یازدهمین جلسه از دوره اول جشنهای هفته دیدهبان، مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی فردوسی مشهد، با استادی دیدهبان محترم مسافر بابک ، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه "هفته دیدهبان" پنجشنبه 5 شهریور ماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.
_Copy1.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، بابک هستم، یک مسافر.
خیلی خوشحالم که بار دیگر در نمایندگی فردوسی در خدمت شما هستم. چه خوب که آقای دبیر، صحبتهای پارسال من را خواندند تا از بیان مطالب تکراری جلوگیری شود و در آخرین لحظه، حرفهای جدیدی را جایگزین کنم.
هر دفعه که به نمایندگی فردوسی میآیم، من را به حال و هوای سالهای قبل بازمیگرداند و خاطرات گذشته در ذهنم مرور میشود. نمایندگیهای خراسان، هرکدام برای من حس و حال خاصی دارند. تمامی نمایندگیهای کنگره ۶۰ برای ما مانند خانه خودمان هستند، اما نمایندگیهای خراسان برای من حس متفاوتی دارند؛ علیالخصوص نمایندگی فردوسی که با توجه به عرایضی که پارسال گفته بودم، از همه متفاوتتر است.
اگر به سالیان گذشته برگردیم، امکاناتی که ما در استان خراسان در کنگره ۶۰ برای ارائه خدمات در اختیار داریم، با گذشته بسیار متفاوت است. در هر شعبهای از کنگره ۶۰ که میرویم، میبینیم حداقلها فراهم است و شرایط مطلوبی وجود دارد. در زمستان سرما نمیخوریم و در تابستان آنقدر گرما نمیخوریم که اذیت شویم.
چه بهعنوان یک سفر اولی برای درمان خود اقدام کنیم و چه بهعنوان یک سفر دومی بیاییم و از آموزشهای کنگره استفاده کنیم، شرایط برای ما فراهم است؛ ولی اگر به چهارده یا پانزده سال قبل برگردیم، میبینیم که آن سالها شرایط به این شکل نبود.
یادم هست یک زمان ما به مشهد میآمدیم و از پلههای شورای شهر و شهرداری بارها بالا و پایین میرفتیم تا اجازه بدهند یک جلسه دیگر در این فرهنگسرای الهیه برگزار کنیم.
اما زمانی که دفتر مرکزی به ما اجازه داد یک مکان برای کنگره اجاره کنیم، شرایط مانند امروز نبود که در صورت اجازه دفتر مرکزی بتوانیم حتی دو یا سه شعبه دیگر را خریداری و راهاندازی کنیم. خدا را شکر، امروز بحث مالی در کنگره ۶۰ وجود ندارد که در ادامه راجع به این موضوع نیز صحبت خواهم کرد.
افراد قدیمی به خاطر دارند که نزدیک به ۶۰۰ نفر در همین نمایندگی فردوسی در نوبت پذیرش بودند؛ چون جا نداشتیم و تعداد راهنماهایمان به حدی نبود که اجازه پذیرش تعداد بالایی را داشته باشیم. برای حفظ کیفیت، سقف لژیونها بسته بود.
من قبلاً فکر میکردم اگر در جشن گلریزان شرکت میکنم و مبلغی را برحسب توانم کمک میکنم، دارم به بقیه کمک میکنم؛ بعد که کمی گذشت، فهمیدیم من دارم به خودم کمک میکنم و این پول را برای خودم میدهم و خودم را بیمه میکنم.
_Copy1.jpg)
این فرهنگ بین همه ما در مشهد جا افتاد و هرکس بسته به توان خودش، عاشقانه آن مبلغ را میدهد و این باعث شده است که امروزه به لطف خدا مشکل مالی نداشته باشیم؛ البته این بیمه تا قیامت نیست.
لزوماً ما همیشه از نقاط منفی به سمت نقاط مثبت نمیرویم. گاهی ممکن است اگر حواسمان نباشد و شاکر خداوند نباشیم، همین نعمتهایی را که خداوند به ما اعطا کرده است، از دست بدهیم.
من از آقای مهندس یاد گرفتهام که شکرگزاری فقط این نیست که بگوییم «خدایا شکرت». شکرگزاری در سه مرحله است: در تفکر، در زبان و در عمل.
هنگامی که من در تفکرم شاکر خداوند باشم، زیرساختهای منش درست و رفتار درست را برای خود میسازم تا خداوند نعماتی را که به من داده است، افزون کند. آن صوتی که از من درمیآید تأثیرگذار است و هر زمان شکرگزاری میکنید، با صدای بلند این کار را انجام دهید. اینها همه استدلال خود را دارد و آن صوت خودش میآید و در فضا تأثیر میگذارد.
اما شاکر نعمات خداوند بودن در عمل، بسیار تأثیرگذار است. نهفقط در کنگره، بلکه در زندگی شخصی خودتان نیز از هر چیزی که استفاده میکنید، به نحو احسن استفاده کنید؛ آن میشود شکرگزاری.
اگر بسته به توانایی خود بتوانید کاری را انجام دهید و آن را انجام ندهید، خداوند آن را از شما میگیرد. اگر توانمندی مالی دارید که بتوانید از آن بهره ببرید، اما نبرید، خداوند آن را از شما میگیرد.
اگر میتوانید یک سفر خوب بروید و نمیروید، آن نعمت از شما گرفته میشود. اگر زن یا فرزند خوبی دارید و از حضورش استفاده نمیکنید، چهبسا که بهزودی این نعمت از شما گرفته شود.
حال اگر ما بتوانیم شاکر خداوند باشیم و این ۲۱ نمایندگی در خراسان بزرگ را حفظ کنیم، به قوانین احترام بگذاریم و هر سال در فکر این باشیم که در صورت نیاز، یک شعبه اضافه کنیم، این نعمتها هر روز افزون میشوند.
من همیشه یاد میکنم از کسانی که زحمت کشیدند. آقای سلامی در این ده، پانزده سال که شعب خراسان شکل گرفت، بسیار زحمت کشیدند و بهعنوان اولین ایجنت خراسان، اولین دیدهبان رابط خراسان و همچنین یکی از دیدهبانان پیشکسوت، تلاشهای بسیاری انجام دادند.
آقای کوروش آذرپور، روحشان شاد باشد، یکی از کسانی بودند که در گروه دیدهبانها بسیار زحمت کشیدند. بحث، صرفاً زحمت کشیدن نیست؛ بحث این است که یک فرد چقدر تأثیرگذار باشد و چقدر در سیستم اثر مثبت داشته باشد.
سال قبل هم گفته بودم رنگ شال دور گردن خیلی مهم نیست؛ مهم این است که فرد چقدر تأثیر بگذارد و چقدر در سیستم اثر مثبت داشته باشد.
از اینکه به صحبتهای من توجه فرمودید، سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
%20(Copy).jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
%20(Copy).jpg)
.jpg)
.jpg)
_Copy1.jpg)
مرزبان خبری : مسافر علیرضا
لژیون خدمتگزار : لژیون تازهواردین
تایپ : مسافر مرتضی لژیون هجدهم و مسافر امیر لژیون ششم
ویرایش : مسافر جهان لژیون دوازدهم
عکاس : مسافر محسن لژیون پنجم و مسافر مهران لژیون نهم
تنظیم و ارسال : مسافر حسن لژیون هجدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
305