English Version
This Site Is Available In English

بهای دانایی بسیار سنگین است

بهای دانایی بسیار سنگین است

امروز جلسه دوازدهم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی نمایندگی حسن‌آباد با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» در تاریخ شنبه ۷شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر روزی من شد در این جایگاه قرار بگیرم و از مشارکت همه عزیزان آموزش بگیرم. شاکر خداوند هستم و دست همه راهنماها و خدمتگزارانی را که یاری کردند تا به این مرحله برسم، می‌بوسم و برایشان بهترین آرزوها را دارم. موضوع دستور جلسه امروز "دانایی، دانایی مؤثر و سواد" است. تفاوت دانایی با سواد در مسیر به‌دست آوردن آن‌هاست. دانایی مجموعه‌ای از آگاهی و اطلاعات است که می‌تواند از راه تجربه به دست بیاید؛ اما سواد الزاماً آکادمیک است و معمولاً از طریق تحصیل در یک رشته خاص به دست می‌آید. گاهی اوقات بهای دانایی بسیار سنگین است. چینی‌ها مثالی دارند که می‌گویند: تجربه دانشگاه خوبی است، اما گاهی شهریه آن بسیار گران تمام می‌شود. در هر صورت، دانایی چه از مسیر تحصیل به دست آمده باشد و چه از تجربه و آگاهی عمومی، زمانی ارزشمند است که به اجرا درآید. ما برای دانسته‌ها ارزش چندانی قائل نیستیم، مگر اینکه بتوانیم آن‌ها را در زندگی اجرا کنیم. هرچه این اجرا دقیق‌تر و بیشتر باشد، طبیعتاً کیفیت زندگی فرد نیز بالاتر خواهد رفت.

این موضوع در کنگره ۶۰ هم صدق می‌کند. کنگره مجموعه‌ای از قوانین و فرامین دارد که در طول زمان و متناسب با نیازها و شرایط مختلف شکل گرفته‌اند و امروز لازم است این قوانین به‌درستی اجرا شوند. ممکن است فردا شورای دیده‌بانان تصمیم جدیدی بگیرند، در قانونی تجدیدنظر کنند یا نکته‌ای به آن اضافه شود؛ اما در مجموع، یک شعبه زمانی می‌تواند پویا و موفق باشد که قوانین کنگره را به‌درستی و به‌روز اجرا کند. امروز اعضای این شعبه از شعب مختلفی مانند رباط‌کریم، پرند، صالحی ۲ و صبا در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و یک مجموعه واحد را تشکیل داده‌اند. اگر قوانین، فرامین راهنما و قوانین مربوط به لژیون و مرزبانی را به‌درستی اجرا کنیم، کیفیت کار بالاتر می‌رود و سرعت رشد ما نیز بیشتر می‌شود. برعکس، اگر شعبه‌ای از قوانین روز فاصله بگیرد و فقط بر اساس مطالب قدیمی و چیزهایی که سینه‌به‌سینه منتقل شده‌اند عمل کند، به‌مرور از پویایی خارج می‌شود. مانند بیماری‌ها و ویروس‌ها که دائماً تغییر می‌کنند و به‌روز می‌شوند؛ طبیعتاً داروها و روش‌های مقابله با آن‌ها نیز باید متناسب با شرایط جدید تغییر کنند تا سلامت دوباره برقرار شود.

دانایی مؤثر نیز دقیقاً همین مفهوم را برای من دارد؛ یعنی هر چیزی که در یک شعبه پویا مانند شعبه حسن‌آباد یاد می‌گیرم، به اندازه‌ای که آن را اجرا کنم، در زندگی من تأثیر خواهد گذاشت. مؤثر یعنی تأثیرگذار. برای مثال، من سی‌دی را می‌نویسم؛ این کار یک وظیفه و الزام است، اما هدف آن صرفاً انجام تکلیف نیست. این الزام برای یادگیری من است تا کیفیت آموزش و عملکردم بالاتر برود. وقتی سی‌دی را می‌نویسم و از آن برداشت می‌کنم، اگر آن برداشت را در زندگی به اجرا بگذارم، آن آموزش تبدیل به دانایی مؤثر می‌شود و عصاره آن سی‌دی می‌تواند کیفیت زندگی من را تغییر دهد. امشب مصادف با ولادت است؛ قصد ورود به بحث مذهبی ندارم، اما می‌توان گفت پیامبران الهی نیز برای انتقال فرامین و قوانین آمده‌اند تا انسان از جهل و ناآگاهی خارج شود. کسانی که آن فرامین را اجرا کردند، به رستگاری رسیدند و کسانی که از مسیر خارج شدند، گرفتار پیامدهای آن شدند. نمی‌توان برخلاف جهت آب شنا کرد؛ اگر قرار است به نتیجه برسیم، باید آموزش‌ها را در عمل به کار بگیریم.

