را از مرحله ذهن و گفتار به مرحله عمل برسانیم؛ زیرا نشانه واقعی دانایی انسان، نه در میزان دانستن و سخن گفتن، بلکه در تفکرات، رفتار و اعمال او نمایان میشود.
طراحان سؤال: همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیستوششم) و همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
تنظیم کننده: همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیستوششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
182