به نظر من سواد و دانایی دو مقوله متفاوت هستند و داشتن سواد بهتنهایی به معنی دانا بودن نیست. سواد بیشتر به اطلاعات و آموختههایی گفته میشود که انسان از طریق آموزش به دست میآورد. اما دانایی یعنی توانایی تشخیص درست از نادرست و شناختن مسیر صحیح زندگی. ممکن است فردی سواد زیادی داشته باشد، ولی در تصمیمهای زندگی نتواند انتخاب درستی داشته باشد.
دانایی زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که بتوانیم آن را در زندگی خود به کار بگیریم. به همین دلیل در کنگره از مفهوم دانایی مؤثر صحبت میشود. دانایی مؤثر یعنی دانستههای ما از مرحله فکر و اطلاعات عبور کند و به عمل تبدیل شود. برای مثال، ممکن است بدانم دروغ گفتن کار نادرستی است؛ اما زمانی دانایی من مؤثر شده که بتوانم دروغ نگویم یا ممکن است بدانم خشم و عصبانیت به من آسیب میزند، ولی مهم این است که هنگام خشم بتوانم رفتار خود را کنترل کنم.
دانایی از سه ضلع تجربه، تفکر و آموزش شکل میگیرد. تجربه به ما میآموزد که نتیجه انتخابهای گذشته خود را ببینیم و از آنها درس بگیریم. تفکر کمک میکند قبل از تصمیمگیری، موضوع را بررسی کنیم و عجولانه عمل نکنیم. آموزش نیز باعث میشود از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راه درست را بهتر بشناسیم. اگر این سه مورد در کنار هم قرار بگیرند دانایی ما میتواند رشد کند. اما دانایی مؤثر زمانی اتفاق میافتد که این دانایی وارد رفتار و زندگی روزمره ما شود.
بنابراین، دانایی فقط زیاد حرف زدن یا اطلاعات زیاد داشتن نیست؛ بلکه درست زندگی کردن است. هرچه دانایی انسان بیشتر شود، بهتر میتواند مسئولیت انتخابها و رفتارهای خودش را بپذیرد. من یاد میگیرم که به جای ادعای دانایی، تلاش کنم دانستههایم را در عمل نشان دهم. به نظر من ارزش واقعی آموزش زمانی مشخص میشود که باعث تغییر در رفتار و نگرش انسان شود. امیدوارم با آموزش، تفکر و تجربه دانایی خود را بالا ببرم و بتوانم آن را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضوی
- تعداد بازدید از این مطلب :
39