در سفر اول، تقریباً برای همه مسیر مشخصی وجود دارد؛ هرچند نوع پروتکل‌ها ممکن است با یکدیگر متفاوت باشد. همه باید در جلسات حضور داشته باشند، سی‌دی‌های خود را بنویسند و اگر مصرف نیکوتین یا قلیان دارند، در لژیون سیگار شرکت کنند. هرچه این موارد دقیق‌تر انجام شوند، سفر باکیفیت‌تر و راحت‌تری خواهیم داشت. اما در سفر دوم شرایط متفاوت است. دیگر نمی‌توان گفت که برای آموزش جهان‌بینی زمان مشخصی مانند ۱۰ یا ۱۱ ماه تعیین شده است؛ ادامه این مسیر به خواسته و تلاش خود فرد بستگی دارد. هرچه خواسته فرد بیشتر و تلاش او برای اجرای آموزش‌ها بیشتر باشد، کیفیت سفر دوم نیز بالاتر می‌رود. ممکن است فردی یک سال از رهایی‌اش گذشته باشد، اما از نظر جهان‌بینی و آموزش از فردی که مدت بیشتری در سفر دوم بوده، جلوتر باشد؛ چون این بخش به خواسته و تلاش خود شخص وابسته است و زمان مشخصی برای آن تعیین نشده است.

در مورد تولدها نیز اعتقاد من این است که هر تولد در زمان خودش اتفاق می‌افتد و نمی‌توان آن را صرفاً یک اتفاق تصادفی دانست. ممکن است به دلیل برنامه‌های شعبه، یک تولد در هفته‌ای برگزار شود که در ظاهر ارتباط مستقیمی با آن ندارد، اما شاید همان دستور جلسه و همان زمان، پیامی برای فرد داشته باشد. امشب نیز تولد حسن عزیز و سال اول رهایی او را جشن می‌گیریم.همه عزیزان او را می‌شناسند و می‌دانند که مانند همه انسان‌ها، تخریب‌هایی داشته است. نمی‌توان گفت فردی با تخریب زیاد وارد کنگره شده و فرد دیگری تخریب نداشته است. به اعتقاد من، انسان زمانی سفر خوبی را آغاز می‌کند که به نقطه خواسته برسد؛ یعنی بفهمد در چه شرایطی قرار دارد و درک کند که نیاز به سفر و درمان دارد. اگر فرد به این نقطه برسد، هیچ چیزی نمی‌تواند مانع او شود. حسن مقاومت داشت، اما خواسته بسیار خوبی هم داشت. شغل او رانندگی است و گاهی سرویس‌هایش شبانه یا بین‌شهری است و طبیعتاً شرایط سختی دارد. با این حال، اگر بی‌نظمی می‌کرد، من با او مماشات نمی‌کردم و او نیز فرمانبرداری می‌کرد. این مسئله بسیار مهم است. گاهی تشری که راهنما می‌زند، در واقع یک «به جای خود» است؛ یک تکانه که اگر فرد آن را درست دریافت کند، به جای اینکه به راهنما فکر کند که چرا چنین حرفی زد، به خودش نگاه می‌کند و می‌پرسد من کجای کار اشتباه کردم. حسن هم در مسیر خود تکانه‌های زیادی دریافت کرد، اما مقاومتش خوب بود و امروز در جایگاهی نشسته که می‌تواند از تولد و رهایی خود لذت ببرد.

