English Version
This Site Is Available In English

دانایی، مسیر چگونه زیستن

دانایی، مسیر چگونه زیستن

دانایی در نگاه اول واژه‌ای ساده به نظر می‌رسد که همه به آن علم داریم؛ اما در حقیقت مفهومی بسیار عمیق‌تر از صرفاً «داشتن اطلاعات» را در خود جای داده است. درواقع دانایی؛ یعنی تبدیل دانش به بینش. دانش؛ یعنی من بدانم چه چیزی درست است؛ اما زمانی که به این بینش برسم که آن را چگونه و کجا به بهترین شکل به کار بگیرم تا به نتیجه برسم به مرحله دانایی وارد شدم؛ به بیان دیگر توانایی تشخیص و تمایز اصلی‌ترین پارامتر در مقوله دانایی است.

قدرت تشخیص در تمایز میان مسائل اصلی و فرعی جهت رسیدن به آرامش و نتایج قابل قبول، همیشه در تمام مراحل زندگی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. به نقل قول از سقراط «داناترین مردم کسی است که می‌داند هیچ نمی‌داند».

اگر من به عنوان یک رهجو بتوانم بپذیرم که وسعت ندانسته‌هایم بسیار است به راحتی می‌توانم پله‌های دانایی را یکی یکی طی کنم. اگر من در ابتدای ورودم به کنگره بر این باور بودم که جهان‌بینی را می‌دانم، اکنون پس از گذشت سال‌ها به این یقین رسیده‌ام که هیچ نمی‌دانم. در جزوات جهان‌بینی مباحث مهمی همچون منیت، ترس، ناامیدی، مراتب نفس و بسیاری دیگر به طور واضح و شفاف توضیح داده شده؛ اما تجربه به من نشان داد اگر بر روی دانایی خودم تمرکز کافی نداشته باشم و در جهت افزایش و تقویت آن گام برندارم درواقع در فراگیری مباحث ذکر شده دچار ضعف و حتی رکود خواهم شد؛ در نتیجه در مرحله بسیار پایینی از جهان‌بینی کم کم رو به زوال خواهم رفت.

مبحث دانایی آنقدر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که در کنگره به دو بخش «دانایی» و «دانایی موثر» تقسیم شده است. در مسیر دانایی، من قدرت تشخیص صحیح یا غلط بودن مسائل مختلف و حتی خواسته‌های معقول و نامعقول نفس خود را کسب می‌کنم؛ اما زمانی به دانایی موثر می‌رسم که توانایی اجرای آنها را داشته باشم؛ به بیان دیگر در مرحله دانایی موثر، عمل کردن اصلی‌ترین پارامتر است.

اما من چگونه می‌توانم به مرحله دانایی برسم؟ اگر بیاموزم و بپذیرم که از بدو ورود به کنگره باید گوش به فرمان راهنما باشم، از مسیر صحیح خارج نشوم، به هنگام بروز چالش‌های زندگی از کوچک‌ترین تا بزرگترین آن‌ها خودم را نبازم و سعی در افزایش نقطه تحمل داشته باشم، همچنین به دنبال یافتن راه حل برای آن مشکل باشم، قطعاً پس از خروج از آن مشکل من به دانایی نسبی رسیده‌ام. باید این نکته مهم را در نظر بگیرم زمانی که با بحرانی مواجه شدم اول در تلاش برای پیدا کردن راه‌حل بحران باشم و پس از گذر از آن به دنبال علت و بررسی جهت جلوگیری از تکرار آن موضوع باشم.

من به تجربه دانستم اگر در دل مشکلی قرار بگیرم و تفکرم در جهت یافتن راه‌حل آن پیش برود بی‌شک درهای بسته‌ای که هرگز فکر نمی‌کردم روزی باز شوند به رویم گشوده خواهند شد و حتی مسیرهایی که تا قبل از آن برایم باز بود و به دلیل بسته بودن حس‌هایم آن‌ها را نمی‌دیدم، اکنون به راحتی برایم قابل تشخیص و مشاهده می‌شوند و در واقع القائات و الهامات را از طرف جهان هستی و قدرت مطلق می‌توانم دریافت کنم. همه این‌ها چیزی نیست جز افزایش دانایی.

وقتی از مشکلی با موفقیت بتوانم عبور کنم به همان میزانی که تلاش کردم به دانایی من اضافه می‌شود و اگر به مرحله‌ای رسیدم که توانستم با تشخیص راه صحیح و اشتباه، در کاربردی کردن مسائل قدم بردارم به دانایی موثر دست می‌یابم؛ چرا که در مرحله دانایی موثر، به اجرا درآوردن و عمل کردن مهم‌ترین مسئله است.

دانایی؛ علمی است برای چگونه زیستن و در نهایت با آرامش در کنار دیگر انسان‌ها زندگی کردن؛ اما سواد؛ ابزاری است برای رسیدن به دانایی. درواقع مجموع اطلاعاتی که در اثر خواندن و نوشتن در دنیای مدرسه، دانشگاه، رسانه و فضای مجازی و به طور کلی جامعه دریافت می‌کنیم را سواد می‌نامیم؛ اما سواد صرفاً به خواندن و نوشتن محدود نمی‌شود و با گذر زمان متوجه گستردگی آن از جمله سواد عاطفی، سواد مالی و  غیره می‌شویم.

پس مجموع اطلاعاتی که در قالب سواد آنها را آموختیم ابزارهایی مهم برای فهم بهتر دانایی هستند. کنگره همه این دانایی‌ها را به من منتقل کرد تا پس از سال‌ها حضور و تلاش بدانم هنوز نمی‌دانم.

نویسنده: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت 
همسفران نمایندگی یوسف تهران 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .