مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
دانایی به سواد، تحصیل، تمدن و لباس نیست. دانایی اندیشه و تفکر و انتخابهای ما در مسیر زندگی است. به فرموده جناب مهندس «نشانه بارز نادانی، فریاد زدن دانایی است». انسان دانا ساختارها را به وجود میآورد و انسان نادان باعث نابودی ساختارها میشود.
دانایی سه ضلع دارد (تفکر، تجربه و آموزش). تفکر توسط عقل صورت میگیرد و تجربه همان حسی است که قوه عقل را به کار میاندازد و آموزش را از افرادی که به دانایی رسیدهاند فرا میگیریم.
دانایی مؤثر، دانایی است که بتوانیم به آن عمل کنیم و از خواستههای نامعقول بگذریم؛ باید بدانیم که هر عالمی دانا نیست. سواد و علم در همه ما وجود دارد؛ ولی فقط نیازمند آموزش و تمرین است، پس بیسواد بودن به معنای نادانی نیست.
مشارکت مکتوب همسفر اشرف
قبل از این که وارد کنگره شوم؛ حتی فکر نمیکردم روزی مسافرم به درمان قطعی برسد و جایی باشد که اینگونه امواج عشق و محبت بین افراد وجود داشته باشد و علم درست زندگی کردن را به صورت رایگان آموزش بدهند.
قبلاً فکر میکردم هر کس مدرک تحصیلی بالایی دارد داناتر است و بهتر هم زندگی میکند. اکنون با آموزشهای کنگره متوجه شدم علم و تحصیلات بالا خوب است؛ ولی دانایی جهانبینی بالا و طرز رفتار درست با خانواده و اطرافیان به داشتن تحصیلات بالا نیست.
افرادی هستند که فقط سواد خواندن و نوشتن دارند؛ ولی در تربیت فرزندانشان بسیار موفق بودند؛ چون این افراد از جهانبینی و علم درست زندگی کردن بالایی برخوردار هستند و با چند برخورد و گفتگو با این افراد متوجه میشویم که چهقدر دانایی و آرامش دارند.
اگر در گذشته مشکلاتی برای خودمان و دیگران بوجود آوردهایم به این علت است که فرمان عقل را به عنوان یک فرمانده کاملاً اجرا نکردیم. عقل برای انجام هر کاری در زمان خودش فرمان میدهد؛ اما بیشتر اوقات به فرمان نفس گوش میدهیم و هر روز مشکلات ما بیشتر میشود تا اینکه با خود تصمیم قاطع میگیریم، برای موفقیت و پیشرفت باید فرمان عقل را اجرا نماییم و کمکم شاهد کمتر شدن مشکلات و پیروزی در زندگی میشویم.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه (ر)
دانش واقعی این است که میزان نادانی خود را بدانیم، دانایی ما در زندگی بر اساس (تفکر، آموزش، تجربه) و دیدگاه ما انجام میگیرد. انسان در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر آنچه میخواهد با خود همراه داشته باشد؛ باید با تفکر و اندیشه باشد.
میزان دانایی به سواد و تمدن نیست انسان؛ باید تفکر کند. دانایی بر اساس تصمیماتی که در زندگی میگیریم نشان داده میشود. گاهی مواقع با انسانهایی روبهرو میشویم که شاید علم و دانایی بالایی دارند؛ اما در کل انسانهایی نادان هستند، پس نتیجه میگیریم سواد بر مبنای علم و دانایی نیست. عدهای از انسانها حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند؛ اما رفتار و کردار آنها نشانه بیسوادی و نادانی آنها نیست.
انسانها؛ باید حرکت کنند و دانایی خود را تغییر بدهند تا بفهمند دانایی عبور از مرحله جاهل بودن است. اضلاع مثلث دانایی(تفکر تجربه، آموزش) است. اگر این اضلاع برابر نباشند دانایی فقط بر مبنای دانستن است. این سه ضلع؛ باید با هم رشد کنند و هماندازه باشند تا تعادل حفظ شود.
اگر میخواهیم به دانایی مؤثر برسیم؛ باید رشد کنیم و صور پنهان و آشکار خود را آموزش بدهیم، مثل مثلث دانایی که باید سه ضلع با هم رشد کنند؛ باید نقاط ضعف و قوت خود را اصلاح کنیم. زمانیکه درون و بیرون ما یکی باشد به دانایی رسیدهایم. وقتی با تمام وجود سعی میکنم از تمام ضدارزشها دوری کنم و در مسیر تزکیه قرار بگیرم به تدریج به جایگاهی میرسم که می توانم دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.
مشارکت مکتوب همسفر پگاه
آگاهی همان توانایی دانستن و درک کردن رویدادها و تجربیات است. این توانایی به ما اجازه میدهد تا از وجود خود، دنیای اطراف و افکارمان آگاه شویم و این آگاهی شامل: اطلاعات وسیعی از تجربیات، احساسات، ادراکات، افکار و خاطرات ما است.
دانستن به تنهایی موجب دانایی نمیشود؛ باید بتوانیم این دانستهها را به عمل تبدیل کنیم. در عمل کردن به دانستهها است که دانایی شکل میگیرد. اگر در هر زمینهای علم کسب کنیم؛ ولی نتوانیم از آن استفاده کنیم علم ما هیچ ارزشی نخواهد داشت.
دانایی ما در قالب انتخابهایی که انجام میدهیم و رفتارهایی که نشان میدهیم آشکار میشود. دانایی مربوط به میزان علم و سواد و حتی وضعیت ظاهر و لباس شخص نیست با اینکه سواد و ظاهر اهمیت ویژهای دارند؛ ولی تفکرات و رفتارهای ما است که میزان دانایی ما را مشخص میکند. دانایی در تشخیص درست از غلط کارهای ما یاری کننده خواهد بود. به امید تبدیل کردن دانایی به دانایی مؤثر.
مشارکت مکتوب همسفر معصومه
ابتدا باید تفاوت دانایی، دانایی مؤثر و سواد را متوجه شویم. دانایی؛ یعنی داشتن دانش و اطلاعات و دانایی مؤثر مرحلهای است که بتوانیم با تفکر درستی و نادرستی کاری را تشخیص دهیم و تصمیم درست و عاقلانه بگیریم.
سواد میزان تحصیلات یک فرد است. هر فردی که سواد بالاتری دارد دلیل بر داشتن دانایی بالا نیست. فردی که خواستههایش را با تفکر درست و مثبت اجرا میکند فردی دانا است؛ حتی اگر انسانی بیسواد باشد. فردی که به دانایی مؤثر رسیده باشد با رفتار، گفتار و اعمال خود باعث آرامش خود و دیگران میشود.
قبل از ورودم به کنگره فکر میکردم افرادی که تحصیلات بالایی دارند خیلی دانا هستند و در زندگی و حل کردن مشکلات موفقتر هستند؛ ولی در این زمان با آموزشهای کنگره دریافتم فردی که تحصیلات بالاتری دارد فقط علم آن درس را دارد؛ ولی ممکن است در مثلث جهالت ( ترس، ناامیدی و منیت) قرارداشته باشد. انسان با قرار گرفتن در مرحله دانایی مؤثر میتواند رفتارهای خود را تغییر دهد و تبدیل به یک انسانی شود که در مسیر ارزشها قدم برمیدارد.
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون اول)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
127