به حسن عزیز، همسفرشان و دختران گلشان تبریک می‌گویم. داشتن فرزند کوچک و حضور در کنگره طبیعتاً سختی‌های خودش را دارد، اما با وجود این شرایط، از نظر آموزشی و نوشتاری غافل نشدند و مسیر خود را ادامه دادند. به همسفر حسن و راهنمای همسفرشان نیز تبریک می‌گویم و از همه کسانی که در شکل‌گیری این تولد نقش داشتند تشکر می‌کنم. در پایان می‌خواهم بگویم تولدها فقط یک جشن نیستند؛ تولد قرار است تصویری در ذهن یک تازه‌وارد یا سفر اولی ایجاد کند تا خودش را در این جایگاه ببیند. فردی که امروز از تخریب‌های گذشته خود صحبت می‌کند و از مسیری که طی کرده می‌گوید، در واقع پیامی به دیگران منتقل می‌کند که بدانند این راه، مسیر درستی برای درمان و رسیدن به حال خوب است. امیدوارم این تولدها برای کسانی که خواسته ضعیف‌تری دارند، یک تصویر ذهنی و انگیزه ایجاد کند تا در ادامه شاهد نیروهای بیشتری برای سفر و تولدهای بیشتری باشیم. همچنین امروز دو رهایی از سیگار «ویلیام و وایت» داریم که از طرف خودم به سردار عزیز و حمزه عزیز تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت در سفر دوم را دارم. امیدوارم خداوند فرصت آموزش و خدمت در کنگره ۶۰ را از من نگیرد. ممنونم که به صحبت‌هایم توجه کردید.

سخنان مسافر حسن:

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر. از آقای مهندس تشکر می‌کنم از راهنمای همسفرم تشکر می‌کنم. از همسفرم و دخترهای گلم که قبل از ورود من به کنگره، با تمام سختی‌هایی که به وجود آوردم، من را تحمل کردند تشکر می‌کنم. زمانی که مصرف‌کننده بودم، فکر می‌کردم حالم خوب است، اما امروز متوجه شده‌ام که واقعاً این‌طور نبوده است. من در همدان، ساعت ۱۱ صبح از خواب بیدار می‌شدم و تا ساعت ۱۱ شب در گاراژ بودم. در تمام این مدت، ارتباطی با خانواده نداشتم و خانواده من در واقع همان دوستان مصرف‌کننده‌ام بودند. بیشتر زمان و انرژی من در همان محیط می‌گذشت و خانواده‌ام از حضور و محبت من محروم بودند. امروز خدا را شکر می‌کنم که این فرصت نصیبم شد تا وارد کنگره ۶۰ شوم و مسیر زندگی‌ام را تغییر بدهم.

قبل از ورود به کنگره، خیلی خانواده‌ام را اذیت کردم و منیت زیادی داشتم. حتی زمانی که می‌خواستم راهنما انتخاب کنم، به دنبال راهنمایی سخت‌گیر بودم و فکر می‌کردم هرچه راهنما سخت‌گیرتر باشد، آموزش و درمان من بهتر خواهد بود. اما به من گفتند که آموزش‌های کنگره ۶۰ یکسان است و مهم، خواسته و عملکرد خود رهجوست. در نهایت آقا مهدی را به عنوان راهنمای خود انتخاب کردم. امروز خدا را شکر می‌کنم که حالم خیلی بهتر شده است. امیدوارم بتوانم در این شعبه بمانم، خدمت کنم و همچنان آموزش بگیرم؛ چون می‌دانم مسیر من هنوز ادامه دارد و برای بهتر شدن زندگی‌ام، به آموزش و خدمت نیاز دارم. از همه عزیزانی که در این مسیر به من کمک کردند، سپاسگزارم و امیدوارم بتوانم با عملکرد درست، بخشی از محبت و زحماتشان را جبران کنم.

سخنان راهنمای همسفر:

سلام دوستان الهه هستم یک همسفر. خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر این فرصت نصیبم شد تا در این جایگاه قرار بگیرم. ابتدا این تولد را به آقای مهندس و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم و به آقای مهدی مختاری نیز تبریک عرض می‌کنم. قطعاً راهنمای مسافر سختی‌های زیادی را تحمل می‌کند تا بتواند یک مسافر را از تاریکی بیرون بیاورد، او را به سمت نور و روشنایی هدایت کند و دانایی او را به دانایی مؤثر تبدیل نماید. به حسن آقا و همسفرشان  تبریک می‌گویم و برای هر دوی این عزیزان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم. خانم فاطمه یکی از بهترین رهجوهای من هستند. ایشان بسیار مؤدب و خوش‌اخلاق هستند و در طول سفر هیچ‌گاه از مسافر خود گله و شکایتی نداشتند. همیشه فرمانبردار بودند و قبل از هر حرکتی، ابتدا تفکر می‌کردند و بعد تصمیم می‌گرفتند. همین ویژگی‌ها باعث شده است که مسیرشان را با آرامش و آگاهی بیشتری ادامه دهند و آموزش‌های کنگره را به خوبی در زندگی خود به کار بگیرند. خانم فاطمه در رشته معماری تحصیل می‌کنند و در پایان هر کدام از سی‌دی‌های خود، نقاشی می‌کشند و احساسات و حس‌های خوب خود را از این طریق به من منتقل می‌کنند. ایشان در چندین جایگاه نیز خدمت می‌کنند در لژیون سردار حضور دارند، ورزشبان پارک هستند و به عنوان رابط خبری سایت فعالیت می‌کنند. با وجود داشتن سه فرزند، تمام این خدمت‌ها را با عشق و علاقه انجام می‌دهند و این برای من بسیار ارزشمند است. در پایان این تولد را به حسن آقا، خانم فاطمه و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم و برای تک‌تک این عزیزان از خداوند بهترین‌ها را خواستارم. امیدوارم همیشه در مسیر آموزش، خدمت و زندگی، نور و روشنایی همراهشان باشد.

سخنان همسفر:

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. خداراشکر می‌کنم که در این جایگاه قرار دارم از ایجنت و گروه مرزبانی شعبه حسن‌آباد و پرند تشکر می‌کنم. از مسافرم تشکر می‌کنم از راهنمای مسافرم تشکر می‌کنم از راهنمای خود خانم الهه تشکر می‌کنم از راهنمای تازه‌واردینم خانم سمانه تشکر می‌کنم از خانم طاهره تشکر می‌کنم. ما با یک شرایط خیلی بدی وارد کنگره شدیم ولی هزاران‌بار شکر که در مسیر کنگره قرار گرفتیم. مسافرم بسیار فرمانبردار بودند و در خانه هم تمام آموزش‌ها را کاربردی می‌کردند و روز به روز شرایطمان بهتر می‌شد وقتی در خانه بودند و می‌خواستند تلفنی با راهنمای خود صحبت کنند به احترام ایشان بلند می‌شدند و صحبت می‌کردند با فرمانبرداری خود نور و روشنایی را به زندگیمان برگرداند و توانست عشق را به دختر هایمان بدهد. از آقای مهندس تشکر می‌کنم این آرامش را مدیون ایشان هستم از راهنمای خود تشکر می‌کنم که با صبوری خود به من آموزش دادند تا در مقابل مسافرم قرار نگیرم و بال پرواز برای او باشم، از فرزندانم تشکر می‌کنم که در این مدت صبوری کردند و حالا در کنار پدرشان آرامش دارند. امیدوارم اجر این خدماتشان در زندگی‌شان جاری و ساری باشد.

سخنان همسفر:

سلام دوستان سامیه هستم همسفر. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم. از راهنمای پدرم و راهنمای مادرم تشکر می‌کنم. از خانم سمانه و حسین آقا تشکر می‌کنم. اگر آقای مهندس و راهنمایان نبودند این حال خوب و تجربه نمی‌کردم. امیدوارم روزی بتوانم در کنگره خدمتگزار شوم و این حال خوب و به دیگران هدیه کنم.

سخنان همسفر:

سلام دوستان یسنا هستم همسفر. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم. از آقا مهدی و خانم الهه تشکر می‌کنم. از خانم سمانه و حسین آقا تشکر می‌کنم که این حال خوب و به ما هدیه دادند.

 

تصاویری از رهایی نیکوتین «ویلیام وایت» مسافر حمزه و مسافر سردار به راهنمایی راهنما مسافر جعفر

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .